
دانلود رمان کینه کش pdf از راز انصاری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
خلاصه رمان کینه کش
سالها پیش، نامزدم که ازش یه جنین دو ماهه باردار بودم، قبل عقدمون کشته شد… هیچکس به جز آذرخش نمی دونست من باردارم و بعد از چهلم برادرش، عقدم کرد تا بچه ام حلال زاده باشه… سر سفره عقد شرط گذاشت که بعد از هفت ساله شدنِ بچه، من و طلاقم میده و برادر زاده اش رو تنهایی بزرگ میکنه…اما حالا….
قسمتی از متن رمان کینه کش
آذرخش بی امان فریاد کشید: آهای مسلمونا…. برادرم داره جون میده!! یکیتون آمبولانس خبر کنه. حشمت خان که یکی از اقوام پدری اش بود، جواب داد: زنگ زدیم اما هنوز نیومده خودم میبرمش…يه ماشين بيارين. صبر کن پسر…خطرناکه!!آذرخش خروشید. اینکه برادرم و با ماشین شخصی ببرم خطرناکه اما شما که یکی یه تفنگ سرپر چپوندین توی دستتون خطرناک نیست!؟ مهرو هیستریک و دیوانه وار جیغ می کشید و گریه میکرد. حشمت خان بالای سرشان ایستاد.
این رسم ماست آذرخش… قدرت مون و به رخ میکشیم!!کسی که به برادرت تیر زده حتما نا بلد بوده. آذرخش بی توجه به حشمت خان تن آرش را به کمک یکی از جوانان بلند کرد و عقب خودرو خواباند.لعنت به این رسم و رسوماتتون… جوونم رو بستین به رگبار… مطمئن باشین اون تیر انداز رو پیدا میکنم و روزگارش و سیاه می کنم. بلافاصله کنار آرش نشست و سرش را در آغوش گرفت. غریبه که نبود…
برادرش بود که این گونه در خون خود می غلتید. مهرو نیز بلافاصله خودش را در کابین خودرو جا داد. آذرخش غرید تو کجا اومدی!؟ برو پایین… یالا!! توروخدا… آقا آذرخش… اجازه بدین منم بیام…خواهش می کنم… نگران جگر گوشه اش بود. بنابراین رو به راننده گفت: حرکت کن… برو نزدیک ترین بیمارستان…سپس پیشانی عرق کرده ی آرش را با لب های لرزانش مهر کرد: دووم بیار… دووم بیار مرد!!