
دانلود رمان اوباش pdf از تمنا زارعی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، طنز
خلاصه رمان اوباش
آی نور، یه دانشجوی شهرستانی و به شدت گیج و دست و پا چلفتیه! همه چیز از جایی شروع میشه که دستگاه ایکس باکسِ یه گیم نتی رو می سوزونه و از طرفی ساشا، صاحب گیم نتی که بعد از مشکلاتی که براش پیش اومده حسابی مغرور، از خود راضی و منزوی شده هیچ جوری کوتاه نمیاد و آی نور باید…
قسمتی از متن رمان اوباش
با نزدیک شدن به خونه آماده ی دویدن میشم و از همون سر کوچه تا دیانا حواسش نیست بدو بدو خودم رو میرسونم به ساختمون و قبل از دیانا کلید میندازم. تا میاد وارد بشه سریع در رو می بندم و متکی به در میگم. امروز مال خودمه… غر میزنه…خیلی دیوونه ای زن این اصلا عادلانه نیست. انگشت وسطم رو بالا میارم و از پشت شیشه ی در نشونش میدم … آره آره تو خوبی. به محض تموم شدن حرفم بدو بدو پله ها رو بالا می رم و در واحد رو باز میکنم
کلید رو پشت در میذارم که نتونه بیاد داخل و با خیال راحت شلوارک عزیز و قشنگم رو پام میکنم با مشت که به در میکوبه با آرامش در رو باز می کنم و با دیدن شلوارک مامان دوز خوشگلم پاشو رو زمین می کوبه. به خدا خیلی دیوونه ای آنی…حرفش رو تعریف در نظر میگیرم و روی تشکم ولو میشم. در رو که میبنده با حسرت به شلوارک نگاه میکنه و من بی ادب تر از این حرفام که بهش رحم کنم اصلا یه جوری راحته انگار هیچی پام نیست.
خوشحال از نمکی که روی زخمش پاشوندم دستام رو زیر سرم قلاب میکنم و میشنوم که میگه… احمق خانم! لبخند پھنی تحویلش میدم و با خیال راحت به نیت خوابیدن پتو رو روی خودم میکشم پتوم که کشیده میشه حرصی بلند میشم و دیانا خوشحال از عصبی کردنم میگه پاشو برو از خانم ایمانی یخ بگیر یخ نداریم. بلند میشم و میگم شده با این شلوارک برم دم خونه اشون میرم ولی نمیدم توی لاشخور بپوشیش. عینکش رو بالا میده و صورتش رو کج می کنه…از بس گدایی..