
دانلود رمان تو قلب منی pdf از ریحانه نوروزی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، کلکلی
خلاصه رمان تو قلب منی
وقتی با عصبانیت فریاد زدم: کسی نبود منو حس کرد؟! همه سکوت کردند. نگار با خشم جواب داد: عاره عاره، نبودیم بفهمیم عشقم و من، با تمسخر، تیشه را برداشتم و گفتم: پس سکوت علامت رضاست! تازه چشمم به آن نسیِ خیارشور افتاد که مثل زالو به ایمان چسبیده بود. نگاهی بهش انداختم و پرسیدم: داری حال میکنی باهاش، نه؟ ایمان با خشمی کودکانه گفت: به تو چه، حسود! و من، با چشمانی ریز شده، پاسخ دادم: حسود؟ عمهی بزته!
قسمتی از متن رمان تو قلب منی
چپه نگاش کردم و گفتم حسود عمته سیرابی؛ من اشاره کنم جلو درمون صف میکشن. دستشو به معنی برو بابا تکون داد و با ایمان به سمت دریا رفتن یه آه کشیدم و گفتم هعی بابا اینم رفت قاطی مرغا. نگار خندید و گفت آره بدبخت داشت خر ذوق میشد دیدی آوا. عمیق نگاش کردم و گفتم: نه. کفششو از پاش در آورد نشونه گرفت و گفت خب درد؛ فقط بلدى عن کنی نه ؟؟؟ لبخند پهنی زدم و گفتم: عن هستی. کفششو پرت کرد سمتم که سریع پشت ارمیا قایم شدم و چپلق؛ خورد تو صورت جلبک که جیگرم از ریشه خنک شد.
چنان عربده ای زد که از پشتش آمدم بیرون رفتم پشت علی. نگار زد تو سرش و گفت: خاک تو سرت کنم آوا بعدش دویید سمت ارمیا و باترس گفت: آقا ارمیا حالت خوبه؟؟ حالا من این وسط تو کف این آقا ارمیام. دستشو از رو صورتش برداشت و گفت خوبم. بعد راهشو کشید و رفت. بلند زدم زیر خنده و گفتم ریدی.چشماشو ریز کرد و گفت: تو دهنت مگه نه. نیشمو باز کردم و گفتم نه گفتن این حرف همانا و افتادن دنبالم همانا. عین که خ داشتم میدوییدم که یهو رفتم تو شکم یه یارو.
با حرص سرمو آوردم بالا و گفتم هوی گاو میش کوری مگه ؟؟ پسره با عصبانیت گفت: گاو میش ننته بچه. داد زدم: چی زر زدی دوباره تکرار کن تا خشتکتو به سرت پاپیون کنم. تو چشمام نگاه کرد و گفت: نشنیدی ؟؟ گفتم ننته. با حرص یه قدم رفتم جلو با تمام قدرت زدم اونجاش…توقع دارین اسمشو بگن؟ یه عربده زد و افتاد رو ساحلا و گفت دعا کن دستم بهت نرسه. چشمامو ریز کردم و گفتم خیلی داری تفت میدی میدونستی. اون جوری که من زدمت تا دو روز باید کمر غوز راه بری… اینو گفتم و دست نگار و کشیدم …