
دانلود رمان رقصنده درد pdf از پریا عباسی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان رقصنده درد
رقصنده ی درد داستان دختری به نام آیه است که مانند هزاران دختر این سرزمین در نوجوانی با یک اتفاق تباه شدن را تجربه کرد و مسکوت ماند. او ناخواسته وارد بازی ای می شود سراسر از دروغ، ورق بر می گردد و حال او زنی است در آستانه عاشقی…و آیا مادران این سرزمین به پسران خود آموخته اند زن را دوست بدار همانگونه که هست؟
قسمتی از متن رمان رقصنده درد
نگاهی دوباره به مسیر رفتش کردم و بدو وارد ساختمان شدم. سلامی عجول به حسن آقا نگهبان مهربان ساختمان دادم و وارد آسانسوری شدم که ساز رفتن مینواخت. به طبقه ی پوشاک رسیدم. در سالن خیاطی نیمه باز بود. سرم را کمی داخل بردم و آنجا را دید زدم و بعد آرام در را باز کردم و نرم به داخل رخت کن لباس که کنار در سالن بود پریدم. لباس های فرم سورمه ای را بتن کردم. دوباره داخل را دید زدم. مهری در اتاق شیشه اش با طراحان لباس صحبت میکرد و بقیه در عالم خود بودند. از اتاق بیرون آمدم و به طرف چرخم که کنار نرگس بود خزیدم. چشمکی به نرگس زدمو او ریز خندید.
عصر بعد از تمام شدن کار با نرگس به بستنی فروشی همان نزدیکی رفتیم و بخاطر حرکت قشنگی که نرگس در باز نگه داشتن در سالن زده بود او را مهمان کردم. وقتی با هم بودیم زمان از دستمان در می رفت. آن قدر غرق صحبت از هر دری می شدیم که ممکن بود ساعت ها طول بکشد. نرگس هنوز هم داشت بابت ماجرای خیس شدن پاچه های شلوارم می خندید که دلخوری ای به نگاهم دادم و با تشر سمتش گفتم: ته مایه ی خنده اش را نصف نیمه قورت داد و ظرف بستنی اش را جلو خوبه حالا، جمع کن خودتو ملت نگامو نمیکنن. کشید…
نتوانست خودش را کنترل کند و یک باره پوغی زد زیر خنده جون آیه میبینی تورو خدا..همه رو برق میگیره تو رو آبجوی خیابون. قاشقی بستنی در دهانم گذاشتم و به خوشمزگی های این دوست به قول خودش تو پر دوساله ام دل سپردم. آیه ماشینش اسمش چیه؟ لعنتی خیلی خوشگله. بیخیال شانه هایم را بالا انداختم. دندانم از سردی بستنی مور مور شد. چه میدونم من فقط اسم چند تا ماشینو بلدم. اصن اینا چطوری جا میشن تو این ماشینا؟ لب پایینش را بالا فرستادو به جان بستنی اش افتاد.