ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان های ویژه

رمان دودمان قو

دانلود رمان دودمان قو pdf از منیر کاظمی

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه

خلاصه رمان دودمان قو

داستان در مورد نوا بلاگر معروفی هست که زندگی عاشقانه ش با کسی که دوستش داشته به هم خورده و برای انتقام زن پدر اون آدم شده. در یک سفر کاری متوجه میشه که خانواده ی گمشده ای در یک روستا داره و در عین حال بطور اتفاقی با عشق سابقش رو به رو میشه که این سرآغاز اتفاقات و تنش های جدید در زندگیشه.

قسمتی از متن رمان دودمان قو

اما قبل از آنکه بخواهد چیزی بگوید و به قول خودش حق این دختر خیره سر را کف دستش بگذارد. سر و صدای حیاط ناگهان شبیه ترکیدن بمب همه را تکان داد. نوا پرید پشت پنجره پرده را عقب زد در برابر چشمان گرد شده و ترسیده اش منصور یقه ی تاریخ را گرفته و با او گلاویز بود. آنطرف تر خواهر مریضش به مهنا آویزان شده و بهروز داشت این وسط کاری بکند شبیه یک سکانس از فیلمی که به نقطه ی هیجانش رسیده باشد. منصور یقه را چنان گرفته بود که اگر کمی رهایش می کرد شیرازه ی همه ی زندگی و آرزوها و آبرویش از هم می پاشید.

-این مرتیکه اینجا چه غلطی میکنه؟ تارخ دست گذاشته بود روی دست هایش و با آنکه سعی می کرد آرام باشد از تک تک کلماتش خشم بیرون می زد: -يقه رو ول كن. بهروز تلاش می کرد از هم جدایشان کند: – آقای تدین این کارا چیه؟ این چه رفتاریه؟ ول کنید. منصور تقریبا عربده کشید: برای چی اومدی اینجا؟ تارخ تقریبا با دو دست به سینه اش کوبید: -ول کن گفتم مرتیکه حیوون. وقتی سعی کرد سمت خواهرش که مهنا او را تا نزدیک ورودی در خانه پایین برده بود برود منصور دوباره خواست سمتش حمله کند اما با صدای نوا روی ایوان ایستاد: – منصووور!

– منصووور! تقریبا همه سمت او چرخیدند. حتی تارخ. – ولش کن. منصور دو سه قدم سمت پله ها رفت بهروز به دنبالش تقریبا مانعی شد میان او و دخترش: -بیا پایین -دست از این کارات بردار. -گفتم بیا پایین همین امروز باید مشخص بشه ماجرای تو چیه. نوا دندان هایش را روی هم فشرد اوضاع رو از این بدتر نکن. -از این بدتر نداره. رو کرد به بهروز: خبر داری دخترت، همین خانم که براش سینه سپر کردی با این آقا سر و سر داره؟ انگشتش را سمت تارخ کشید: -پسر منه این. می فهمی یعنی چی؟ تارخ که در خانه را باز کرده بود تا خواهرش به همراه مهنا داخل شود این بار دیوانه شد. کلید را داخل در رها کرد و با قدم هایی بلند تقریبا دوید وسط حیاط: – زر نزززززن!

طوری منصور را از پشت گرفت که فرصتی برای دفاع پیدا نکرد. -حیوون چرا انقدر که می خوری تو؟ در فاصله ای که منصور توانست برگردد تا از خودش دفاع کند تارخ اولین سر را کوبید روی تیغه ی دماغش منصور در خودش خم شد. مهنا بیرون دوید. صدای جیغ و داد ماجی و اطلسی با عربده های مردانه قاطی شده بود. -چه کار میکنید؟ آقای تدین خواهش می کنم. از بازوی تارخ تقریبا آویزان شد. سعی کرد او را کنار بکشد و اگر میر طاهر نرسیده بود زیر موج خشم و نیروی مردانه ی او خودش هم به گوشه ای پرت می شد. تارخ اما دست بردار نبود در میان تلاش میر طاهر و نگه مهنا برای داشتنش باز هم تقلا می کرد و فحش می داد.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب

داستان در مورد نوا بلاگر معروفی هست که زندگی عاشقانه ش با کسی که دوستش داشته به هم خورده و برای انتقام زن پدر اون آدم شده. در یک سفر کاری متوجه میشه که خانواده ی گمشده ای در یک روستا داره و در عین حال بطور اتفاقی با عشق سابقش رو به رو میشه که این سرآغاز اتفاقات و تنش های جدید در زندگیشه.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    دودمان قو
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    منیر کاظمی
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    971
  • حجم
    2.93 مگابایت
  • منبع تایپ
    ناب رمان
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • برچسب ها:
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.