
دانلود رمان تلبیس pdf از شادی جمالیان
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان تلبیس
نهال، باوری عمیق به سنتها دارد… تا وقتی که ازدواج با کیهان، او را در هزارتوی نقشهای جنسیتی گرفتار میکند. عشق؟ اطاعت؟ یا اسارت؟ خیانت، تنها آخرین حلقه از زنجیرهای است که هر دو میبافند. اما آیا شما جواب را میدانید؟ آیا خائن، همیشه همان کسی است که گناهکار به نظر میرسد؟ …
قسمتی از متن رمان تلبیس
کیهان کارتم را شارژ کرده است و میخواهم یک تغییر اساسی در خودم ایجاد کنم. هنوز یک گوشه ذهنم دل نگران بارداری اعظم است و میخواهم باور کنم او باردار نیست. نگاهم به آینه دوخته میشود. در پشت سرم زنی را میبینم که با موهای شینیون شدهاش سلفی میگیرد و با هر تعریفی لبخندی میزند. از آنهایی که دندانش مشخص نشود. لحظهای چشم در چشم میشویم و به رویش لبخند میزنم. پشت چشمی نازک میکند و همزمان با ترانهای که پخش میشود لب میزند. ناخواسته ابرویم بالا میرود. روبدوشامبر زنانهای از جنس ساتن به تن دارد و به نظرم روی اندازمش خوب نشسته است. با دستی که پارمیدا تکان میدهد به سمتش میروم.
دستهای خیسش را لبه پیش بندش میکشد. -خیلی معطل شدی؟ سری به نشانه نه تکان میدهم. بشین کارتو شروع کنیم. روی صندلیای که میگوید جا خوش میکنم. پیش بندی برایم میبندد و میپرسم: این خانومه کی اومده الان کارش تموم شده؟ -نیاز رو میگی؟ امروز عقد شه… از چهار صبح اینجاست. سوتی میکشم. میخندد و میگوید: دو هفته است دهن آسمان رو صاف کرده همش یه مدل میگیره دستش میاد میگه همینو میخوام باز فرداش نظرش عوض میشه. -خدا بهتون صبر بده. میخندد، سرش را کمی تکان میدهد و دستی بین موهایم میکشد. آرام میگوید: میخواستی ناخن هم بکاری آره؟
از داخل آینه نگاهش میکنم: آره. -پس خوش به حال کیهان شده؟ نخودی میخندد چشمکی حوالهام میدهد. سری تکان میدهم با پارمیدا صمیمی نیستم تا بگویم زور میزنم بلکه به چشم کیهان بیایم. بسم الله را میگوید و مشغول میشود. به کیهان گفتهام در آرایشگاه حسابی کار دارم و دیر میآید. برایش ناهار و شام را حاضر کرده و سر صبحی راهی آرایشگاه شدهام یک پنجشنبه است و میخواهم تغییر کنم. پارمیدا مشغول فویل پیچیدن موهایم میشود بوی دکلره و رنگ مو با مواد کاشت ناخن در هم آمیخته و مشامم را پر میکند. صاحب آرایشگاه ترانهای میگذارد و صدایش را بلند میکند …