
دانلود رمان گلادیاتور pdf از دارن شان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: تخیلی، ترسناک
خلاصه رمان گلادیاتور
زام بی نام سری جدید دارن شان و با محوریت آخر الزمان ایجاد شده توسط حمله ی زامبی ها می باشد. داستان از دید اول شخص دنبال می شود و شخصیت اصلی یکی از بازمانده های این حمله است که بی اسمیت نام دارد. بخش قابل توجهی از جلد اول سری، راجع به پدر مستبد و نژادپرست بی و تاثیر منفی او روی فرزندش می باشد و بخشی دیگر، حمله ی زامبی ها به دهکده ی پالازکنری در ایرلند و واکنش شخصیت اصلی و دوستانش را راجع به اخبار و شایعات مربوط به این حمله بررسی می کند. همه خواه ناخواه تحت تاثیر اخبار قرار گرفته اند، ولی سعی می کنند آن را به شوخی بگیرند و به چشم دروغ رسانه و افراد سودجو به آن نگاه کنند. اما خیلی طول نمی کشد که همه متوجه می شوند شوخی و دروغی در کار نیست، اما تاوان این سهل انگاری، بسیار سنگین است.
قسمتی از متن رمان گلادیاتور
با شتاب میریم جلوی ریلی و بازامبیای حمله ور گلاویز میشیم. من میرم طرف زنی که غیر از لباس و یه شلوارک گشاد چیزی تنش نیست. موهاش بیگودی پیچیده. مثل این که وقتی داشت حاضر میشد بره بیرون، یکی از مرده های زنده تو خونه ی خودش خفتش کرد. رگباری از ضربات سریع و نثار صورت و گردنش میکنم. با دندون قروچه سعی میکنه بهم ضربه بزنه. سریع برمیگردم، پامو میارم بالا و حین چرخیدن یه لگد میزنم پس کلش.
از بغل میخوره زمین. بدون معطلی میرم سراغش. انگشتای دست راستمو محکم و مستقیم فرو میکنم تو جمجمش، طوری که استخون سوراخ میشه وانگشتام توی مغز پلاسیده ای که اون زیره فرو میره. زنه میلرزه، صدای ناله ی ضعیفی از خودش درمیاره و دیگه حرکت نمیکنه. دستمو میکشم بیرون و تو زمین خاکی تونل ولش میکنم. حالا دیگه واقعا مرده. یه مرد داره با شتاب از بغلم رد میشه. دستاشو از هم بازکرده. ریلیو هدف گرفته. با آرنج میزنم تو دنده هاش. نمیتونم بادو از بادبانش بکشم بیرون. بادی توشون وجود نداره اصلاً… ولی قدرت ضربه از مسیر منحرفش میکنه.
حین این که داره شل میزنه، با انگشتایی که آمادن تا یه سر دیگه رو بشکونن و شر یه زامبی دیگه از رواز سر شهر کوتاه کنن، میرم دنبالش. از این کار خوشم نمیاد. وقتی تو مجتمع نظامی زندانی بودم، راضی نشدم زنده شده هارو بکشم. ولی دکتر اویستین منو متقاعد کرد که این کار ضروریه. اگه قرار باشه تو جنگی که قرار بود در بگیره پیروز بشیم، باید مهارت جنگاوریمونو تقویت کنیم. بنابراین با وجود این که از این کار متنفرم، از دستور اطاعت میکنم.