
دانلود رمان سرمست pdf از نگار رازقندی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
خلاصه رمان سرمست
سایه زنی که بعد از طلاق همسرش با تنها دختری که داره تصمیم میگیره زندگی مستقلی داشته باشه اما امان از روزی که عشق سابقش درست توی همسایگی خونهش با زنی نازا در بیاد و بخواد رحمش رو اجاره بده..
قسمتی از متن رمان سرمست
به این رفتارش شاید تا چند سال پیش عادت داشتم ولی حالا من دیگه اون سایه ای نبودم که یک شهر بتونن بهش زور بگن. قصد ترک ماشین رو داشتم که خوش پشت فرمون نشست و قفل مرکزی رو زد. آروم بشین یک دقیقه دست به سینه شدم. چی از جونم میخوای؟ بس نبود همون چند سال پیش یه کاری کردی که برم زن اون علیرضای از خدا بی خبر بشم؟ حالا بعد این همه مدت که سر راهم قرار گرفتی دیگه می خوای چه بلایی سر زندگیم بیاری؟
مشتی به فرمون زد. کولی بازی چرا در میاری؟ اومدم با هم مثل یک دوست حرف بزنیم من انقدر هول نیستم که جلوی زن بیوه موس موس کنم خودم زن دارم هزار برابر بهتر از تو به حیاط از پنجره نگاه کردم. الان اومدی که پز زن و بچه ت رو بهم بدی؟ دستی به موهاش کشید و نفسش رو فوت کرد. مشکل همینه من بچه ندارم رو بهش چرخوندم… ایشالله که بچه دار بشی نمی فهمم اصلا این حرف ها چه دخلی به من داره؟ فکش رو دست کشید و ته ریشش رو لمس کرد.
هیچی خواستم شبیه هر مرد دیگه ای بعد یه مدت با یکی حرف بزنم که منو بفهمه بعد اندی سال که دیدمت فکر کردم میتونم باهات حرف بزنم یا دردمو به یکی بگم. هه آقای دکتر می خواست با کی حرف بزنه؟ اشتباه کردی من دوای درد نیستم، باید بری دکتر من که چاره ای براش ندارم. دستم رو قفل درب نشست و خواستم پیاده بشم که بازوم رو دوباره اسیر کرد و مانع شد. هنوز توی تحلیل کارش بودم که سمتم خم شد و توی فاصله چند سانتیم قرار گرفت. داری چیکار میکنی؟ برو عقب.