ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان های ویژه

رمان بگذار لیلی بمانم

دانلود رمان بگذار لیلی بمانم pdf از شیوا نوری 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه 

خلاصه رمان بگذار لیلی بمانم

خیره به قوس گوشه ی لبش که از لبخند رضایتش ناشی میشد، دستی به منظور تشکر روی بازویش کشیدم و از کنارش گذشتم. دروغ است اگر بگویم ته دلم ملامتش نمیکردم. چهل و هشت سالش شده بود و اما از تجربه های خودش هم درس نمی گرفت. باز می خواست همان اشتباهی که سر من مرتکب شده بود را سر مهرداد هم تکرار کند. نه این که اصلا به او حق ندهم. نه! ازدواج مهرداد آرزوی خود من هم بود. اما مشروط به اینکه خودش بخواهد!

قسمتی از متن رمان بگذار لیلی بمانم

لبخندی به زبلی ام زد و طرهای از موها ی بلندش را پشت گوش فرستاد. نگاهم بی اراده بالا رفت و روی ریشه های یک دست سفید موهایش نشست. خیلی پیش نمی آمد که بگذارد سفیدی موهایش به حدی برسد که این چنین تو ی ذوق بزند. قبل از این که سوال آمده تا نوک زبانم را بپرسم گفت: می گم حالا که داری میری تهران، یه کمم با مهرداد در مورد ریحون حرف بزن. من که هر چی میگم گوشش بدهکار نیست. بگو خواستگارا پاشنه ی در خونه ی حاج آقا سالکی رو از جا درآوردن. به خدا حیفه ریحون زن یکی دیگه جز مهرداد بشه.  چشمانم را ریز کردم و کامل به طرفش چرخیدم.

باز هم بحث شیرین زن گرفتن مهرداد را پیش کشیده بود. نمیدانم کی قرار بود از این تلاش های عبث دست بردارد. دستمالی که بلاتکلیف توی دستش مانده بود را گرفتم و درحال خشک کردن صورتم گفتم: بی فایده هست مامان. مهرداد از ریحون خوشش نمیآد. خب باشه. من که نمیگم یا ریحون یا هیچ کس! اصلاً ریحون نه. بشین پای درد و دلش ببین از کی خوشش میآد. دیگه دختر نمونده که بشناسم و بهش معرفی نکرده باشم. همهشونو رد میکنه. خب منم مادرم. دلم می خواد سر و سامون گرفتنشو ببینم. نوه هامو ببینم. روی پاشنه ی پا چرخیدم و در کابینت را باز کردم.

خیلی سال بود که از من قطع امید کرده بود و تمام آرزوهایش در خوشبختی و بچهدار شدن مهرداد خلاصه میشد. دستمال را توی سطل زباله ی داخل کابینت انداختم و به مهرداد فکر کردم. او زن بگیر نبود. مامان زهرا و بابا مهیار از  گرفتاری های اخیر او و اوضاع شرکتش بی خبر بودند. او اگر خودش میخواست هم، کارهایش امان فکر کردن به این چیزها را از مغزش سلب میکرد. در کابینت را بستم و فقط برای فیصله دادن به این بحث فرسا یشی گفتم: چشم! اگه حرف زدن من تاثیری داره، من باهاش حرف میزنم. با ذوقی جوشان به آغوشم کشید. قربون چشما ی قشنگت برم. یعنی اگه بتونی راضیش کنی ازدواج کنه، خواهری رو در حقش تموم کردی. دلم نیامد ذو قش را کور کنم. کنار گوشش لب زدم: همه ی سعیم رو میکنم.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
خیره به قوس گوشه ی لبش که از لبخند رضایتش ناشی میشد، دستی به منظور تشکر روی بازویش کشیدم و از کنارش گذشتم. دروغ است اگر بگویم ته دلم ملامتش نمیکردم. چهل و هشت سالش شده بود و اما از تجربه های خودش هم درس نمی گرفت. باز می خواست همان اشتباهی که سر من مرتکب شده بود را سر مهرداد هم تکرار کند. نه این که اصلا به او حق ندهم. نه! ازدواج مهرداد آرزوی خود من هم بود. اما مشروط به اینکه خودش بخواهد!
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    بگذار لیلی بمانم
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    شیوا نوری
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    2414
  • منبع تایپ
    ناب رمان
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.