خلاصه کتاب:
مرگ بو دارد بوی سیاهی بوی تعفن مرگ تنوع داشت دردناک سهل یا سخت، مرگ می توانست مار پیتون باشد به دور قربانی یا پیله باشد به دور من لابلای اما یک نوع مرگ هست که از همه درد ناک تر بود. مرگی که به دست هم خونت باشد طناب دار که بیشتر به عقب کشیده شد.
خلاصه کتاب:
من نقره هستم. او عاشق طلا، خواهرم بود. با مرگ طلا، من هویت او را دزدیدم تا با معشوقم باشم. سال ها در یک زندگی پرزرق و برق، اما تهی از عشق، محو شدم. تا اینکه یک فرصت دوباره، ساعتی که زمان را بر می گرداند. حالا می توانم گذشته را اصلاح کنم؟
خلاصه کتاب:
اگه بپرسی عجیب ترین چیزی که دیدم چی بوده، بدون فکر میگم: خودم! تصور کن با یه رمان واقعی تونستم محل زندگیِ خوناشام هارو پیدا کنم، جلوشون بایستم و دقیقاً همون روزی که قرار بود منم به خوناشام تبدیل شم، کشته بشم و راهی دنیای جادو به نام «سقر» بشم. الآن اینجام رو به روی پادشاهی جهنمی و مغرور که با لبخندِ زیرکانهش دلش می خواد اسیرانشو برگردونه. سوال اینه: اگه بمونم چی میشه؟ اگه برگردم و دیگه نمانم چی؟ یا اصلاً اگه ما عاشق بشیم؛ من قاتل، اون مقتول؟!
خلاصه کتاب:
چهار سال پیش، بعد از رفتن ساره، چند نفر از همکلاسی هایش تنها در عرض یک ماه از دانشگاه اخراج شدند. امروز، همان افراد در مشاغل کلیدی حضور دارند...اما ناگهان سرنوشت همه شان در یک هفته با بحران های کاری غیر قابل توضیح گره می خورد. درست در همین زمان، دعوتی اسرارآمیز آن ها را به محلی می کشاند که آخرین خاطره مشترکشان پیش از اخراج رقم خورده بود. هیچ یک نمیدانند چه کسی آن ها را به آنجا فراخوانده، اما شرط ادامه ماجرا روشن است: حضور فردی که باید جمع را کامل کند. آن فرد کسی نیست جز "ساره طریقت"، دختری که بعد از ترک دانشگاه برای همیشه ناپدید شده بود.
خلاصه کتاب:
رقصنده ی درد داستان دختری به نام آیه است که مانند هزاران دختر این سرزمین در نوجوانی با یک اتفاق تباه شدن را تجربه کرد و مسکوت ماند. او ناخواسته وارد بازی ای می شود سراسر از دروغ، ورق بر می گردد و حال او زنی است در آستانه عاشقی...و آیا مادران این سرزمین به پسران خود آموخته اند زن را دوست بدار همانگونه که هست ؟
خلاصه کتاب:
لحظه ای که او را دیدم، بی اختیار خاطره ای زنده شد؛ روزی که سر تصمیمم با مامان بارها و بارها کشمکش داشتیم. مادری که همواره مخالف رفتنم بود و دیگران را واسطه می کرد تا مرا به ماندن راضی کند. اما من، راه نجات را تنها در رفتن یافته بودم... و اکنون این صحنه، همچون انعکاسی از آن روز پیش رویم ایستاده است.
خلاصه کتاب:
داستان رعنا، دختر ساده و رویا باف شهرستانی، از زمانی آغاز می شود که به تهران می رود تا رویاهایش را دنبال کند. اما دل بستگی عاشقانه، او را از تحصیل باز می دارد و برخلاف خواسته خانوادهاش با کامران ازدواج می کند. ازدواجی که بهایش برای کامران طرد شدن از خانواده است. تا اینکه با بارداری ناخواسته رعنا و رفتن کامران، زندگی رنگ دیگری به خود می گیرد...
خلاصه کتاب:
زندگی برفین از اول روی خط باریک خلاف و قانون پیش رفته. همون بچگی یاد گرفت چطور دزدی کنه، چطور زنده بمونه. بعد از آزادی از زندان، به امید کمک به خانواده، وارد معامله ای میشه که سرنوشتش رو رقم میزنه. اما محموله مواد از دستش میره و حالا هر قدمش بوی خون میده. برفین می دونه یا باید تا آخر بجنگه…یا برای همیشه سقوط کنه.
خلاصه کتاب:
در هجده سالگی، میگل مصمم شد تا با ازدواج، گام های بلندتری به سوی آمال خود بردارد. آن پسر، که هیچ نقص ظاهری و مالی در او دیده نمی شد، به نظر برد زندگی می گل می آمد. اما میگل که اهل هیجان بود و طالب تجربه نو، آنگاه که به اتاق پنهانی همسرش چشم دوخت، هراسی به خود راه نداد. حال آنکه این، آغازی بر بازیی بود که به شکلی غریب پیچیده تر می گشت و در نهایت، مهره های بازی دگرگون میشد.
خلاصه کتاب:
هیلا شرافت، مهمانداری ساده که فقط یک روز می خواهد جای دوستش را پر کند. اما در همان پرواز، سرنوشت او با کیامهر معید، تاجر مرموز و بی رحم، گره می خورد. سرقتی بزرگ رخ میدهد و هیلا به عنوان تنها مظنون شناخته می شود. آیا پای دشمنی های پنهان در میان است؟ یا این حادثه آغاز داستانی است که از دل کینه ها، عشقی ناگزیر زاده می شود؟
خلاصه کتاب:
در "سال بد" زندگی خانواده سلطانی به نقطه عطفی میرسه ... آیدا و شهاب که سال ها عشق پاک و بی غل و غش کودکی رو با هم تجربه کرده بودن، آماده پیوندی همیشگی هستن. اما خطای سنگین شهاب، همه چیز رو فرو می ریزه! آیدا بی قرار برای جبران، تلاش میکنه تا شهاب رو نجات بده... اما حضور عماد شاهید سرنوشتشون رو به مسیری غیر قابل پیش بینی می کشونه.
خلاصه کتاب:
این رمان ماجرای زندگی دختریه که در خانواده ای پر از زخم و نابسامانی بزرگ شده؛ پدری که به پای چوبه دار رفته، مادری که خلافکار شناخته میشه و برادرانی که همون راه رو ادامه میدن. اما سرنوشت با دخالت یک مرد ثروتمند ورق می خوره. اون حامی و تکیه گاه دختر میشه، ولی ماجرا وقتی پرتنش تر میشه که برادر همون مرد دل به دختر می بازه. جدایی های ناخواسته، اجبار به ازدواج و کشمکش های احساسی، داستانی پرماجرا و هیجان انگیز میسازه.
خلاصه کتاب:
زندگی ارغوان پس از مرگ همسرش رنگ دیگری گرفته است. او همراه با پسر کوچک و مادرش سعی دارد روزهای سخت را پشت سر بگذارد، اما گرفتار اعتقاد پوسیده ای می شود که او را به ازدواج با برادر شوهرش وادار میدکند...
خلاصه کتاب:
داستان زندگی نفس، حکایت دختری است که زیبایی اش سلاح او شده؛ با مردان ثروتمند ارتباط برقرار می کند و با تهدید، پول به دست می آورد. اما ورود آریا صدر، مردی مرموز و سرسخت، همه معادلاتش را برهم میزند. آنها پیمان عقد می بندند، بی خبر از اینکه آریا پیشاپیش از گذشتهی تاریک نفس باخبر است و هدفی پنهانی در پی دارد...
خلاصه کتاب:
پگاه، که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، مصمم است قاتل والدینش را به سزای عملش برساند. خانواده قاتل اما نقشه دیگری دارند و برای نجات پسرشان، از سامان، برادر ناتنی و بادیگارد خود، می خواهند تا با نقابی دروغین به حریم خصوصی پگاه نفوذ کند و با بازی دادن احساساتش، رضایت را بگیرد. سامان که فکر می کند کنترل کامل بازی در دستش است، وارد زندگی پگاه می شود، اما به زودی در می یابد که پگاه نیز خود بازیگر ماهری است و شاید او تنها کسی نباشد که دارد نقشه میکشد...
خلاصه کتاب:
یلی، دختر ناز پرورده خانواده برزین مهر، یکهو می بیند در یک زندگی جدید گیر افتاده؛ زندگی ای که مجبور شده مهم ترین آدمِ زندگیِ دشمنش باشد، بدون اینکه حتی بفهمد چه زمانی و چگونه این اتفاق افتاده. حالا که دارد برای پیدا کردن حقیقت تقلا می کند، حس می کند همه بهش دروغ می گویند. مخصوصاً آن یکی که ادعا می کند دیگر هیچ دشمنی ای بینشان وجود ندارد!
خلاصه کتاب:
سال دوری از وطن برای آریا مهر کافی بود تا خودش را فردی آزاد بداند، اما بازگشت به ایران و اجبار مادر و مادربزرگ، او را دوباره در بند اربابی عمارت و روستا قرار میدهد. ورود آنیل و مادربزرگش به این خانه، نقطه عطفی میشود که زندگی هر دو را تغییر می دهد. سرنوشت به شکلی غیرمنتظره آریا و آنیل را روبهروی هم قرار میدهد تا در جدال با گذشته و حال، حقیقت را بیابند...
خلاصه کتاب:
فلور دختری ۱۷ ساله است که درگیر مصرف چسب و بنزین شده و زندگی اش در لبه پرتگاه قرار دارد. میثم، پسر عموی معتقدش، می کوشد او را به راه راست برگرداند، اما کمکم مواجهه با رفتارهای فلور، احساسات و تصمیمات او را تغییر می دهد و…
خلاصه کتاب:
نگاهی به روزهای گذشته، ردپای اشتباهات را آشکار می کند. اشتباهاتی کوچک و بزرگ که سایه شان گاهی تا ابد همراه ما می آید؛ درست مانند سایه مرگ، سرد و هراس آور. داستان زن، مرد، کودک و یک قوم دوباره تکرار می شود؛ هر کس به دنبال حفظ حرمت خود است، یکی دل و دیگری خون و خانواده. قصه ساده آغاز می شود، اما شاید امروز سادگی معنای متفاوتی پیدا کرده، چون بغض و دلتنگی همیشه با هم می آیند. دو روایت از دو زمان داریم؛ گذشته ای که گذشته و حال در حال گذر است، اما تقاطع این زمان ها مسیر زندگی و آینده را شکل می دهد. این اتفاق ها حقیقت ها را روشن می کنند، چشم ها را بیدار می کنند و نشان می دهند که هر سنتی الزاماً حق نیست.
خلاصه کتاب:
من داریوشَم... وارث شرافت و خون سلطنتی. برای پیدا کردن یه دختر نقابدار، هیچ وجب از شهر بی خبر از قدم هام نموند. دختری که نزدیک بود با شتاب اسبم له بشه و حالا با نگاه سیاه و مرموزش، خواب و قرار رو ازم گرفته. اون نگاه لعنتی منو به دیوونگی کشونده؛ مردی که دیگه بند و زنجیر نمی شناسه. پس گوش کنید... وقتی زن داریوش زند با اون گام های نازدارش قدم می زنه، هیچ مردی حق نداره حتی نفس بکشه. چشم های حریص شون باید کور شه، چون تفنگ دارای من خوب بلدن ماشه رو برای چه کسی فشار بدن.
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمانهای عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\"
توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان میگیرند و شما را به دنیایی دیگر میبرند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
1082 نوشته
806 محصول
0 کامنت
1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.