ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان ناخدا

دانلود رمان ناخدا pdf از سحر نصیری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان:عاشقانه

خلاصه رمان ناخدا

تک دختر خونه بود و با تموم اون ارث و میراث هميشه ده قدم از همه عقب بود! چون یه لقب روش بود… مردار! از بچگی زیر هجوم درد و تحقیر بزرگ شد تا جایی که سرنوشت کاری کرد تا بتونه روی پاهاش بایسته و برای اولین بار خودش رو به پدر مستبدش ثابت کنه! پا توی راهی گذاشت که با اون آشنا شد. ناخدا جلال! مردی آروم و جنوبی که کل اهالی بازار ماهی‌گیرها روی اسمش قسم می‌خوردن!…

قسمتی از متن رمان ناخدا

کمی دستش را بالاتر گرفت، ولی با دیدن جسم سفیدی میان دریا وحشت‌زده قدمی به عقب برداشت. «استغفرالله، این دیگه چه موجودیه این موقع شب!» فکر می‌کرد توهم زده و اشتباه دیده است. دوباره نور را به‌سمت دریا گرفت و این بار با دقت بیشتری نگاه کرد. با دیدن دخترکی سفیدپوش که میان موج‌های وحشی دریا روی قایقی کوچک با سرخوشی می‌رقصید قدم عقب‌رفته را به جلو برداشت. دستی به صورتش کشید و هردو دستش را بالا برد. – هی دختر، برگرد این‌جا. مگه دیوونه شدی؟ این وقت شب موج و بی‌رحمی دریا رو نمی‌بینی؟

دخترک لحظه‌ای به‌سوی او بازگشت. ناخدا چندین بار فریاد زد، ولی دخترک اهمیتی نداد و دوباره به‌طرف دریا خم شد. ناخدا کلافه و عصبی دستی به پیشانیش کشید. «خدای بزرگ، این وقت شب وسط دریا… این دیگه چه امتحانیه تو دامن من گذاشتی؟» دوباره نور را به‌سوی دختر سفیدپوش گرفت. با چشمان خودش دید که دخترک دستانش را باز کرد و به‌سمت دریا خم شد. خواست فریاد بکشد و او را از عاقبت کارش باخبر سازد، ولی دیر بود. دخترک سفیدپوش تن به دریا سپرد! ناخدا فریاد‌زنان لباسش را از تن بیرون کشید. «خدایا، همه‌ی کائناتت‌و دست‌به کار کردی که توبه‌ی من‌و بشکنی؟!

حریف ناخدا شدی، گناه توبه شکستنم پای خودت که امشب بلا جلوی پام گذاشتی!» خودش را به آب سپرد و برخلاف جهت موج‌های بلندی که با قدرت تن نیرومندش را به آغوش می‌کشیدند به‌سمت قایق کوچک شنا کرد. به‌سختی و بعداز چند دقیقه تلاش دستش به کالبد بی‌جان دخترک رسید. دستان قوی و تنومندش را دور بدنش پیچید و با تلاش زیاد او را از آب بیرون کشید. دخترک نه تقلایی می‌کرد و نه حتی نفس می‌کشید. ناخدا وحشت‌زده به‌طرف اسکله شنا کرد و جسم سنگین دخترک را روی اسکله‌ی چوبی گذاشت. نفس‌نفس‌زنان چند بار به صورت رنگ‌پریده‌ی دخترک کوبید. – هی دختر؟ چشمات‌و باز کن… زود باش!

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
تک دختر خونه بود و با تموم اون ارث و میراث هميشه ده قدم از همه عقب بود! چون یه لقب روش بود... مردار! از بچگی زیر هجوم درد و تحقیر بزرگ شد تا جایی که سرنوشت کاری کرد تا بتونه روی پاهاش بایسته و برای اولین بار خودش رو به پدر مستبدش ثابت کنه! پا توی راهی گذاشت که با اون آشنا شد. ناخدا جلال! مردی آروم و جنوبی که کل اهالی بازار ماهی‌گیرها روی اسمش قسم می‌خوردن!...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ناخدا
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    سحر نصیری
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    2221
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
45,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 45,000 تومان
  • برچسب ها:
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.