آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
نازنین، دکتری با تجربه اما بداخلاق و کج خلق است که تجربه ی تلخ و عذاب آوری را از زندگی زناشویی سابقش با خودش به دوش میکشد. برای او تمام مردهای دنیا مخل آرامش و آسایشند. در جریان سیل ۹۸، نازنین داوطلبانه برای کمک به سیل زدگان به منطقه ای در جنوب فرستاده میشود و همه چیز برای او، بعد از آشنایی با رها سلطانی، سروانِ ارتشی که مانندِ او برای کمک به سیل زدگان اعزام شده و همکاریِ پر چالششان تغییر میکند!
- نام کتاب: اکو
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، ارتشی، پزشکی
- نویسنده: مدیا خجسته
- صفحات: 3545
خلاصه کتاب:
داستان رمان "غریبهای در خانه" داستان زنی خانهدار و آرام به نام کرن از طبقهی مرفه است؛ که در یک خانهی زیبا زندگی میکند و همراه همسرش زندگی آرامی دارد؛ اما این آرامش با توفانی عجیب مواجه میشود. شبی تام، همسر کرن به خانه میآید و متوجه میشود همسرش درحالیکه هیچکدام از وسایلش را برنداشته و در خانه را هم قفل نکرده است با ماشین خانه را ترک کرده و هیچ یادداشتی هم از خود نگذاشته است. همزمان پلیس در آن سوی شهر جایی که محلهی مناسبی برای زنی مثل او به حساب نمیآید گزارشی از یک تصادف دریافت میکند.
- نام کتاب: غریبه ای در خانه
- ژانر: جنایی، معمایی، ترسناک، هیجانی، پلیسی، رازآلود
- نویسنده: شاری لاپنا
- صفحات: 202
خلاصه کتاب:
«آسمان» معلّم ادبیات یک دبیرستان دخترانه است که در یک روز پاییزی، اتفاقی به شیرینیفروشی مقابل مدرسهشان کشیده میشود و دلش میرود برای چشمهای چمنیرنگ «میراث» پسرکِ شیرینیفروش! دست سرنوشت، زندگی آسمان و خانوادهاش را به قتلهای زنجیرهای زنانِ پایتخت گره میزند و دختر قصّه را به صحنهی جرمی میرساند که بوی خون میدهد و بویِ عود.
- نام کتاب: هم قبیله
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: زهرا ولی بهاروند
- صفحات: 2082
خلاصه کتاب:
داستان درباره دو برادریست که به جبر روزگار، روزهایشان را جدا و به دور از هم سپری میکنند؛ آروکو در ایران و دیاکو در دبی! آروکو که عشق و علاقه او را به سمت هنر و عکاسی و تئاتر کشانده است، با دختری به نام الآی آشنا میشود؛ دختری که مهارتش در تئاتر و بازیگری زبانزد است. در سوی دیگر داستان دیاکو وجود دارد. دیاکویی که نزدیکانش قصد زمین زدن او را دارند، اما با برگشت او به ایران ورق برمیگردد و همه چیز را تغییر میدهد...!
- نام کتاب: هوکاره
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، روانشناسی
- نویسنده: مهسا عادلی
- صفحات: 2058
خلاصه کتاب:
همراهی حریر ارغوان طراح لباسی مطرح و معرف با معین فاطمی رئیس برند خانوادگی و قدرتمند کوک، برای پایین کشیدن رقیبها و در دست گرفتن بازار موجب آشنایی آنها میشود. باشروع این همکاری و نزدیک شدن معین و حریر کمکم احساسی میان این دو نفر شکل میگیرد. احساس و عشقی که میتواند مرهم برای زخمهای کهنهای شود که آنها از گذشته با خود به همراه دارند. در حالی که آنها دوشادوش هم پلههای ترقی را با سرعتی بیش از پیش طی میکنند غافل از این هستند که عشق نوپای خودشان هدف رقیبی قَدَر است که آنها را زیر نظر دارد و بواسطه داشتن نفوذیای باورنکردنی از هر چیزی که در کوک و بین معین و حریر میگذرد مطلع است تا در زمان دلخواه زخمکاری خود را بزند.
طوفانی عاشقانه در راه است...
- نام کتاب: مجنون تمام قصه ها
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: دل آن موسوی
- صفحات: 2427
خلاصه کتاب:
کریس همون پسریه که کوزت همیشه میخواسته! شوخ طبع، بانمک، خوشقلب و مهربون. کریس همیشه سعی میکنه تو هر شرایطی، زیبایی و شادی رو پیدا کنه و رو لب همه لبخند بیاره؛ حتی وقتی تو یه کلیسای مخروبه، مشغول جنگیدن با هزاران شیطانه. کریس دقیقا همون چیزیه که کوزت نیاز داره. فقط مشکل اینجاست که کریس یه گرگینه هست و کوزت یکی از پریهای دربار ماه! دربار ماه، تنها دربار پریهاست که روی گرگینهها کنترل و نفوذ داره. کریس حتی اگه خیلی هم خوش شانس باشه، بازم به اندازه کافی قوی نیست تا بتونه حتی برای یکی دو ساعت تو دربار ماه دووم بیاره! چون خیلی زود تو این دربار تبدیل به یه اسیر میشه
- نام کتاب: دربار ماه
- ژانر: عاشقانه، فانتزی، هیجانی
- نویسنده: آیلین ارین
- صفحات: 443
خلاصه کتاب:
رضا پسری درونگرا با یه زندگی بی حاشیه اس اون سعی میکنه تا جای ممکن از آدما و همسالان اش دور باشه و قوانینی که برای زندگی اش وضع کرده رعایت کنه اون توی یه مدرسه دولتی سطح پایین درس میخونه
همه چیز باب میل اون پیش میره تا اینکه یه تاجر معروف برای تنبیه پسرش اون رو به این مدرسه می فرسته و ...
- نام کتاب: اکیپ من
- ژانر: فانتزی، هیجانی، نوجوانی
- نویسنده: رضا رامشک
- صفحات: 80
خلاصه کتاب:
آرنجم رو به زمین تکیه دادم و به سختی نیم خیز شدم تا بتونم بشینم. یقهام رو تو مشتم گرفتم و در حالی که نفس نفس میزدم؛ سرم به دیوار تکیه دادم. ساق دستم درد میکرد و رد ناخون، قرمز و خط خطیاش کرده بود و با هر حرکتی که به دستم میدادم چنان دردی تو مچم میپیچید که نا خودآگاه ریتم نفسهام تند میشد اما با این همه دردش در برابر درد قلب زخمیام هیچ چیز نبود. بوی غذای سوخته خونه رو پر کرده بود و تلفن خونه بیوقفه زنگ میخورد ولی مغزم خالیتر از اونی بود که بتونه دست و پام رو راهنمایی کنه چیکار باید بکنند.
- نام کتاب: هذیون
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه_سآد
- صفحات: 1290
خلاصه کتاب:
به دنبال این نبود ک بفهمد آیا این عشق دوطرفه است یا نه. فقط میتوانست به نقل از گوته بگوید: دوستت دارم، آیا به تو ربطی دارد؟
- نام کتاب: عذاب تاوان
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: رقیه جنگلی
- صفحات: 1887
خلاصه کتاب:
دُرنا که مادرش رو از دست داده و مستقل از پدرش زندگی میکنه، پیام های ترسناکی دریافت میکنه.. از نقاشی کُشتن یک دختر تا عکس خصوصی خودش توی آپارتمانش.. دُرنا تک فرزند پدر و مادریه که دیر بچه دار شدن و جزء البرز که دوست خانوادگیش هست همدمی نداره.. منشاء این وحشت گذشته ایه که دُرنا با یادآوریش باید از گروه خبیث بگه که …….
- نام کتاب: هفت خبیث
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: بهاره حسنی
- صفحات: 1153
خلاصه کتاب:
دلانا طی یک سفر، وارد بازی جدیدی از زندگیش میشه و برای فرار از خانواده متعصبش، به اون سفر ادامه میده و قصد میکنه در شهر جدید بمونه. اما هیچوقت فکرشو نمیکنه که سرنوشت قراره بازی های زیادی رو سرش بباره.
- نام کتاب: کلاغ سفید در مرداب
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی
- نویسنده: بهار سلطانی
- صفحات: 3238
خلاصه کتاب:
در کمد ریلی رو باز کردم و وارد شدم و نگاهی به کت و شلوارم هام انداختم… کت شلوار مشکیم و برداشتم و پوشیدم و رفتم سمت کشوی ساعتها… درش رو باز کردم یکی از ساعتهام رو برداشتم و گذاشتم توی دستم… کشوی بعدی رو باز کردم و کراوات مشکیم و برداشتم و اومدم ایستادم جلوی آینه و بستمش… دستی به ریش سفیدم کشیدم و مرتبش کردم… نگاهم و از آینه گرفتم و کفشهام و پوشیدم و رفتم سمت میز کنسول و تسبیحم و برداشتم و از اتاق اومدم بیرون… در همین حین در باز شده و نیاز وارد خونه شد. رفتم سمتش... تو اینجا چیکار میکنی؟ متعجب نگاهی به سرتاپام انداخت. اومدم چند تا از وسایلم که جامونده رو بردارم. رفتم سمت در... درم پشت سرت ببند .
- نام کتاب: یار و یاور
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: آسمان_65
- صفحات: 1970
خلاصه کتاب:
این داستانی دربارهی فداکاریه... دربارهی مرگ... عشق... آزادی. این داستانی دربارهی یه حس همیشگیه. هیون آنتونلی و کارماین دمارکو در دو موقعیت کاملا، کاملا متفاوت بزرگ شدهند. هیون، یه بردهي نسل دوم، که توی خونهای وسط صحرا محبوس شده، روزهاش پر از کارهای سخت و بدرفتاریهای وحشتناکه. کارماین، توی یه خانوادهی ثروتمند مافیایی به دنیا اومده، یه زندگی پرمزایا و افراطی داره. حالا، چرخش تقدیر سبب میشه که دنیای این دو نفر با هم تلاقی کنه. که میون تارهایی از دروغ و رازها گرفتار بشن.
- نام کتاب: قاتل ضد گلوله
- ژانر: عاشقانه، مافیایی، خارجی، رازآلود، هیجانی
- نویسنده: J_M_Darhower
- صفحات: 1503
خلاصه کتاب:
این قصه فقط قصه من نیست... ما چهار نفریم...چهار تا منفی. هیچ احساس مثبتی بینمون وجود نداره و تا حدودی از هم متنفریم. اما منفی در منفی؟ بیاید از اولش شروع کنیم...از اول اول...چهار شخصیت....
غرق دنیای خودشون... غرق اهداف خودشون...
متنفر از هم...چهار تا شخصیت متفاوت دو خواهر نا تنی از قضا خبر نگار که باید برای برگشت به شغل مورد علاقشون تلاش کنن... باید بهترین خبر استانبول و پیدا کنن...اما آیا با وجود نفرت و لج بازی هاشون با وجود منفی ترین و لجوج ترین های سیاره در مقابلشون...این کار راحته؟
- نام کتاب: منفی چهار
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز
- نویسنده: مرجان فریدی
- صفحات: 458
خلاصه کتاب:
کاترینا مورنو ساکن ایتالیا که از قضا یک رگ ایرانی هم داره..روان شناسی خونده و به خاطر نجات یک دختر از خودکشی بدجوری سر و صدا راه انداخته، با مردی به نام ژاویر جاوید آشنا میشه تا درمانش کنه، ژاویری که سالمه اما از نظر بقیه نه...یه مرد که زندگی خوبی داره اما چون کینه ای هست فکر میکنن دیوونست...و اینجوری سرنوشت دست به دست هم میده تا خانوم روانشناس هم درگیر کینه ی ژاویر جاوید شه! کینه ای که از خود روانشناسا سرچشمه میگیره...
- نام کتاب: گدایی
- ژانر: عاشقانه، هیجانی، انتقامی، کلکلی، همخونه ای، ایرانی، خارجی
- نویسنده: تاکی
- صفحات: 1275
خلاصه کتاب:
مِلالِکین، فرشتهای از آنور مداس، تمام عمرش رو به عنوان یه جنگجو زندگی کرده. جنگ، مرگ، از دست دادن... این اتفاقات تلخ، همراه همیشگی دختر فرشته بودن تا اینکه با مِرا کالاهان آشنا شد! گرگینهای که درنهایت معلوم شد چیزی فراتر از یه گرگ معمولیه. گرگینهای که زندگی دختر فرشته رو تغییر داد و حالا... ملالکین از نو متولد شده. زخمهایی که از گذشته تو عمق روح این دختر حک شده بودن، حالا محو شدن. غم از دست دادن خانواده و رنجهایی که تحمل کرده بود، بهتدریج دارن زیر زندگی جدیدی که ملالکین قصد داره برای خودش بسازه، دفن میشن. اما فقط یه نفر هست که سد راه دختر فرشته شده.
- نام کتاب: ویران شده
- ژانر: عاشقانه، تخیلی، معمایی
- نویسنده: جیمین ایو
- صفحات: 457
خلاصه کتاب:
غروب پر زده از کوه...به چشم گم شده تصویر راه و راهگذر غمی بزرگ * پر از و هم...به صخره سار نشسته است...درون دره تاریک...سکوت بند گسسته است.
- نام کتاب: خزان
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه خانقلی
- صفحات: 1057
خلاصه کتاب:
من سوزانم...تو آمدی قلبم را مال خودت کردی و بد سوزاندیم.. و من می آیم به زودی زود..قلبت را از ریشه میکنم. و تو نمی دانی من دیگر دختر ساده و ابله اون روز ها نیستم. عوض شده ام .. و تو باعثش شدی....
- نام کتاب: عشق سیاه
- ژانر: عاشقانه، غمگین، معمایی، طنز، پلیسی
- نویسنده: آزاده رمضانی
- صفحات: 535
خلاصه کتاب:
با قدم هایی لرزان و خسته؛ تلوتلو خوران از پله ها بالا رفت و دستگیره را پایین کشید و داخل شد. او زنی که روی تخت بود را میپرستید. با تیرکشیدن شقیقهاش، انگشتانش را به پیشانیاش فشرد و قدم به قدم نزدیک تخت شد. لباس کاری اش را از تنش درآورد و چهار دست و پا روی تخت خزید.
- نام کتاب: میکائیل
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: پرستو اسحقی
- صفحات: 1209
خلاصه کتاب:
آرام، زیباترین دختری بود که توی عمرم دیده بودم، خیلی زیبا، اما شاید باورت نشه هیچ پسری جرات نمیکرد دنبالش راه بیفته، آخه کدوم پسر حریف دختری میشه که حداقل توی پنج تا هنر رزمی استاد شده، پدرش کارخونه داشت و یک شرکت بزرگ، راستش ممکنه بپرسین من چطور با این دختر آشنا شدم، داستان جالبی داره، اومده بود به یکی از دوستاش کمک کنه و توی همین گیرودار من باهاش آشنا شدم، دلش رو بردم، دوست شدیم،پدرش برای من شغل خوبی دست و پا کرد، رشته من وکالت بود و تمام کارهای شرکت افتاد دست من، یک جورهایی قادر مطلق اونجا بودم، اینجا بود که کار من شروع شد، یه جورایی اینجا بود که سیب ممنوعه رو خوردم ...
- نام کتاب: وحشی
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، مافیایی
- نویسنده: علی زیبایی
- صفحات: 1128