خلاصه کتاب:
من ماهرخ فقط ۱۵ سالم بود که خونبس پسر ارباب شدم. اون پزشک روستا بود، مردی پر جذبه که از زن اولش بچه دار نمیشد. همون قدری که هیبت اش من و میترسوند اون هم از من متنفر بود برای همین میگفت نمیخواد ازم بچه دار بشه؛ ولی بلاخره به اصرار مادرش شبی جلوی چشمای زنِ اولش…
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.