
دانلود رمان رویای گمشده pdf از مهدیه افشار و مریم عباسقلی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان رویای گمشده
من کارن زندم، بازیگر سرشناس ایرانی عرب که بی پدر بزرگ شده و حالا با بزرگ ترین چالش زندگیم رو به رو شدم. یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم جلوی در خونه ام بچه ایه که مادر ناشناسش تو یک نامه ادعا می کنه بچه ی منه و بعد از آزمایش DNA فهمیدم اون بچه واقعا مال منه! بچه ای که دوست ندارم مثل خودم بی پدر بزرگ بشه اما وجود اون برای شهرت من خطرناکه و باید براش یک مادر پیدا کنم…
قسمتی از متن رمان رویای گمشده
رویا میدونی من آبرو و اعتبارمو از سر راه نیاوردم، درسته؟ نگاهش را میدزدد و سر تکان میدهد. آتش خشمم کم نمیشود، حتی یک ذره! تبعات اتفاق امروز بیچاره ام میکند. مطبوعات از خیر اجتماع همچین خبری نمی گذرند و احتمالا فرزند نامشروعم را نمیپذیرند. یخ را روی شانه اش فشار میدهم و دندان قروچه میکنم. نگاهی به صورت غرق در خواب و آرامش کودکم می اندازم، واقعاً ارزشش را دارد؟
متوجه ای که با نگه داشتن تو چه ریسکی کردم؟ میدونی که اگه من نجاتت نداده بودم الان هنوز تو اون خراب شده بودی؟ بغضش سنگین شده که توانایی حرف زدن منتظر یک اشاره است. احتمالا اشک های تمام نشدنی اش، ما را آب ببرد. نفسم را فوت میکنم…هیچ میدونی چه بلایی سر آینده و شغلم میآد رویا؟ حالا من باید چیکار کنم؟ وقتی شروع به حرف زدن میکند، صدایش از بغض خش دارد. حق با شماست، من میرم… میرم و خودمو تحویل میدم.
شر منم از سر شما کم میشه، نیشخندی میزنم. چه جوجه ی پر دردسر فداکاری! راجع به اونش خودم تصمیم میگیرم. چیزی که میخوام بدونم اینه که دخل تو به این گردن کلفتا چیه رویا؟ چه خبط و خطایی کردی که تا رستوران اومدن دنبالت؟ فکر نکن نشنیدم چی میگفتن بهت! رویا! حرف بزن، تا حرف نزنی ولت نمیکنم. با نوک پاهایش روی زمین اشکال بی هدفی میکشد و ناخنش را میجوئد؛ تته پته میکند …پدر همون… همون بچه ای که -مکث میکند. حرکات پایش روی زمین
من کارن زندم، بازیگر سرشناس ایرانی عرب که بی پدر بزرگ شده و حالا با بزرگ ترین چالش زندگیم رو به رو شدم. یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم جلوی در خونه ام بچه ایه که مادر ناشناسش تو یک نامه ادعا می کنه بچه ی منه و بعد از آزمایش DNA فهمیدم اون بچه واقعا مال منه! بچه ای که دوست ندارم مثل خودم بی پدر بزرگ بشه اما وجود اون برای شهرت من خطرناکه و باید براش یک مادر پیدا کنم...