
دانلود رمان گلاویژ pdf از شبنم کرمی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی، هیجانی، بزرگسال
خلاصه رمان گلاویژ
محسن برادر گلاویژ برای انتقام و شکنجه، عکس های برهنه اش رو برای نامزد گلاویژ فرستاد..
عکس هایی رو نشون عماد داد که هیچ وقت واقعیت نداشت…
قسمتی از متن رمان گلاویژ
محسن اومده توروخدا نذار بهم دست بزنه بدنم درد میکنه جای ضربه های کمربندش توی پشتم میسوزه بهار نذار بیاد من قايم كن…توروخدا…آروم باش گِلا خواهش میکنم آروم باش عزیزم اینجا کسی نیست. داشتی خواب میدیدی…نگاه کن…اینجا خونه ی منه…فقط منم و تو.. باحرف های بهار آرامش به جونم برگ خداروشکر فقط یه خواب بود. با آب قندی که بهار بهم داد آروم ترشدم خدایا کی میخواد کابوس های زندگی من تموم بشه؟ تاکی باید عذاب بکشم!
آروم و بیصدا اشک میریختم که بهار گفت: بهتری؟منو ببخش بهار بخاطر کابوس های هرشبم آرامش و خوابتو ازت گرفتم …عزیزدلم…آرامش تو واسم خیلی مهم تراز این حرفاست فردا میریم پیش یه روان پزشک مشکلتو باهاش درمیون بذار قدم به قدم پیش برو تا همه این کابوس ها تموم بشه! وقتی این کابوس ها تموم میشه که با دست های خودم محسن رو تو قبر بذارم! دختر خوب محسن کجاست تو کجایی.. 4 ساله که اثر کسی توی زندگیت نیست هنوزم داری کابوس میبینی..
باگریه گفتم: میترسم پیدام کنه و دوباره شکنجه ام بده…. میترسم .بهار میترسم دوباره مجبورم کنه باهاش…..میون حرفم پرید و گفت؛ هيس.. ادامه ..نده گذشته ها گذشته.. یه نامزدی اجباری بوده که بهش تن ندادی و فرار کردی. حالا هم که جات پیش من امن وامانه.. نگران چی هستی؟ ياشو.. پاشو بریم بخوابیم که فردا کلی کار سرمون ریخته دختر…