






دانلود رمان آسیاب pdf از سوزان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی، بزرگسال
خلاصه رمان آسیاب
پسری عیاش و خوشگذرون که با دوستش آمریکا زندگی میکنه و با وجود پولهایی که ماهیانه پدرش براش واریز میکنه بدون هیچ زحمتی به تفریحا ت مختلفش میرسه تا اینکه مجبور میشه به ایران برگرده… و دختری که از بچگی کار کرده تا خواهرش در آرامش زندگی کنه. آشنایی این ها شروع یک قصه اس…ی قصهی پر پیچ و خمی که قراره یک داستان جدید لابلای زندگ دو شخصیت، با دو سطح اجتماعی متفاوت باشه؛ پسری از تبار ثروت و عیاشی و دختری از تبار فقر و سختکوشی… قراره گاهی بخندیم، گاهی اشک بریزیم… و در کنارش شاید بتونیم خیلی چیزها یاد بگیریم.
قسمتی از متن رمان آسیاب
درست بالای سرم عکسی به بزرگی دیوار نصب شده که ابهت «مرحوم اردشیرخان محبی» و به نمایش میذاره و اگر بخاطر حرف شرکا و بقیه نبود که “تا باباش ُمرد از آمریکا اومد ایران و همه چیز رو صاحب شد…” و تبعاتی که ممکن بود این حرفا داشته باشه، قطعا این عکس رو برمیداشتم.
بلند میشم و میرم سمت پردهی کرم رنگ کرکرهای و اونو بالا میدم و چقدر منظره ی تهران از طبقه ی آخر شرکت محبی دیدن داره. با صدای در میچرخم و بفرماییدی میگم که در باز میشه و رزیتا با هفتاد قلم ارایش وارد میشه و اگر منشی شرکت مدلینگ اینجوری باشه دیگه خودتون بفهمید بقیه چه ظاهری دارن، البته برای منی که دور جهان رو گشته بودم کاملا عادی بود.
با عشوه میاد سمتم و میگه: – میلان بچه ها سر عکاسی به مشکل برخوردن اگر میتونی برو بهشون سر بزن. سرمو تکون میدم و رو به سپند میگم: – شازده توهم سرت رو از روی اون برگه ها بردار بیا بریم سر عکاسی. بعدشم با بچه ها قراره بریم خونه ی ساسان تولد دوست دخترشه، بلند شو میگم. بدون اینکه حتی نیم نگاهی بهم بندازه میگه:
– من الان سر کارمم آقای رئیس شما بفرمایید. کلافه نفس عمیقی میکشم و از اتاق میزنم بیرون که رزیتا زیر گوشم میگه: – واقعا نمیدونم چرا با سپند دوستی اونم از نوع صمیمی… آخه هیچیتون مثل هم نیست تو کجا سپند کجا! با اخم رو بهش میگم: – خبرتو رسوندی میتونی بری.
و اینجا همه میدونن نباید به این بچه مثبت بگن بالای چشمت ابروئه! چون با من طرفن. درسته اخلاقامون اصلا شبیه هم نیست و سپند برخلاف من اهل کار و تلاشه؛ ولی تنها فرد زندگیمه که از دوران بچگیم برام مونده. قدمامو تندتر میکنم تا زودتر به بچه ها برسم. شرکت محبی الان یکی از بزرگ ترین شرکت های خاورمیانه و جزء سه شرکت برتر آسیاست که از سه بخش تشکیل شده… قسمت عکاسی و فیلمبرداری، مدلینگ و طراحی و در آخر دوخت و اینجوری بود که از تولید تا مصرف، زیر دست خودمون بود.