
رمان هشتگ pdf از نگار قاف
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
خلاصه رمان هشتگ
ماری یه دختره جسوره که برای خواسته های خودش می جنگه، یه دختر بلاگرِ که شاخ اینستاست و معروفه، از بچگی عاشق آراز پسر عموشه ولی آراز اونو اصلاً نمیبینه و دوستش نداره تا اینکه آراز تصادف می کنه و به کما میره و وقتی به هوش میاد حافظش رو از دست داده…ماری از فرصت سوء استفاده می کنه و بهش میگه ما قبلاً همو دوست داشتیم و باید ازدواج کنیم؛ ازدواج می کنن و…
قسمتی از متن رمان هشتگ
وقتي رفیقم از من می پرسه من نمی تونم تو چشماش نگاه کنم و دروغ بگم می فهمي؟ رفیقمه، عزیزمه، داداشمه! الان که هيچی نميدونه، اگه نگم ميشه خيااانت!حداقل الان وقتش نيست…بهم زمان بده. مي دونم وقتش نیست مادر آراز کشیدتم کنار و گفت الان واسش زوده. گفت روان پزشکش گفته با شدید ترین هيجاناتش الان نباید روبه رو شه…اینا رو میدونم که بچه ها شب عروسی چيزی نگفتن ماری. ولی درد تو این نیست. ما حداقل به هدف مشترك داریم کیهان. هر دومون نمی خواييم آراز آسیب ببينه. با دروغ گفتن من مي بينه. با گفتن حقیقتت هم میبینه وقتی روان پزشکش گفته زوده، تو چی ميگی؟ الان زوده ماري دو روز دیگه چی؟ دو هفته دیگه؟ دو ماه دیگه؟
اگه می ترسی بين تويی که آخرین انتخابش بودي و اون باز اونو انتخاب کنه این ترس همیشه باهاته ماری تو همیشه با ترس زندگی می کنی اينه اون زندگی ای که می خوای؟ کيهان چی مي فهمید که این زندگی پر از ترس بهتر از زندگی قبليه؟بذار… همه چي طبق اصولش پیش بره. اصول؟ این اصولشه؟ دکترش اينو ميگه. من بهش دروغ نميگم ماري فقط… به خاطر خودش سعي ميکنم تا جايي که ممکنه چيزي نگم ولي…با ترس نگاهش کردم. ولي چي؟ اگه یه روزی مستقیم ازم پرسید… از الان ازت عذرخواهي مي كنم. کیهان…ماری تو برام عزيزی. ميدونم چقدر دوستش داري مي دونم همه جوره پاش وای می ایستی. حتی مي دونم انتخاب درست تويی! ولي من خائن نيستم. اگه انتخاب درستم پس بذار باشم. خيليا ممكنه انتخاب غلطشونو بخوان تو باید اینو خوب بدوني! روز خوش
بعد رفت و من رو با میزي که داشت توسط گارسون پر مي شد، تنها گذاشت. با بغض لعنتي فرستادم كيهان دوست خوب آراز بود. البته که دوست خوبشم باقي مي موند. من چقدر وقت داشتم؟ گوشیم رو چک کردم به قسمت دایرکت های پیجم رفتم و پیامی نظرم رو جلب کرد. سلام روزتون بخير براي تبليغات مزاحمتون شدم. من و دوستم یه کافه زدیم و می خواستیم شما تبلیغ کنید. هم براي کافه هم حمایت از انجمن زنایی که رو پای خودشون وایسادن. يك ابروم بالا رفت مورد خوبي بود براي اعتبارم هم خوب بود. پیام رو جواب دادم؛ مشخصات کافه و پیج رو می گید؟ مي خواستم تبلیغ حضوري باشه شخصا تشریف بیارید و از همین جا ویدیو بگیرید. ممکنه؟ این کار رو قبلا هم بارها انجام داده بودم و یه جورایی روال بود پیام بعدیش هم رسید…هزینه رو هرچی بفرمایید پرداخت مي کنم. فقط ما يه كم عجله داریم.