آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
مِلالِکین، فرشتهای از آنور مداس، تمام عمرش رو به عنوان یه جنگجو زندگی کرده. جنگ، مرگ، از دست دادن... این اتفاقات تلخ، همراه همیشگی دختر فرشته بودن تا اینکه با مِرا کالاهان آشنا شد! گرگینهای که درنهایت معلوم شد چیزی فراتر از یه گرگ معمولیه. گرگینهای که زندگی دختر فرشته رو تغییر داد و حالا... ملالکین از نو متولد شده. زخمهایی که از گذشته تو عمق روح این دختر حک شده بودن، حالا محو شدن. غم از دست دادن خانواده و رنجهایی که تحمل کرده بود، بهتدریج دارن زیر زندگی جدیدی که ملالکین قصد داره برای خودش بسازه، دفن میشن. اما فقط یه نفر هست که سد راه دختر فرشته شده.
- نام کتاب: ویران شده
- ژانر: عاشقانه، تخیلی، معمایی
- نویسنده: جیمین ایو
- صفحات: 457
خلاصه کتاب:
غروب پر زده از کوه...به چشم گم شده تصویر راه و راهگذر غمی بزرگ * پر از و هم...به صخره سار نشسته است...درون دره تاریک...سکوت بند گسسته است.
- نام کتاب: خزان
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه خانقلی
- صفحات: 1057
خلاصه کتاب:
من سوزانم...تو آمدی قلبم را مال خودت کردی و بد سوزاندیم.. و من می آیم به زودی زود..قلبت را از ریشه میکنم. و تو نمی دانی من دیگر دختر ساده و ابله اون روز ها نیستم. عوض شده ام .. و تو باعثش شدی....
- نام کتاب: عشق سیاه
- ژانر: عاشقانه، غمگین، معمایی، طنز، پلیسی
- نویسنده: آزاده رمضانی
- صفحات: 535
خلاصه کتاب:
با قدم هایی لرزان و خسته؛ تلوتلو خوران از پله ها بالا رفت و دستگیره را پایین کشید و داخل شد. او زنی که روی تخت بود را میپرستید. با تیرکشیدن شقیقهاش، انگشتانش را به پیشانیاش فشرد و قدم به قدم نزدیک تخت شد. لباس کاری اش را از تنش درآورد و چهار دست و پا روی تخت خزید.
- نام کتاب: میکائیل
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: پرستو اسحقی
- صفحات: 1209
خلاصه کتاب:
آرام، زیباترین دختری بود که توی عمرم دیده بودم، خیلی زیبا، اما شاید باورت نشه هیچ پسری جرات نمیکرد دنبالش راه بیفته، آخه کدوم پسر حریف دختری میشه که حداقل توی پنج تا هنر رزمی استاد شده، پدرش کارخونه داشت و یک شرکت بزرگ، راستش ممکنه بپرسین من چطور با این دختر آشنا شدم، داستان جالبی داره، اومده بود به یکی از دوستاش کمک کنه و توی همین گیرودار من باهاش آشنا شدم، دلش رو بردم، دوست شدیم،پدرش برای من شغل خوبی دست و پا کرد، رشته من وکالت بود و تمام کارهای شرکت افتاد دست من، یک جورهایی قادر مطلق اونجا بودم، اینجا بود که کار من شروع شد، یه جورایی اینجا بود که سیب ممنوعه رو خوردم ...
- نام کتاب: وحشی
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، مافیایی
- نویسنده: علی زیبایی
- صفحات: 1128
خلاصه کتاب:
همه چیز از شب مرموز و ترسناک شروع شد. از یک عشق قدیمی تا تباه کردن ثمره آن عشق. آتشی که به پا شد و قتلعامی دردناک…پروانه ای که از دل مهر و محبت به قعر جهنم سرد و بیروح فرو آمد و مردی که مردانه ایستاد پای عزت او…تقابل نفرت و عواطف میان انبوه دشمنان قسمخورده و کینهتوز.
- نام کتاب: تکاور
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: کلثوم حسینی
- صفحات: 1064
خلاصه کتاب:
نسرین ؟ نسرین کجایی؟ مگه یه شیر دوشیدن چقدر طول میکشه که تو دو ساعته رفتی توی اون خراب شده ؟ نفسی گرفتم و کمی از گلی خانوم فاصله گرفتم، نگاهی به پستان هایش کردم ، هنوز کمی شیر داشت و همین هم برای گوساله ی تازه متولد شده اش کافی بود. دوباره نفسمو حبس کردم، نمی دونم چرا به این بو هیچ وقت عادت نمیکردم ؟ من که همه ی عمرمو توی این طویله گذرونده بودم، اما هنوز از بوی گند تاپاله و پهن گوسفندا حالم بهم میخورد.
- نام کتاب: دو زن دو فرشته
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه درخشانی
- صفحات: 2276
خلاصه کتاب:
خانوم بزرگ چارقدش و مرتب کرد و با پوزخند گفت: اون زن شهریت نازاست، اینو بفهم خسرو. روغن نباتی خورده نمیتونه واست وارث به دنیا بیاره والا تا الان آورده بود. خانوم بزرگ، دخالت توی زندگی منو تمومش کن. سیگارم و آتیش زدم و به دختری نگاه کردم که خانوم بزرگ اورده بود. یه گوشه توی خودش جمع شده و عروسک پارچه ایش رو توی بغلش فشار میداد. صورت گرد و لبای قلوه ای داشت و از دعوای منو خانوم بزرگ ترسیده…
- نام کتاب: ارباب زاده
- ژانر: عاشقانه، اربابی
- نویسنده: مهتاب_ر
- صفحات: 910
خلاصه کتاب:
جابر آخوندی که صد سال قبل بخاطر رودر واسی مجبور میشود به دختری درس طلبگی بدهد که دلباخته ی او میشود! اما قبل از اینکه بتواند اقدامی کند… اما اکنون صد سال بعد محبوبه که وارد باند فسادی میشود، برومند رییس باند مردی جذاب، مغرور است که درصدد تصاحب او بر میآید اما محبوبه موفق به فرار میشود… در پایان ارتباط بین دو داستان مشخص میشود و …
- نام کتاب: بر گیسوی باد
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مریم اسدی
- صفحات: 950
خلاصه کتاب:
داستان راجب چند تا دختر اشراف زاده ست که تو یه سفر دریایی توسط دزدای دریایی دزدیده میشن. بعد از ده روز موفق میشن فرار کنن..بعد از فرار تصمیم میگیرن بجای اینکه برگردن به خونشون چند ماه به عنوان دزد دریایی تو دریا زندگی کنن…
- نام کتاب: گنج کارینا
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: زهرا صحرایی
- صفحات: 921
خلاصه کتاب:
داستان در مورد زنی به نام نیکی ک ازدواج میکنه اما بعد از سالها دوری بالاخره به عشق اساطیریش میرسه اما به شرطهها و شروطهها! اون وقتی به عشق قدیمیاش برمیگرده ک آراز از زندگی شکست خوردهش برگشته و سعی داره از نو خودشو بسازه. آراز برای مراقبت از نیکی و دخترش، اونا رو پیش خودش میاره تا از شر باندهای قاچاق هرمیای ک سعی دارن اونهارو پیدا کنن و به یه بستهی بزرگی که زیر سایهی اون دو پیدا میشه، دست پیدا کنن، در امان بزاره اما نمیدونه که دلش باخته میشه و…
- نام کتاب: کراش
- ژانر: عاشقانه، پلیسی، معمایی
- نویسنده: فاطمه اشکو
- صفحات: 1165
خلاصه کتاب:
شایلی احتشام، جاسوس سازمانی مستقلِ که ماموریت داره خودش و به دوقلوهای شمس نزدیک کنه. اون سال ها به همراه برادرش برای این ماموریت زحمت کشیده ولی درست زمانی که دستور نزدیک شدنش، و شروع فاز دوم مأموریتش صادر میشه، جسد برادرش و کنار رودخونه فشم پیدا میکنن. حالا اون جدا از کار و دستور، یه انگیزه شخصی هم داره، انتقام از دو برادر شمس، قاتلای عزیز تر از جونش. من شایلیام... جاسوسی که عاشق رئیس مافیا شدم. مردی که قرار بود زمینش بزنم و مردنش و تماشا کنم. نزدیکش شدم تا ذرهذره به زندگیش نفوذ کنم و قطرهقطره خونشو بمکم. اما...
- نام کتاب: بانوی رنگی
- ژانر: عاشقانه، انتقامی
- نویسنده: شیوا اسفندی
- صفحات: 1484
خلاصه کتاب:
چشمها دنیای عجیبی دارند، هزاران ورق را سیاه کن و هیچ...خیره شو به چشمهایش و تمام...حرف میزنند،
بیصدا، بیفریاد، بیقلم...ولی خوانا...این خواندن هم قلب های مبتلا به هم می خواهد...من از ابتلا به تو و خواندن چشمهایت گذشتهام...حافظم تو را...
- نام کتاب: یمنا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: صاحبه پور رمضانعلی
- صفحات: 672
خلاصه کتاب:
تا حالا بوده دنیا باب میلت باشه؟! اگه آره که خوش به حالت! دنیز داستان تا حالا هیچ خوشی نداشته. میگیم نداشته، شما بخونید از نزدیک هم ندیده. آره! تا این حد زجر دیده... عاشق بشی و نداشته باشیش. داشته باشیش؛ ولی عاشق نباشی. تفاوت بینشون یه دنیاست؛ اما دردشون فراتر از یه دنیاست. با پایانی غیر منتظره.
- نام کتاب: دنیز
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: سانیا
- صفحات: 956
خلاصه کتاب:
دختری که توسط پدرش به جایی فروخته میشه و قسمت تلخی از زندگی رو براش رقم میزنه؛ اما روزگار
ممکنه همیشه اونقدری که میگن نامرد باشه؟ یعنی دخترک همیشه تو اون حرمسرایی که ازجنس تاریکیه، اسیر میمونه؟ اصلاً بعد از آزادیش، چشماش خشک میشه؟
- نام کتاب: چشمان اشکی
- ژانر: عاشقانه، پلیسی، غمگین
- نویسنده: سانیا
- صفحات: 271
خلاصه کتاب:
«دریا تجلی» طراح لباس عروسیست که از لباسهای سپید و مراسمهای ازدواج، خاطرهی خوبی ندارد. او پنجسال پیش، در شب عروسیاش تصمیم به کشتن داماد گرفته و سپیدی لباس عروسش را با خونِ مرد مورد علاقهاش رنگین کرده است. اما هیچچیز آنطور که دریا تصور میکرد پیش نمیرود! «یونس» زنده میمانَد و پنج سال بعد، برای فهمیدن دلایل دریا و گرفتن انتقام برمیگردد؛ آنهم درست زمانی که دریا وسطِ یک رابطهی عاشقانه با مرد دیگریست! «شلیک به خورشید» داستان یک کودکربایی است که ماجراهای تلخ آن، به نوزدهسال پیش برمیگردد؛ به زمانی که دختر پنجسالهی قاضی دادگستری، درست در روز تولدش ربوده میشود و از همان نقطه، سرنوشت برای خانوادهی «تجلی» تغییر میکند.
- نام کتاب: شلیک به خورشید
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: فاطمه زایری
- صفحات: 2933
خلاصه کتاب:
شاید اگه اونشب بیرون نمیرفتم و اون تصادف و اون پسر مرموز چشم آبی جلوی راهم نمیومد هیچ کدوم از اینا اتفاق نمی افتاد… زندگیم توی همون شب دفن شد و از صبحش با زندگی غریبه بودم، نه اینکه نمیتونستم زندگی کنم نه! فقط دیگه هیچ چیز منو به اون خنده های الکی مسخره که نشون از زدن خوشی زیر دلم بود نمینداخت، هیچ چیز و هیچ کس جز همون پسر چشم آبی! به همان سادگی که اگر میم را از مشکلات پاک کنیم، مشکلات تبدیل به شکلات می شود، اگر یه سری میم های زندگی رو نادیده گرفت زندگی مزه خوش شکلات میده…
- نام کتاب: مشکلات تلخ بدون میم
- ژانر: عاشقانه، پلیسی، طنز
- نویسنده: نسترن اکبریان
- صفحات: 488
خلاصه کتاب:
کورد دختر تلخی است که همیشه وظیفهی مراقبت از خواهر کوچکترش آیولا را بر دوش خود احساس میکند. آیولا دختری زیبا، بسیار جامعهستیز و فرزند مورد علاقهی خانواده است. او هم اکنون سومین مردی که وارد زندگیاش شده را کشته و کورد هم از این موضوع اطلاع دارد. کورد همیشه سعی دارد بسیار دلسوزانه به خواهرش کمک کند.
- نام کتاب: خواهر من قاتل زنجیره ای
- ژانر: هیجانی، جنایی، طنز، رازآلود
- نویسنده: اوینکن بریث ویت
- صفحات: 173
خلاصه کتاب:
در پس زمینهی هر رفتار و فکرش پر از ندانستنها و نخواستنها بود. از یک جایی مجبور شد بداند و بتواند، مهرازش آمد بر ویرانههای نمیدانمها و نمیخواهمهایش سازهی جدیدی را بنا کرد. حضور گاه و بیگاه یکی زلزلهای به پا کرد اما او نه تنها آوار نشد بلکه خود را محکمتر از پیش ساخت...تیام دختری است که گم شده در سرزمین بایر درونی خودش! و آراد پسری است که برای پیشرفت هرچه بیشتر خود برنامه دارد و تلاش می کند! برای صعودِ آراد به قله موفقیت حضور تیام لازم است! تیام در مسیر یافتن خودش گام برمیدارد و غافل ازینکه روزی به کسی دل میبازد...
- نام کتاب: مهراز من
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، روانشناسی
- نویسنده: فائزه_س
- صفحات: 282
خلاصه کتاب:
همانطور که کولهی سبک جینش را روی دوش جابهجا میکرد، با قدمهای بلند از ایستگاه مترو بیرون آمد و کنار خیابان این پا و آن پا شد. نگاه جستجوگرش به دنبال ماشین کرایهای خالی میچرخید و دلش از هیجانِ نزدیکی به مقصد در تلاطم بود! از صبح انگار همه چیز داشت روی دور تند اتفاق میافتاد؛ از همان وقت که زنگ خبر گوشیاش به صدا درآمده و جیران هم بعدش تماس گرفته بود و به عمد با آن لحن اغواگرش ماشین رخت شویی فخری خانم را در دلش روشن کرده بود! یاد فخری خانم لبخندی کمرنگ بر لبش نشاند و با خودش فکر کرد اگر زن بیچاره بداند اسم ماشین لباسشوییاش را روی دل آشوبههایش گذاشته است کلی تعجب میکند!
- نام کتاب: فال نیک
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: بیتا فرخی
- صفحات: 1233