
دانلود رمان نقطه ویرگول pdf از نسا حسنوند
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، مافیایی
خلاصه رمان نقطه ویرگول
سرگذشت زندگی یک زن و مرد است که هر دو در یک نقطه با هم یکی میشوند. زنی شکست خورده به نام سپیده که نوزادش را از دست میدهد و بزرگترین وارث خاقان ها که برای رسیدن به ارث و میراث پدرش، زنی میخواهد که برایش بچه بیاورد. این دو اتفاقی باهم برخورد میکنند و دقیقا وقتی که سپیده میخواهد خودکشی کند سر و کلهی شادمهر پیدا میشود و…
قسمتی از متن رمان نقطه ویرگول
دستی پشت گردن دردناکم کشیدم و همزمان از پشت شیشه به خیابان خلوت چشم دوختم. مامان چرا انقدر بهونه میاری؟ بگو اون شوهرت از خر شیطون بیاد پایین حداقل تو رو بیام ببینم میدونی چند ماه ندیدمت؟ تمام حرف هایم بهانه بود. من هر طور که شده باید به آن عمارت برمی گشتم. به ظاهر کنار خانواده اما در اصل کسب قدرت و همنشینی با پدرم… دورت بگردم مامان من و خواهرتم دلتنگتیم ولی باباتو که میشناسی اون بهتر صلاحت رو میدونه. تک پسرشی مثلاً.
تک پسری که به دستور خودش حق جانشینی نداشت… مادر ساده دلِ من فکر میکرد شوهرش یک بیزینس من قهار و صاحب چندین شرکت واردات صادرات است. البته که تمام این ها بود؛ اما به عنوان یک پوسته ی پوشالی برای مخفی نگه داشتن گندکاری هایش. من نمیدونم با خاقان حرف بزن مامان… بهش بگو دست برداره از سر من من دلم میخواد کنار خانواده م زندگی کنم نه تک و تنها یک گوشه ی این خراب شده. آهی عمیق از پشت گوشی کشید، فکر می کرد به خاطر یک کلکل ساده مسائل شرکت خاقان قصد تنبیهم را دارد…
خبر نداشت این من بودم که برای جانشینی دندان تیز کرده بودم…و خاقان قصد دور کردنم را داشت. میگم بهش چه گرفتاری شدم از دست این پدر و پسر تو خوب مواظب خودت باش غذاتو سر موقع بخور، موقعی که شیفتی هم بگو اون خدمتکارت برات غذا درست کنه ببری غذای بیمارستان رو نخور…از کدام خدمتکار حرف میزد؟ همان خدمتکاری که حق نداشت بیشتر از 2 بار در هفته پا در این خانه بگذارد؟