ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان شکلات تلخ

دانلود رمان شکلات تلخ pdf از پروین دروگر

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی

خلاصه رمان شکلات تلخ

یک سفر معمولی به شمال، تبدیل به کابوسی بی پایان می شود. مهشید که در آستانهٔ زایمان است، در لحظه ای خشمگین به پسرش سیلی می زند. ناگهان ماشین از کار می افتد و قبل از اینکه بتوانند واکنش نشان دهند، کوه فرو می ریزد و آنها را به دره پرتاب میکند… آیا کسی از این فاجعه جان سالم به در میبرد؟ یا این پایان غمبار داستان آنهاست؟

قسمتی از متن رمان شکلات تلخ

خب تقصیر خودته که حاضر نمی شی نه پرستار بگیرم، نه یک مستخدم برای کارهای منزل…مهشید گفت: خودت می دونی که من از این تشریفات خوشم نمیاد. وقتی خودم می تونم از پس کارها بر بیام چرا باید با ورود یک غریبه به منزلم، احساس آزادی رو از کانون خونواده سلب کنم. خوش بختانه تا امروز خیلی خوب از پس این مسئولیت بر اومدی اما فکر می کنم با تولد بچه یا بچه ها این کار برات مشکل خواهد شد. حالا تا ببینم چی پیش میاد اگه مجبور شدم یک نفر رو استخدام می کنم. بیژن ابروهایش را در هم کشید و گفت: تو رو خدا ببین هوا چی شد.

اون طرف تونل چه آفتابی بود و این طرف ببین چه مه گرفته. خیلی مواظب باش. انگار هوا داره برفی میشه. نترس عزیزم خوشبختانه جاده خلوته به جز ما فقط یک شورلت سفید رنگه که دو ساعته پشت سر ما در حرکته. مهشید با وحشت گفت: چی، یعنی می خوای بگی به جز ما هیچ اتومبیل دیگه ای تو این جاده نیست. بیژن به صورت ترسان مهشید خیره شد و بعد با لحنی که سعی می کرد خودش را خونسرد نشان دهد گفت: چرا ترسیدی؟ مگه تو بر بیابون گیر کردیم؟ خوشبختانه هر چند قدم یک قهوه خانه و رستوران تو این جاده هست. اگه هوا صاف نشد در نهایت امشب رو یک اتاق می گیریم و فردا به راهمون ادامه می دیم. عجله ای هم که نداریم.

عروسی مهرداد پس فردا شبه! و برای این که ذهن همسرش را از آشفتگی برهاند کاست موسیقی بدون کالمی را داخل ضبط گذاشت و با احتیاط پیچ و خم جاده را که لحظه به لحظه به انحصار مه غلیظی در می آمد پشت سر می گذاشت. وقتی به بلندترین نقطه ی جاده رسیدند کولاک وحشتناکی وزیدن گرفته بود. کم کم آثار ترس در صورت بیژن هم نمودار گشت. گذر از آن جاده ی کوهستانی بسیار سخت شده بود. بیژن به صورت مهشید خیره شد که رنگش پریده بود و عرق صورتش را خیس کرده بود. دست او را در دست گرفت و گفت: چت شده مهشید چرا می لرزی؟ مهشید در حالی که چانه اش می لرزید گفت: بیژن می ترسم. هوا خیلی خرابه. بهتره توقف کنی.

اینجا که نمیشه، هر طور شده باید خودمون رو به پایین کوه برسونیم. به طور حتم اونجا هوا بهتره. موندن در ارتفاعات خطر داره تازه راهی نمونده به اونجا که برسیم سختی راه رو طی کردیم. مهشید دستش را روی شکمش گذاشت و دردی را که تمام وجودش را در بر گرفته بود از همسرش مخفی داشت. بیژن از دیدن چهره ی منقلب مهشید پرسید: عزیزم چیزی شده؟ چرا این طور رنگت پریده؟ مهشید که می ترسید با آگاه شدن بیژن از دردش او هم دچار اضطراب شود با استیصال گفت: نه حالم خوبه. فقط این هوای لعنتی اعصابم رو خورد کرده.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
یک سفر معمولی به شمال، تبدیل به کابوسی بی پایان می شود. مهشید که در آستانهٔ زایمان است، در لحظه ای خشمگین به پسرش سیلی می زند. ناگهان ماشین از کار می افتد و قبل از اینکه بتوانند واکنش نشان دهند، کوه فرو می ریزد و آنها را به دره پرتاب میکند... آیا کسی از این فاجعه جان سالم به در میبرد؟ یا این پایان غمبار داستان آنهاست؟
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    شکلات تلخ
  • ژانر
    عاشقانه، هیجانی
  • نویسنده
    پروین دروگر
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    248
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.