
دانلود رمان عشق صوری pdf از سیما نبیان منش
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، مافیایی، ازدواج اجباری
خلاصه رمان عشق صوری
شیوا دختر زیبا و شیطونی هست که از قضا چشم خلافکار جذابی به اسم شهرام دنبالشه اما اون به هیچ قیمتی حاضر نیست با این خلافکار وارد رابطه بشه تا اینکه….تا اینکه مادر مجرد شیوا ازدواج میکنه و اون همراه مادرش به خونه ی جدید شوهر مادرش نقل مکان میکنه و اونجاست که در کمال ناباوری متوجه میشه شهرام، همون خلافکار جذاب سمج، پسر شوهر مادرش هست!! پسری که هر شب به اتاق شیوا میره و وادارش میکنه باهاش ….
قسمتی از متن رمان عشق صوری
اینبار اما دیگه دنبالش نرفتم. خسته و زار خلاف جهتی که اون رفته بود به راه افتادم و خودمو به ایستگاه اتوبوس رسوندم. تمام مسیر اونقدر تو فکر بودم که نفهمیدم کی رسیدم خونه. اون همه تلاش آخرش رسید به اینجا…یه حس گهی بهم میگفت و در نهایت قرار نیست هیچ اتفاق خاصی بیفته. نه من به چیزایی که دلم میخواد میرسم و نه شیدا… ولی من دلم نمیخواست این اتفاقا بیفتن! کلید انداختم و رفتم داخل…مانتوی شیدا رو از تن درآوردم و گذاشتم توی اتاقش و بعد هم راه افتادم سمت اتاق خودم.
لباسامو از تن درآوردم و دراز کشیدم روی تخت. باید یکم دیگه صبر میکردم. البته من محکوم بودم به صبر…باید ببینم چی میشه و برای رسیدن به هدفهام کدوم راه نزدیکتر و بهتره. موهامو با کش بالای سرم بستم و از اتاق اومدم بیرون. تکیه دادم به دراتاق و با اون قیافه ی خواب الود به مامان خیره شدم که با آب و تاب خریدهاشو واسه شیدا رونمایی میکرد. سنگینی نگاه های منو که رو خودشو حس کرد سرشو چرخوند سمتم و پرسید: بیدار شدی!؟
چشمم رو مالیدم و گفتم: مگه شما اصلاً میزارین کسی بخواب. ماشالله زبونتون بند نمیاد! چشم غره ای بهم رفت و گفت: خبه تو هم. الان چه وقت خواب!؟ بیا…بیا ببین چه لباسایی واسه شیدا گرفتم. فرهاد اینارو تو تن شیدا ببینه روانی میشه…البته همین حالاش هم روانی شیداس! نگاهم از مامان که باخنده ها و قه قهه های مستانه اش خونه رو گذاشته بود رو سرش به سمت شیدا که برخلاف مامان شبیه از جنگ برگشته ها بود کشیده شد. چقدر غمگین بود. مثال بارز آدمی که کشتی هاش به گل نشسته باشن! رفتم پیششون.