ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان های ویژه

رمان تنهایی ماهتینار

دانلود رمان تنهایی ماهتینار pdf از رهایش 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی

 

خلاصه رمان تنهایی ماهتینار

مهرجو، وکیلی که در دادگاه‌ ها به دنبال عدالت است، در زندگی شخصی با بی‌ عدالتی‌ های خانوادگی دست و پنجه نرم می‌ کند. داستان از نگاه او، گذشته‌ پر التهاب خانواده (از رازهای قدیمی تا خیانت‌ها) و تأثیر آن بر حال حاضر را روایت می‌ کند. در این میان، برخی پرونده‌ های کاری‌ اش به طرز عجیبی با زندگی شخصی‌ اش گره می‌ خورند… گویی قاضیِ درونش باید یک‌ بار برای همیشه حکم نهایی را صادر کند!

قسمتی از متن رمان تنهایی ماهتینار

مهرجو دستگیره ی در را چسبیده، به طرف برادرش چرخیده و منتظر بود او ادامه دهد. جویا قفل گوشی اش را باز کرد و حین چک کردن پیامهایش گفت: به زن بدبخت میگه خودت نتونستی زن پسر همسایه شی، دخترتو دادی به پسر همسایه؟مهرجو با لبخند و به تأسف سر جنباند و وارد دستشویی شد. هنوز در را نبسته بود که صدای باز شدن در واحد و آواز خواندن زیر لبی مهرداد را شنید. سر مهرداد چنان گرم بود که بی تعادل قدم برمیداشت و مشخص بود بعد از تمام شدن جشن عروسی هم همچنان به نوشیدن ادامه داده است. جویا سرجایش نشست و خیره ی پدرش شد. مهرداد دستی به      جیب هایش کشید، بعد نگاه دور سالن چرخاند و خیره ی جویا پرسید: کو؟

و وقتی جویا بی جواب ماتش ماند، او چرخید و نگاهی به اطراف انداخت. نیست…جویا برخاست. چی؟ مهرداد به سمت کاناپه رفت، تنه روی آن انداخت و درازکش شد. ریموت ماشینم…اون چیه تو دستت پس؟ مهرداد ریموت را بالا گرفت، نگاهی به آن انداخت و زیر خنده زد. حالا مهرجو از دستشویی بیرون آمده بود و به پدرش که بی ملاحظه و بی توجه به نیمه شب بودن، بلند بلند می خندید نگاه می کرد. نصف شبه. تذکرش خنده ی مهرداد را قطع کرد. برگشت و با لبخند به پسر بزرگش چشم دوخت. نیست…مهرجو حین خشک کردن دستانش راه افتاد و روی مبل روبهرویی کاناپه نشست. کی؟ چی درواقع. ریموت ماشینو میگه. صدای جویا از آشپزخانه می آمد. مهرجو به ریموت سفیدی که مهرداد جلو چشمش تاب میداد چشم دوخت و پدرش حرف جویا را تصحیح کرد: منیرخانوم.

عطر قهوه بلند شده بود. مهرجو نفس عمیقی کشید و پشت گوشش را خاراند. منم جاش بودم، الان این جا نبودم. همین خود تو، تو و اون جویای… جویای…جویا ی… جویا واژه را به او رساند: ورپریده. مهرجو سر چرخاند و با لبخند به برادرش نگاه کرد. مهرداد ادامه داد: پفیوز ! تو و اون… این جویای پفیوز وزه پرروش کردین که…لطفاً درمورد مامان درست صحبت کن، مهردادخان. مهرجو تذکر داد و وقتی مهرداد دوباره با صدای بلند خندید، اخم کرد و دوباره تذکر داد: هیس! خوابن ملت، بابا! یس. خوابن. ببین، من خیلی فکر کردم… ِکی؟ داشتم می اومدم…با این سر داغ فکرم مگه میتونستی بکنی؟ فکرای داغ داغم کردم…آره. اتفاقاً مهرداد گفت و دوباره خندید، بعد نشست و ریموت را روی میز انداخت.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
مهرجو، وکیلی که در دادگاه‌ ها به دنبال عدالت است، در زندگی شخصی با بی‌ عدالتی‌ های خانوادگی دست و پنجه نرم می‌ کند. داستان از نگاه او، گذشته‌ پر التهاب خانواده (از رازهای قدیمی تا خیانت‌ها) و تأثیر آن بر حال حاضر را روایت می‌ کند. در این میان، برخی پرونده‌ های کاری‌ اش به طرز عجیبی با زندگی شخصی‌ اش گره می‌ خورند... گویی قاضیِ درونش باید یک‌ بار برای همیشه حکم نهایی را صادر کند!

 
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    تنهایی ماهتینار
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده
    رهایش
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    2226
  • منبع تایپ
    ناب رمان
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.