
دانلود رمان سال بد pdf از صدف_ز
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، مافیایی
خلاصه رمان سال بد
در “سال بد” زندگی خانواده سلطانی به نقطه عطفی میرسه … آیدا و شهاب که سال ها عشق پاک و بی غل و غش کودکی رو با هم تجربه کرده بودن، آماده پیوندی همیشگی هستن. اما خطای سنگین شهاب، همه چیز رو فرو می ریزه! آیدا بی قرار برای جبران، تلاش میکنه تا شهاب رو نجات بده… اما حضور عماد شاهید سرنوشتشون رو به مسیری غیر قابل پیش بینی میکشونه.
قسمتی از متن رمان سال بد
خیلی کیوت می شی! پوزخندی زهر دار زد: توی سرم بخوره !دفعه ی پیش مامانم تا مرز سکته رفت و برگشت! نزدیک بود از خونه پرتم کنه بیرون! اون هیچوقت واقعا تو رو بیرون نمی کنه متاسفانه! مامانت یه مدل غیر طبیعی دوستت داره ! هووف ! نفس کلافه اش را فوت کرد بیرون. ادامه دادم: کار خوبی نکردی که صداتو برای مادرت بردی بالا! چیزی نگفت. نفسم را فوت کردم بیرون و نوک انگشت اشاره ام را روی گردنش کشیدم…و با صدایی که سعی می کردم دوباره عصبی اش نکنم پرسیدم : حالا برای چی دعواتون شد ؟ هیچی آیدا برای حرفای بیخود! شهاب! دلخور شدم. تازگی ها خیلی پنهون کاری می کنی ازم! فکر می کردم هیچ راز ناگفته ای نداریم !
اخم کردم و لب برچیده دستم را از دور گردنش برداشتم. خواستم بلند شوم که دستش را گذاشت روی پایم. ماه جان نرو. بدون اینکه سرم را به طرفش برگردانم سر جا بی حرکت ماندم. من حالم بده ماه جان … ! از خودم حالم بده که عرضه مستقل شدن ندارم! بالاخره لب به درد دل کردن گشوده بود ! باز به سمتش سر چرخاندم و با چشم هایی آرام نگاهش کردم. پوزخند تلخی زد: چند سال پیش همه ی عالم و آدم گفتن به جای ورزش و تربیت بدنی برم یه رشته مهندسی درس بخونم …که تهش امیدی داشته باشم به یه لقمه نون !
ولی من …خب دنبال علاقه ات رفتی شهاب! این که هیچ وقت بد نیست! علاقه ی من تویی آیدا… من خسته شدم از این وضعیتی که داریم! دستش بالاتر آمد و طره ای از موهای آبی و تاب دار ِ کنار شقیقه ام را گرفت و میان انگشتانش به بازی گرفت. بهم میگه صبر کنیم موعد مستاجر عمه ها تموم بشه بریم طبقه ی بالا زندگی کنیم!
نفسم را خیلی نرم و محتاط از سینه ام خارج کردم. خداراشکر این را قبلاً از زبان هستی و فافا شنیده بودم …و حالا می توانستم خودم را کنترل کنم و واکنش تندی نشان ندهم. شهاب ادامه داد: من مخالفت کردم آیدا! می دونم دلت می خواد مستقل بشیم …بعد شروع کرد به جار و جنجال کردن…هی می گفت آیدا پرت کرده ! دعوا کردن با مادرت همه چی رو بدتر می کنه شهاب! نباید دهن به دهنش می ذاشتی … !می تونستی بعدا با زبون خوش به عمو رضا بگی…میان حرف هایم پوزخندی زد : عمو رضا کیلویی چند عشق من ؟ مادرم گفت اگه به واحد عمه ها راضی نشیم اصلاً کاری بهمون نداره، نمی ذاره بابا برای جای دیگه پول رهن بده! همین عمو رضا جانت هم یک کلمه نگفت که دلم گرم بشه !