آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
دژاوو یعنی آشنا پنداری! یعنی وقتایی که احساس می کنید یک اتفاقی رو قبلا تجربه کردید. وقتی برای اولین بار وارد مکانی میشید و احساس می کنید قبلا اونجا رفتید، چیزی رو برای اولین بار می شنوید و فکر می کنید قبلا شنیدید... فکر کنم برای همه مون این اتفاق افتاده! گلشنِ قصه ی ما همه ی ترسش همین حسه! نه اینکه از خودِ دژاوو بترسه، فقط نگرانه اتفاقات گذشته تکرار بشن و باز هم اون غمی که تجربه کرده به سراغش بیاد. گلشن از شباهت اتفاقات امروزش با گذشته اش می ترسه
- نام کتاب: در رویای دژاوو
- ژانر: عاشقانه، درام
- نویسنده: آزاده دریکوندی
- صفحات: 775
خلاصه کتاب:
اوآخر شهریور بود، ماهی که هواي دم کرده و شرجی گیلان رو به خنکی رفته و شالیزارها خالی از ساقه هاي پر برکت برنج، محل چراي گاوهاي پر شیر می شوند. باد می وزید و بوي خوش دریا را، از دوردست ها با خود می آورد آفتاب بی رمقی که هر لحظه در پس ابري محو می شد، بر صحن حیاط روشن و پاکیزه اي که دیوارهایش پوشیده از پیچکهاي سبز و رقصان بود پرتو می افکند. بانگ خوش خراش فروشنده اي دوره گرد که چانی از باقلا بر دوش گذاشته و فریاد می کشید: پاچ باقلا، پاچ باقلاي رشته.
- نام کتاب: محترم
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: بهیه پیغمبری
- صفحات: 405
خلاصه کتاب:
آتاش تو زمان دانشجوییش عاشق یکی از هم دانشگاهیاش میشه اتاش خانواده مذهبی داره ولی دختره ک اسمش دریاس آزاده و خانواده آزادی داره اینا ی مدت باهمن اتفاقی واسه برادرزاده اتاش میفته برادر زادشم عاشق بوده ولی پدر اتاش اذیتشون میکنه تا اینکه برادرزاده و عشقش بهم میرسن ولی تصادف میکنن هم برادرزاده و هم شوهرش میمیرن اتاش میترسه ب دریا میگه از اول دوستت نداشتم و اینا از خودش میرونتش حالا چند سال گذشته دریا ازدواج کرده و طلاق گرفته و کلی سختی کشیده اتاشم معلم ی روستا شده و…
- نام کتاب: قاموس
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زهرا ارجمندنیا
- صفحات: 898
خلاصه کتاب:
سانتیاگو بالاخره به چیزی که میخواد رسید. بچه اون در درون من رشد میکرد. من سرنوشت آیوی رو بازنویسی کردم و اون رو برای همیشه مال خودم کردم. اوضاع برای ما در حال تغییره. سانتیاگو برام فراتر هیولایی بود که به جهان نشون میداد. زخم هایی رو که زیر خالکوبیش پنهان کرده بود میدیدم. عشق نقطه ضعفیه که مردایی مثل من نمیتونن تحمل کنند. من تصمیم گرفتم اون رو نگه دارم، اما هرگز انتقامم رو رها نکنم.
خیانت نهاییش ثابت کرد که انتقامش بیشتر از عشقمون براش معنی داره. بدون توجه به هرچیزی، من انتقامم رو خواهم گرفت. من اشتباه کردم که بهش اعتماد کردم. یادم رفت چقدر از اشکهای من خوشش میاد. وقتی تموم شد، چیزی رو خواهم داشت که فکر میکردم همیشه بهش نیاز داشتم. من ازش فرار خواهم کرد. من مجبورم. وقتی فرار کنه برش میگردونم.
- نام کتاب: رستاخیز قلب ها
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: ناتاشا نایت و ای زاوارلی
- صفحات: 652
خلاصه کتاب:
این رمان راجب زندگی دختری به نام ثناهست ک با از دست دادن خواهر دو قلوش(صنم) وارد بخشی برزخ گونه از زندگی میشه. صنم بااینکه از لحاظ جسمی حضور نداره اما در بخش بخش زندگی ثنا دخیل هست. ثناشدیدا تحت تاثیر این اتفاق هست و تا حدودی منزوی و ناراحت هست و تمام درهای زندگی رو بسته میبینه اما نقش پررنگ صنم در احساسات وگذشته ی اوسبب ساز اتفاقاتی میشه و....
- نام کتاب: زخم روزمره
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: صبا معصومی
- صفحات: 383
خلاصه کتاب:
درباره دختری نا زپروده است که نقاش ماهری هم هست و کارگاه خودش رو داره و بعد مدتی تصمیم گرفته واسه اولین بار نمایشگاه برپا کنه و تابلوهاشو بفروشه ک تو نمایشگاه سر یک تابلو بین دو مرد گیر میکنه و ....
- نام کتاب: هوادار حوا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه زارعی
- صفحات: 896
خلاصه کتاب:
سحر پدرش رو از دست داده و نامادریش به دروغ و با دغل بازی تمام ارثیه پدریش سحر رو بنام خودش میزنه و اونو کلفت خونه ش میکنه. با ورود فرهاد ...
- نام کتاب: برگریزان
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: ناشناس
- صفحات: 2580
خلاصه کتاب:
نیلا نامی دختری که بعد از سال ها به عشق گذشته اش بر میخوره اما رابطه ی سمی که با سپهر داره و درگیرشِ مانع از رسیدن دوباره اش به دانیار مشرقی میشه. بالاخره تهدیدای سپهر کار دستش میده و یه شب توی بیهوشی اسیر دستاش میشه!
- نام کتاب: نیل
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاطمه خاوریان
- صفحات: 2276
خلاصه کتاب:
مهزاد روشن برترین طراح سرویس جواهرات که با نقشه قبلی وارد شرکت بزرگ جاویدها میشه، طبق رازهای قدیمی که مادرش از گذشته برای اون گفته میخواد از پسر این خاندان امیرجاوید انتقام بگیره اونو عاشق خودش میکنه و کم کم دنیاشو نابود میکنه تا اینکه ورق برمیگرده...
- نام کتاب: زاده ماه
- ژانر: عاشقانه، معمایی، انتقامی
- نویسنده: شکیلا زنگنه
- صفحات: 763
خلاصه کتاب:
تهتغاریم... پسری که از بین همهی پسرای من تابو شکسته و داره تک تک خط قرمزهای مادرشو رد میکنه. پسری به اسم نامدار… که شغل پرحاشیهش، این روزها تنها دغدغهی اونه. نامدارِ من، ماساژ درمانگره و چون کاربلد و زبر و زرنگه، بهش میگن معجزهگر. حالا چرا گفتم خط قرمز؟! چون گاهی مجبوره خلاف میلش، کارهایی رو انجام بده که با هدف اصلیش، یعنی درمانگری، منافات داره… و به نظرتون اون کارها چیه؟
- نام کتاب: گناه نامدار
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فرشته تات شهدوست
- صفحات: 1107
خلاصه کتاب:
دو خانواده که دشمنی بر سر خون دارند و دختر یکی از این خانواده ها بی خبر از گذشته ی تاریک پدرانشان مخفیانه به پسر دشمن پدرش دل میبندد...کارن میر بعد از فهمیدن علاقه ای که پناه به او دارد به پناه پیشنهاد ازدواج میدهد تا مجبور به ازدواج با دخترعمویش نشود و با خانواده ی پدری اش که رابطه ی خوبی با آنها ندارد هم مسیر نشود، غافل از اینکه هیچکدام خبر از گذشته ی تاریک پدرانشان ندارند و حالا که بعد از گذشت یک سال کارن هم دل به پناه بسته خانواده ها منجر به طلاق آنها میشوند ولی این پایان ماجرای پناه و کارن نیست،زیرا که سرنوشت آنها به هم گره خورده است!
- نام کتاب: سرنوشتم با تو بود
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، هیجانی، مافیایی، معمایی
- نویسنده: آلما شایسته
- صفحات: 1034
خلاصه کتاب:
تو چند سالته دخترجون؟ خیلی کم سن و سال میزنی. نگاهم به تسبیحی ک روی میز پرت میکند خیره مانده است و زبانم را پیدا نمیکنم. کتش را آرام از تنش بیرون میکشد. لالی بچه؟ با توام... تند و کوتاه جواب میدهم: نه! نه آقا؟! و برای آن که لال شدنم را توجیه کرده باشم اضافه میکنم. نشنیدم! نگاه عاقلاندرسفیهی به صورتم میاندازد...دستم را روی دستگاه کوچک ضبط صدای انتهای جیبم میفشارم... باید استارتش کنم؟ مکالمات عادی هم ممکن است به کار بیایند؟
- نام کتاب: آتانازی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: هانی زند
- صفحات: 1525
خلاصه کتاب:
کثافت چطور تونستی؟! من دختر خوبی بودم...تو گفتی حواست هست..تو..تو منو بدبخت کردی...حالا جواب بابام و چی بدم آشغال. بی توجه به من و گریه هام از روی تخت بلند شد. همونطور لخت از اتاق بیرون رفت و طولی نکشید که برگشت.
- نام کتاب: آنتریک
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: سارنا آزادرهی
- صفحات: 1851
خلاصه کتاب:
هامان پسر رستم خان پنهانی و بدور از چشم اهالی ده و خانواده هایشان دختر دشمن پدرش، حاج محمود را محرم خود میکند. آن دو عاشق و دلباخته ی هم میشنوند، طی جریان هایی برادر سوما دست به قتل ناخواسته ای میزند و جسد را در گودال غرق میکند. اما این راز سر به مهر نمیماند و با برملا شدنش جانی میرود، عشقی میسوزد و فاصله ها دست به گریبان میشوند...
- نام کتاب: ماه در عقد ارباب
- ژانر: عاشقانه، اربابی
- نویسنده: مهدخت مرادی
- صفحات: 325
خلاصه کتاب:
خسته از تداوم مرور از دست داده هایم، در تلاطم وهم انگیز روزگار، در بازی های عجیب زندگی و ما بین اتفاقاتی که بر سرم آوار شدند، می جنگم! در برابر روزگاری که مهره هایش را بی رحمانه علیه ام چید... از سختی هایش جوانه میزنم و از عشق قدرت... سالوادرو داستان دختریست که به فاصلهی یک روز از میان یک زندگی مرفه به یک زندگی معمولی سقوط میکند… و در بین تقلاهایش سالوادوری پیدا میشود که…
- نام کتاب: سالوادور
- ژانر: عاشقانه، هیجانی
- نویسنده: مارال_میم
- صفحات: 911
خلاصه کتاب:
اسرا یه دختر مذهبی و دانشجو بود که مثل بقیه ی دخترا منتظر شاهزاده ی سوار بر اسب سفید زندگیش بود و حتی تو خیالاتش هم تصور نمیکرد مرد زندگیش همون افسر پلیس گیج و عجیبی باشه که به طور اتفاقی تو یه شب تابستونی سر از اتاقش درمیاره و بهش دست درازی میکنه...بعد اون شب اسرا موند و یه تن دست خورده و روح زخمی که پیشنهاد ازدواج اون مردو قبول نمیکرد اما اینبار بازهم سرنوشت بیکار ننشست...اسرا حافظشو از دست داد و وقتی تو بیمارستان چشم باز کرد مرد جذابی رو کنار خودش دید که خودشو نامزد اسرا معرفی میکرد.
- نام کتاب: ویرانگر
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، روانشناسی
- نویسنده: سمیرا پروانه
- صفحات: 693
خلاصه کتاب:
سر و صدایی که به یکمرتبه از پشت سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی میشد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت سرش، چند متری آن طرف تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب برخلاف تمام شب هایی که او خودش دوستانش را آنجا جمع میکرد، نه حوصلهی بازی محبوبش را داشت و نه دوستانی که نگفته هم حالِ ناخوشِ امشب او را درک کرده بودند و او را با خودش و بزمی که روی میز برای خود برپا کرده بود تنها گذاشتند.
- نام کتاب: یک تو
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مریم سلطانی
- صفحات: 1155
خلاصه کتاب:
ریما دختری طرد شده از خانواده بخاطر اتفاق پوچ، اتفاقی که بی تقصیر ترین آدم اوست... پرستار کودکی می شود، اما!...پدر آن بچه کیست؟! پدری که عشق قدیمی ریما است!
- نام کتاب: دیوار آهنی
- ژانر: عاشقانه، درام، پرستاری
- نویسنده: فاطمه خادمی
- صفحات: 158
خلاصه کتاب:
زندگی که سال هاست دست های خوش بختی را در دست های زمستانی دخترکی نگذاشته است. دخترکی که سال هاست سر شار از غم، نا امیدی، تنهایی شده است. دخترکی با داغ بازیچه شدن، عاشقی شکست خورده. مردی از جنس عدالت، عاشق و عشق باخته. نامردی از جنس شیطانی، نامردی بی همتا. و مردی غرق در خطا،در عین حال پاک تر از آب زلال. با ما همراه باشید تا رسیدن به مقصد آرامش زندگی آریسا موحد. دختری که بین گذشته و آینده اش به دست نامردی در هم گره خورده اند. دخترک نا امیدمان، قسمت کدام سه مرد مهم زندگیش می شود؟
- نام کتاب: حصاری بخاطر گذشته ام
- ژانر: عاشقانه، انتقامی، معمایی
- نویسنده: ن_مهرگان
- صفحات: 651
خلاصه کتاب:
از گلوی من بغضی خفه بیرون می زند…از دست های تو ، روی گلوی من دردی کهنه…گلوگاه سد نفس های من است…و پناه تو چاره این درد…
- نام کتاب: گلوگاه
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: هانیه وطن خواه
- صفحات: 1254