
دانلود رمان در آغوش آتش pdf از مریم روح پرور (جلد اول)
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
خلاصه رمان در آغوش آتش
یه پسر مرموزه، کُرده و غیرتی در عین حال شَرو شیطون، آهنگره یه شغل قدیمی و خاص، معلوم نیست چی میخواد، قصدش چیه و میخواد چی کار کنه اما ادعای عاشقی داره، چی تو سرشه؟! یه دختر خبرنگار فضول اومده تا دستشو واسه یه محله رو کنه، اما مدام به بنبست میخوره، چون با زرنگ ترین مرد دنیا طرفه…
قسمتی از متن رمان در آغوش آتش
مگه چیز بدی گفتم؟ نه اما چرا فکر می کنید آدمایی که نباید موفق بشن؟ من اینو نگفتم فقط خوشحالم موفقی پروا هیچ نگفت و رامش گفت: چرا همش دعوا داری؟ کی من؟ کس دیگه ای این جاست؟ ناراحت بشی بابتش بحث کنی. می خوای از تو حرفام یه چیزی بکشی بیرون که…نه اما من کجا این جوریم؟! پروا خنده اش گرفت اما جلوی خودش را گرفت. هیچم این جوری نیست. رامش با حرص سر تکان داد و گفت: اومدید جاش خوشحالم…
به هر حال مدیر قبلی رفت ناراحت شدم اما شما اخلاقتون نشون می داد خیلی گیر می دید بهمون این…چرا؟ چون هم جدی هستید تو کارتون هم اون جور که جوری نیستید. خوبه …پروا گوشی را روشن کرد برای نهال نوشت: باید می رفتم خیابون میر داماد واسه خبر، نگرانم. رامش نگاهش کرد و گفت: جوره…اسمت به شخصیتت خیلی میاد، یعنی خیلی با هم تو پرورشگاه که بودیم، یکی از مربیا این اسمو برام انتخاب کرد. رامش خیره بود به نیم رخش و گفت: از چند سالگی پرورشگاه بودی؟ پروا چشم بست و رامش سریع گفت
منظوری نداشتم، معذرت میخوام نباید این سوالو می پرسیدم…پروا چشم باز کرد و به بیرون نگاه کرد، گفت: دوست ندارم راجب اون روزا حرف بزنم. حق داری من قصد ناراحت کردنتو نداشتم و برای عوض کردن بحث گفت: و خواهر کوچیک ترم ما یه خانواده ی چهار نفره هستیم، پدر و مادرم، من…بابای من بازنشستس، بازنشسته ی همین دفتر مجله…خوبه…شما عاشق شغل تون نیستید؟ پروا به یک باره خندید و رامش لبخند زد، گفت: شغل هر بچه ای قبل هفت سالگی دکتر شدنه بعد…چرا می خندی؟