ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

دانلود رمان سایکوپت pdf از مینا عباسی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: تراژدی، روانشناختی، عاشقانه

خلاصه رمان سایکوپت

چی بگم؟ از چی حرف بزنم؟ اصلاً مونده چیزی برای گفتن؟ یه اشتباه و همه چیزو از دست دادم… همه زندگی‌ام رو! یه لحظه فکر کم بود و این شد نتیجه. بعدش دیگه زندگی نبود… یه موجود زنده‌ی بی‌روح بودم. درد هر ثانیه بیشتر می‌شد و فرصتی برای خوب شدنم نبود …

قسمتی از متن رمان سایکوپت

افرا: مامان جونم این قدر گریه نکن دورت بگردم. نمیرم بمیرم که. مادرش اخمی کرد و گفت: خدا نکنه عزیز دلم قول بده مواظب خودت باشی رسیدی بهمون زنگ بزن…. خدایا چرا انقدر دلشوره دارم خدا عموت رو لعنت کنه. پدرش با ملایمت گفت: خانوم چرا این قدر نفوس بد می‌زنی؟ به خوبی میره و میاد. افرا: آره فدات بشم میرم و به زودی میام واستون کلی وسیله هم می‌گیرم باشه؟ مادرش گوشه چشمش را با شالش تمیز کرد و گفت: الهی دورت بگردم مادر برو به سلامت خودت رو زیاد اذیت نکن. افرا بوسه‌ای روی گونه مادرش کاشت و گفت: چشم قربونت برم، خداحافظ. و بعد پدرش با مهربانی افرا را در آغوش گرفت و گفت:

مواظب خودت باش عزیزم ببخشید که به خاطر ما افتادی توی دردسر ولی هر وقت جایی کم آوردی زنگ بزن خودم میام دنبالت باشه عزیزم؟ افرا: چشم باباجان مواظب خودت و مامان باش. پدرش لبخندی زد و گفت: نگران ما نباش ما چیزیمون نمی‌شه برو به سلامت که الآن دیرت میشه و پرواز میره باید جواب عموت رو بدیم. افرا از پدرش جدا شد و به سمت ماشینش رفت تا با آن تا فرودگاهی که قرار بود همه جمع بشوند برود و بعد از آن با هواپیما به فرانسه بروند. سوار ماشین شد و به فرودگاه حرکت کرد نیم ساعتی گذشته بود که رسیدند و به فرودگاه رسید. از دور عمویش را دید که دستش را برای افرا تکان می‌داد. افرا با اکراه

چمدانش را از صندوق ماشین درآورد و به سمت عمویش رفت، رفت و با او دست داد و گفت: کجا باید برم؟ عمویش: میری سمت اون جایی که اون دختره وایساده دختر خوبیه اسمش شادی هست و بعد از من کارهای کاروان با اونه، پیش اون باش. افرا سری تکان داد و گفت: باشه خداحافظ.  و زود از عمویش دور شد. تنفرش نسبت به او بیشتر از هر کس و هر چیزی بود. در کل زندگی‌اش یادش نمی‌آید از کسی به اندازه عمویش نفرت داشته باشد. وقتی دوستانش از خوبی‌های عموهایشان می‌گفتند به آن‌ها حسودی می‌کرد. به سمت شادی رفت که دخترک لبخندی زد و گفت: سلام عزیزم من شادی‌ام. افرا لبخندی ملیحانه زد و گفت: من هم افرام …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
چی بگم؟ از چی حرف بزنم؟ اصلاً مونده چیزی برای گفتن؟ یه اشتباه و همه چیزو از دست دادم… همه زندگی‌ام رو! یه لحظه فکر کم بود و این شد نتیجه. بعدش دیگه زندگی نبود… یه موجود زنده‌ی بی‌روح بودم. درد هر ثانیه بیشتر می‌شد و فرصتی برای خوب شدنم نبود ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    سایکوپت
  • ژانر
    تراژدی، روانشناختی، عاشقانه
  • نویسنده
    مینا عباسی
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    267
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.