






دانلود رمان میراث من عذاب pdf از سحر منصور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، ازدواج اجباری
خلاصه رمان میراث من عذاب
در دنیایی که سنت بر احساسات حکم فرمایی میکند، ماهرخ پس از مرگ همسرش به ملکیت برادر شوهرش در می آید. اما این سیستم معیوب نمی داند که امیرحسام عاشق خواهر ماهرخ است. این مثلث عشقی، تصویری تلخ از جامعه ایست که انسان ها را قربانی قوانین خشک خود می کند. آیا این سه نفر جرأت شکستن این زنجیرها را خواهند داشت؟
قسمتی از متن رمان میراث من عذاب
سیاه گوشه ی عکس که با هر نگاه بهش به خودم می پیچیدم؛ اومد کنارم ایستاد. همون موقعی که نگاهم به لبخندش توی عکس بود؛ لبخندی که از بس واقعی بود، باورش برام سخت بود که چهل روز بود زیر این تپه ی خاک دفنش کردن، لبخندی که کل صورتش رو پوشنده بود. حتی قسم می خورم چشمهاش هم لبخند می زدند و امیرحسام با چشمهایی سرخ و با صدایی بم و گرفته که با هر کلمه که از زبونش در می اومد انگار داشت با عزرائیل دست و پنجه نرم می کرد؛ نگاهش توی چشمم خیره موند. روسریت رو بکش جلو! با صدای بوق، از جا پریدم و از یاد و خاطرهای تلخ گذشته بیرون اومدم.
امیر حسام که پشت رُل نشسته بود؛ خم شد و در رو باز کرد. زبونم رو، روی لب های خشک و ترک خورده ام کشیدم و نشستم در رو به آرومی بستم. با اخمی عمیق انگشتهاش رو دور فرمان حلقه کرده بود؛ انقدر محکم که نوک انگشتهاش به سفیدی می زد و با چشمهایی به خون نشسته به داشبورد زل زده بود. رد نگاهش رو گرفتم و… رسیدم به… وای کاش کور می شدم و نمی دیدم. دستبند چرمی که شیرین کل شهر رو زیر پا گذاشته بود تا برای تولد امیرحسام کادو بگیره. اون شب چه ذوقی داشت؛ تا صبح نخوابید. اون شب نه خودش خوابید، نه گذاشت من بخوابم.
فردای اون شب توی یک رستوران سنتی من، امیرحسین و شیرین و چند تا از دوست های متاهل امیر حسام و امیر حسین با هم براش تولد گرفتیم. اون شب امیر حسام فقط کادو امیر حسین و شیرین رو باز کرد و بقیه کادو ها رو گذاشت کنار تا بعد بازشون کنه. و همون لحظه دستبند رو به دستش بست و به کادوهای بقیه حتی نیم نگاه هم نکرد. چشمهام پر از اشک شد. آخ، شیرینم من با تو امیرحسام چی کار کردم؟… شاید امیرحسام هم مثل من، فکر می کنه که داره کابوس می بینه و امید داره از این خواب بیدار شه. اما نه؟ بیدار شدنی در کار نیست این کابوس، کابوسی است که من با چشمهایی باز توی بیداری می بینم.