ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان که تو در دلم نهادی

دانلود رمان که تو در دلم نهادی pdf از مریم سلطانی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان که تو در دلم نهادی 

لحظه‌ ای که او را دیدم، بی‌ اختیار خاطره‌ ای زنده شد؛ روزی که سر تصمیمم با مامان بارها و بارها کشمکش داشتیم. مادری که همواره مخالف رفتنم بود و دیگران را واسطه می‌ کرد تا مرا به ماندن راضی کند. اما من، راه نجات را تنها در رفتن یافته بودم… و اکنون این صحنه، همچون انعکاسی از آن روز پیش رویم ایستاده است.

قسمتی از متن رمان که تو در دلم نهادی  

هیچی دیگه تکرار نمیشه. روی حرفت نمیذاشتی و پا نمیشدی همراش تا اینجا بیای! تو چرا با خودت فکر نمی کنی من شاید رفتم چون دلم می خواست یه بار دیگه فقط کنارش باشم. بدون اونکه برام مهم باشه واقعاً کجام یا اون کجاست. یا…خب که چی، رفتی. نتیجهش چی شد؟ شانه هایم در جایشان دوباره تکان کوچکی خوردند و گفتم: هیچی… جز اینکه فهمیدم دیگه اگه بخوامم هیچی شبیه قبل نمیشه. اون دیگه به من نزدیک نمیشه. حرف نمیزنه، حتی تو لحظه هایی که فکر می کنم بین این همه آدم تنهاترینم نگام نمیکنه و من بازم به تنها چیزی که فکر میکنم جای خالیه اونه. صدای خاله دهان او را که آماده ی گفتن و نصیحت دوباره بود بست و چشمانش را سمت در کشاند. آذین، نوا اومده؟

آذین جواب خاله را در حالی داد که من روی تخت او می نشستم و تلفنم را که ساعتی بود از آن غافل شده بودم، به یاد مامان از جیبم بیرون می آوردم. آره. الان رسید. با این حرف، عجله کرد و سوی در شتافت و من با نگاهی به او صفحه ی تلفنم را باز کردم. عجیب بود که مامان بعد از پیامم و جوابی که داده بود دیگر پیگیر نشده بود! آن هم او که آن همه اصرار به آمدنم و رسیدنم، آن هم درست همین امشب داشت. صفحه ی چتم با مامان را بستم و مشغول باز کردن  دکمه های مانتویم شده بودم که صدای دینگ پیامی نگاه بی تفاوتم را سمت گوشی برد. مانتویم را در آوردم و کناری گذاشتم و سمت گوشی خم شدم. اما دستم درست لحظه ای که آذین به اتاق برمیگشت…با دیدن پیامی که روی صفحه ظاهر شده بود، بالای گوشی خشک شد.

آذین پیش می آمد و من گیج و واج به نامی که بیش از یک سال تمام دیگر روی صفحه ی تلفنم ظاهر نشده بود فکر می کردم. به نامی که فرستنده ی آن پیام کوتاه بود که میگفت: ولی نگه داشتن حرمت کسی كه بهش علاقه داری، از صدبار گفتن جمله ی “دوستت دارم” ارزشمندتره…چیه چرا اینجوری موندی؟ با سری کج نگاهش کردم، که خم شد و بیوقفه گوشی را از روی تخت برداشت. ببینم چیه! به آرامی در جایم ایستادم و او را که پس از وقفه ی زیادی دست از نگاه کردن و خواندن برمیداشت نگاه کردم. حالت نگاهش عوض شده بود وقتی که گوشی را به من برمیگرداند و میگفت: یادت باشه این یه قانون نانوشته هست که میگه، همه ی اکس ها یه روز دوباره به یه بهانه ای مسیج میدن. همهشون. بی برو برگرد.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
لحظه‌ ای که او را دیدم، بی‌ اختیار خاطره‌ ای زنده شد؛ روزی که سر تصمیمم با مامان بارها و بارها کشمکش داشتیم. مادری که همواره مخالف رفتنم بود و دیگران را واسطه می‌ کرد تا مرا به ماندن راضی کند. اما من، راه نجات را تنها در رفتن یافته بودم... و اکنون این صحنه، همچون انعکاسی از آن روز پیش رویم ایستاده است.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    که تو در دلم نهادی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    مریم سلطانی
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    1164
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.