
دانلود رمان شروعم کن تو میتونی pdf از نسترن فتحی اجیرلو
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، واقعی
خلاصه رمان شروعم کن تو میتونی
دختری که دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتقاد ندار؛ نه عشق، نه نفرت. او که سال ها پیش بی دلیل از رابطه اش جدا شد، حالا بازگشته تا دردهای قدیمی را دوباره زنده کند. اما این بار، کسی پیدا می شود که با وجود تمام خطرها، دستش را می گیرد و می گوید: “من اینجام…” آیا این شروع یک داستان جدید است، یا تکرار همان تراژدی قدیمی؟
قسمتی از متن رمان شروعم کن تو میتونی
دوباره آمدی، اینبار شیرین تر از قبل دروغ می بافی، زیرکانه تر لبخند می زنی و دلبرانه تر ناز می کنی! اما نازنین بعد از رفتنت دلم مرد و خیلی وقته که مغزم تصمیم می گیرد نه دلم! پس لوند و دلبرانه که هیچ، عاشقانه و صادقانه هم که بیایی من دیگه نیستم. لجن کشیدی دنیام رو با وجود تو عشق در من تغییر معنا داده به لجن می کشی واژه ها رو، فربد شکست نخور فقط دوباره عشقم باش. من عزیز کسی نیستم؛ من نمی خوام دوباره شکست بخورم. چرا اینطوری می کنی عزیزم. سال ها منتظر در زدنت بودم، برای تویی که بخاطرت زندگیم رو خراب کردم.
هی، گاهی تنهایی آنقدر قیمت داره که در را باز نمی کنم حتی برای تو که…ترانه خواهش می کنم، دیگه تنهات نمیذارم. به این حرفا میگم حرفای یه دل معصوم که زندگیش به دست تو ویرون…اونقدر بخاطر تو از دیگرون طعنه خوردم که دیگه به این حرفا نمی گم. طعنه نزن ترانه خواهش می کنم… خداحافظی نذاشت حرفی بزنه گوشی رو قطع کرد. موبایل رو انداخت رو تخت؛ خودش رو تکون داد و به طرف روشویی رفت تا وضو بگیره؛ سجاده اش رو باز کرد بلند شد تا بره از جیب مانتوش تسبیح رو برداره که دید تسبیح تو جیب مانتوش نیست؛ یادش نمی اومد که چیکارش کرده؛ برگشتم و نمازم رو خوندم…
نماز رو که تموم کردم به فکر فرو رفتم، به روزایی که خودش رو بدبخت کرده… به روزایی که زندگیش به خاطر کسی از هم پاشیده بود که یه زمانی زندگیش رو ساخته بودم. یه روزی معنای زندگیش بود؛ نمی تونست به اون زندگی نکبتی که کرده بود فکر کنه وقتی فکر می کر… برای هیچ چیز فریاد می کشید دیونه وار به همه می پرید، چون همه تو اون زندگی نکبت بارش نقش داشتن؛ نشسته بود که بهترین همدم زندگیش وارد اتاق شد…چطوری ترنم جونم؟ لبخندی کم رنگی کناره گوشه لب های کوچیک و پف کرده اش ظاهر شد تا ناراحتیش معلوم نباشه، خوبم تو چطوری فاطمه…به سلامتی لبخندی که کمکت میکنه برا همه توضیح ندی حالت داغونه آبجی گوشای خودت درازه؛ از وقتی اومدی فهمیدم حالت داغونه؛ رنگت پریده…