
دانلود رمان یهویی پسندیدمت pdf از محیا داودی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، هیجانی
خلاصه رمان یهویی پسندیدمت
نفس، شیطان و لجباز، و رادین، همکلاسیِ همیشه بحث گر، مدام هم دیگر را کلافه میکنند. اما یک ماجرای خنده دار و پیش بینی نشده همه چیز را به هم می ریزد و آنها را وارد چالشی جدید میکند!
قسمتی از متن رمان یهویی پسندیدمت
به ترتیب سپهر، امیر، ارمان بودن و فامیلی سوگل هم کیوانی بود پا شد و شروع کرد به تدریس کردن… خلاصه کلاس بدی نبود؛ شوخ بودن البته اگه اون دخترهای عملی رو فاکتور بگیرم بعد تموم شدم تایم کلاس دخترا دور ور استاد درخشان جمع شدن و سوال درسی میپرسیدن وسایل هامو جمع کردم با سوگل از کلاس زدیم بیرون رفتیم حیاط دانشگاه روی صندلی نشستيم كلاس بعديم بعد نیم ساعت دیگه شروع میشد. خلاصه این نیم ساعت هم با چرت و پرتی های من و سوگل گذشت و رفتم کلاس بعدی فقط تو کلاس استاد درخشان با سوگل همکلاس بودم…
خلاصه کلاسم هام تموم شدن خسته و کوفته به سوی پراید خوشملم رفتمو سوارش شدم و اومدم خونمون زنگ در خونمونو زدم که مامانم جواب داد: بله منم ننه منم…مامانم همینطور که دکمه باز شدن در رو فشار میداد جیغ کنان گفت به من نگو ننه…وارد حیاطمون شدم اوایل پاییز بود برگ های درخت ها زنگ ،نارنجی، قرمز، زرد قهوه ای به خودشون اختصاص داده بودن جلوی دم در خونمون کفشامو در آوردم و پرت کردم نمیدونم کدوم طرف رفتن داخل خونه شدم بوی قرمه سبزی مامانم خونه رو پر کرده بود.
به به ببین ننه مریم من چه کرده از هر انگشت ننه مریمم یه هنر میباره…وقتی مامانم ماهیتابه به دست از آشپزخونه خارج شد دممو گذاشتم رو کولم و پا به فرار گذاشتم رفتم تویی اتاقم لباس هامو با شلوار خونگی و تیشرت پلنگ صورتی عوض کردم واقعا کودک درونم خیلی فعاله هاااا رفتم پایین مامانم داشت با تلفن حرف میزد با چشم ابرو گفتم کیه گفت خالت گفتم سلام برسونه به طرف مبل رفتم روش ولو شدم. اوفففف چقد حرف میزنن نزدیک به یک ساعته دارن…