
دانلود رمان رسم دلدادگی pdf از بهار اشراق
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان رسم دلدادگی
داستان رعنا، دختر ساده و رویا باف شهرستانی، از زمانی آغاز می شود که به تهران می رود تا رویاهایش را دنبال کند. اما دل بستگی عاشقانه، او را از تحصیل باز می دارد و برخلاف خواسته خانوادهاش با کامران ازدواج می کند. ازدواجی که بهایش برای کامران طرد شدن از خانواده است. تا اینکه با بارداری ناخواسته رعنا و رفتن کامران، زندگی رنگ دیگری به خود می گیرد…
قسمتی از متن رمان رسم دلدادگی
محمدرضا با دیدن او که ساعت گوشی اش را چک کرد مکالمه اش را کوتاه کرد شروع به غرغر کرد. ببخشید رعنا جان چند دقیقه که دفتر نباشم همه چی بهم می ریزه انگار نه انگار که قبلش همه ی سفارش هارو کردم…خواهش می کنم …اشکالی نداره…خودت چیکار می کنی؟ …جایی مشغولی یا بخاطر گل پسرت سرکار نمیری؟… نه سرکار نمیرم…خوب کاری میکنی …پسرت بیشتر از هر چیزی به تو احتیاج داره … سری برایش تکان داد و تصمیم گرفت تعارف را کنار بگذارد. شاید محمدرضا می توانست برای او کاری دست و پا کند. با وضعیتی که او داشت دنبال کار گشتن به مراتب برایش سخت تر از قبل شده بود. ولی دنبال کار میگردم …باید مشغول شم… نگاه پر از سوال محمدرضا را که دید هیچ دلش نمی خواست از نیاز مالی این روزهایش حرف بزند اما…
مجبور بود توضیحی دهد؛ با این حرفش انگار محمد رضا تازه دوزاری اش افتاد. بالاخره زندگی خرج داره…بله …بله …زندگی خرج داره…هول شدن محمدرضا از نظرش طبیعی بود. با اینکه از وضعیت زندگی اش تا حدود زیادی برایش گفته بود اما انگار شنیدن این جمله از عروس خانواده ی بزرگمهر زیادی بعید بود. شک نداشت که محمدرضا هنوز عمق فاجعه ی ورشکستگی پدرشوهرش را درک نکرده بود یا حداقل او آن طور که باید نتوانسته بود قضیه را برایش جا بیندازد. یادمه یه دفتر معتبری مشغول کار بودی …چرا دوباره همونجا نمیری؟… پوف کلافه ای کرد .هیچ انتظار این سوال را نداشت . با وجودیکه با محمدرضا راحت بود اما نمی توانست اصل قضیه را بگوید. او حتی بخاطر حیای ذاتی اش قضیه را به کامران هم نتوانسته بود بگوید. کامران خودش از پیام هایی که…