
دانلود رمان پروا pdf از آمنه احمدی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان پروا
پَروا دختر 16 ساله ای که ناخواسته به عنوان جاسوس سیاسی بازداشت میشه، با وجود تمام تلاش هاش مبنی بر عدم اطلاع از این جرم و مدارکی که در کوله پشتی اش جاسازی شده باز هم حرفش را قبول نمیکنند،تاجایی که به او تهمت میزنن! حال پَروا منتظر نامزدش سمیر که پزشک است میماند تا او را از این بند آزاد کند اما آیا سمیر با وجود این قضایا پروا را قبول میکند؟…..
قسمتی از متن رمان پروا
اینا مال توئه درسته؟ نگاهمون به هم گره خورد با اخم ریزی به صورتم دقیق شد و عکس دیگه ای رو کنار دستم روی میز گذاشت. با صدای خشک بازپرس مانندش پرسید: این آدمو میشناسی؟ نگاهم به عکس خورد که یه مرد خوش چهره ی میان سال بود و قاطع لب زدم نه. من تا حالا این مردو ندیدم سرگرد یه دفعه آتیشی شد و با صدای خشک غرید راستشو بگو اینجا منو توییم و من ميخوام هر جوره شده کمکت كنم…ببین توی بد دردسری افتادی تنها راه نجاتت منم
دستش و محکم کوبید روی میز و با همون عصبانیت ادامه داد به نفعه خودته هرچی میدونی بگی من سرنخ هایی پیدا کردم که بیگناهی ولی دادگاه دلیل و مدرک میخواد چه ارتباطی بین تو این مرد هست؟ از برخورد دستش با میز شونه هام بالا پریدن کمرم و راست کردم و با اشک حلقه شده توی چشمم بهش خیره بودم. این روزا شديدا داغون و دل نازک شده بودم. باصدای لرزان و پر از غصه گفتم بخدا من این آدم و نمیشناسم، این مرد و این عکس رو اولین باره ميبينم.
سرگرد عصبی بلند شد و دور خودش چرخی زد. صدای زمزمه ی آرامش رو که زیر لب چیزی میگفت می شنیدم ولی متوجه نمیشدم دقیق چی میگه…طرف راستم ایستاد و خم شد کنارم و عکس های دیگه ای بیرون اورد… عکس طلاهای من تو کوله پشتی ناشناسی کنار کل وسایل ناشناس …عکس خیلی بزرگ شده بود و فقط لوازم داخل کوله مشخص بود…اگر این مرد رو نمیشناسی پس طلا و جواهراتت دستش چیکار می کرد؟ یه چیزی بگو که باور کنم فقط…