
دانلود رمان ریسک pdf از اس تی ابی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، بزرگسال
خلاصه رمان ریسک
لانا مایرز یک راز متحرک است؛ یک قاتل سریالی که توسط گذشته اش تعریف می شود. او معتقد است که انتقامش عادلانه است، تا زمانی که لوگان بنت وارد صحنه می شود. لوگان، که استاد خواندن ذهن مجرمان است، بدون اینکه بداند در حال عاشق شدن روی همان کسی است که به دنبالش است. این یک بازی مرگبار گربه و موش است که در آن هر نگاه، هر لمس، می تواند فاجعه بار باشد. آیا عشق می تواند حتی تاریک ترین قلب ها را نجات دهد، یا این ریسک به بهای جان هر دوی آنها تمام خواهد شد؟
قسمتی از متن رمان ریسک
در حالی که به عکس های صحنه جرم خونین خیره شدم، کروسانم رو تموم میکنم. خون با قلم مو روی دیوارها مالیده شده، درست مثل چهار پرونده دیگه که تونستیم به هم ربطشون بدیم این یکی از معدود چیزاییه که ثابته قاتل همیشه یه دیوار رو با خون قربانی قرمز میکنه. لیزا میپرسه چطور میتونی با دیدن اینا غذا بخوری؟ و بینیش رو جمع میکنه و لبه میزم میشینه. سوالش رو نادیده می گیرم و می پرسم: چیزی در مورد بن هریس فهمیدن؟ پزشک قانونی تخمین زده که حداقل روز شکنجه و مثل بقیه قسمت هایی از بدنش از جمله دستش قطع شده…آه میکشه. این باعث میشه منم مثل هر مردی قیافه ام رو جمع کنم. یکی از این تصاویر قراره یه دست قطع شده باشه؟ همه انگشتاش قطع شده بودن…
ادامه میده و به عکسی اشاره میکنه که از ده انگشت قطع شده روی زمین گرفته شده بود سینه اش خیلی آروم به صورت تیکه تیکه کنده شده. قاتل هر بار با استفاده از یه روش وحشیانه همراه با سوزوندن خونریزی رو متوقف کرده. از قصد می خواسته قربانی رو به طور خاص برای سه روز زنده نگه داره به نظر میرسه دستش آخرین چیزی بوده که از بین رفته…آثار بسته شدن رو هم دوباره پیدا کردیم و زنجیرهایی هم توی زیر زمینش آویزون بود قاتل به پروفایلش وفادار مونده و قربانی رو تو خونه خودش آویزون کرده تا الان بقیه مردها هم خونه های دور افتاده ای داشتن که هیچ همسایه ای نمی تونست از خونشون چیزی بشنوه یا ببینه.
قاتل اصلا پسرفت نمیکنه حملاتش تحت کنترل خوب برنامه ریزی شده و با جزئیات دقیق انجام میشه حتی اگه ما همه جزئیات رو نبینیم. کریگ در حالی که میلرزه میگه با توجه به قطع عضو تو همه قتل ها، قاتل باید زن باشه و به ما نزدیک میشه. چون فقط یه زن میتونه از پس بریدن اندام یه مرد بربیاد. لیزا با بی تفاوتی میگه قاتل های سریالی زن از نظر آماری شکنجه نمیکنن. اونا در واقع خیلی کارآمدتر عمل می کنن و به خاطر همین سخت تر میشه پیداشون کرد. آلن وارد میشه و به ما قاتل های سریالی همینطورن. طرف احتمالا ناتوانی داره بیشتر بخاطر همین چیزاست که اندامشونو قطع می کنه…لیزا میگه: من فکر میکنم اون بیشتر به سادیسمه ناتوانی تاثیر گذاره اما اینکه اینجور صداشون کنیم تصویر کاملی ازشون به ما ارائه نمی ده.