آخرین رمان های ویژه
خلاصه کتاب:
رُز دختری از یه خانوادهٔ سنتی و مبادی آدابه، که بنا به دلایلی پدرش کمر همت میبنده به شوهر دادنش. رز که خونوادهش رو خیلی دوست داره، تصمیمی میگیره که نه سیخ بسوزه، نه کباب...یعنی نه عزیزانش رو ناراحت کنه و نه خودش تو چاه ازدواج بیفته!با خودش میگه حالا که شوهر اجباریه خودم پیداش میکنم و میافته دنبال کاندیدای همسری؛ یعنی هرچی جوون قدبلند و جذاب و پولدار میبینه انتخاب میکنه و نقشه میکشه تا تورشون کنه بیان خواستگاریش...اما از بازی روزگار غافله وقتی اتفاقاتی دور از انتظاراتش میافته...رمان از جنجالم اونورتره
- نام کتاب: شوهر شایسته
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: م.ق.ترنج
- صفحات: 2640
خلاصه کتاب:
من اِلوینم...دختر هجده سالهای که برای فرار از تنهایی قبول کردم یک سال نامزد رئیس مافیای خشنی بشم که دوازده سال ازم بزرگتر بود و یه عروسک برای رفع خواسته هاش، میخواست. رئیس مافیایی که افتخارش سنگدلیش بود و آدماش بهش لقب شکارچی داده بودن. قوانین زیادی داشت و مهمترینش، قانونی بود که برای ارتباطش وضع کرده بود؛ عاشق شدن ممنوع! متاسفانه علیرغم اخطارهایی که داده بود، طی زمانی که باهاش زندگی میکردم عاشقش شدم و...
- نام کتاب: تصاحب
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: شیوا اسفندی
- صفحات: 1741
خلاصه کتاب:
پدر امیر و پدر بی تا، دوستان قدیمی و صمیمی هستن.. امیر ازدواج ناموفقی رو پشت سر گذاشته و حاضر به ازدواج دوباره نیست، اما پدرش شرط واگذاری مدیریت شرکتش رو به امیر، ازدواج با بی تا گذاشته.. بی تا ناگزیر به ازدواجه چون پدرش بیماره و درآمدشون ناچیز.. در دوران عقد امیر و بی تا، پدر بی تا میمیره و بی تا ازدواج رو بهم میزنه.. حالا بعد از دوسال بی تا برای امیر کار میکنه و امیر متمایل و علاقه مند به بی تا شده ولی……….
- نام کتاب: بی تا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: بهاره حسنی
- صفحات: 1235
خلاصه کتاب:
رَسام جدیری بزرگ طایفۀ جَدیریهاس... چی میشه که اون از اهواز به تهران میاد و مسیر زندگیش گره میخوره به دختر هفده سالۀ یحیی،همسر مادرش؟ اون قراره پدر باشه برای دختر بیکس و بیدست و پای یحیی یا مرد رویاهاش؟ چطور میتونه دختری که از نظرش دوست داشتنی نیست رو با خودش ببره اهواز و بشه پناهِ بیپناهیاش؟
- نام کتاب: طلایه دار
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: دلیار
- صفحات: 1676
خلاصه کتاب:
هدیه خبرنگار است وبا پدر و نامادی و دختر نامادری اش زندگی می کند واز زندگی با نامادری و دخترش رضایت چندانی ندارد. اخیرا سردبیر جدیدی با روحیه خشک و سخت و جدی وغیرقابل انعطافی وارد دفتر مجله شده که تا حدودی محیط را مشموش کرده و در این بین رفتارهایی از خود نشان داده که سوءظن هدیه را برای رابطه ناسالمش با دختر نامادری اش فراهم کرده...
- نام کتاب: آقای سردبیر
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مرضیه نعمتی
- صفحات: 861
خلاصه کتاب:
در شبی که باران همزمان متوجه خیانت خواهر و نامزدش و همچنین بالا کشیدن داراییشان توسط دشمنی مجهول می شود، توسط نامزدش، سعید به او داروی مخدر اسکوپلامین تزریق می شود. او که در گریز از سعید است حینی که هوشیاری اش تحلیل می رود کسی را زیر می گیرد و با تهدید های سعید بنا بر لو دادنش به پلیس، مجبور به فرار از ایران می شود و اتفاقاتی گریبانش را می گیرد که پس از چندین ماه تصمیم به بازگشت می گیرد تا از دست رفته هایش را پس بگیرد.از سمت دیگر کامیاب است، پسری در به در به دنبال کار و عاشق پیشه پریسا خواهر باران.به طور اتفاقی باران را در قماری در عوض پول می برد و این می شود آغاز آشنایشان…
- نام کتاب: هفت خاج
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: فاخته حسینی
- صفحات: 1784
خلاصه کتاب:
صدای داد و فریاد مرد ستونهای خانه را میلرزاند، زن ترسیده کنارش رفت: عزیزم آروم. یه هفتهست ازش خبری نیست. شاید براش اتفاقی افتاده! نمیبینی تو نامه چی نوشته؟ آب دهانش را قورت داد، میدانست! متن نامه را از بر بود... دخترش رفته بود تا عاشقی کند و وای به روزشان اگر این عشق خطا میرفت! عزیزم... اون دختر خرابت زیر دست تو خراب شد. آهی کشید؛ وقتی شاگرد اول مدرسه بود دخترِ عزیزم خطاب میشد و حالا شده بود دخترِ خرابش. با اون پسرهی الدنگ فرار کرده. از بس پوست لبش را خورده بود که احساس میکرد الانَست لبش از جا کنده شود. صداتو بیار پایین همسایهها میشنون. مرد با نفرت به همسرش زل زد.
- نام کتاب: حوالی این شهر
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: سمیرا ایرتوند
- صفحات: 1185
خلاصه کتاب:
سدنا بخاطر مشکلات مالی خانواده و محدودیت ها عاشق پسری خوشگذرون میشه و اون پسر رو بت خود می دونه ولی با رها کردن اون پسر، سدنا برای ترس از حرف های بقیه کاری میکنه که شاید بخشودنی نباشه…
- نام کتاب: رقص های بی ناز
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، درام
- نویسنده: مهین امراللهی
- صفحات: 1079
خلاصه کتاب:
اگه نیمه ی گمشده اتو زمان اشتباهی پیدا کنی چی کار میکنی؟ «آمو» به عشق تو نگاه اول اعتقاد داری؟ عشقی که اونقدر قوی و روشنه که حتی تو تاریک ترین لحظاتتم شعله ورت میکنه. باور داری یه جایی تو این دنیا یکی هست که قراره نیمه ی گمشده ات باشه؟ من به اینا باور نداشتم. تا اینکه با اون آشنا شدم. گرتا فالکون. پرنسس مافیایی محافظت شده توسط دیوونه های لاس وگاس. کسی که برا من ممنوعه.
- نام کتاب: فتح سرنوشت
- ژانر: عاشقانه، مافیایی
- نویسنده: کورا ریلی
- صفحات: 1527
خلاصه کتاب:
حامد قرار بود جای همهی نداشته هامو پر کنه، جای برادرش محمد رو... قرار بود هوای عشق برادرش از سرم بیفته ولی من از خودش بریدم چون عشق هیچ وقت از دل آدم نمیره. اما این معنیش نبود که خائن من بودم. یه نفر زودتر جای منو تو قلب حامد پر کرده بود. یه نفر زندگیشو روی آوار زندگی من ساخته بود. حالا من میرفتم تا خودمو از نو بسازم...
- نام کتاب: خشم سرد
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مشیانه
- صفحات: 209
خلاصه کتاب:
تابان دختر یکی از مسئولین سرشناس کشور است که در یک شرکت ساختمانی مشغول فعالیت است و با رئیس شرکت ارتباط دوستانه ای دارد. درست زمانی که تابان از شرکت برای انجام مأموریتی عازم سفر میشود، فردی از گذشتهی تلخش سر راهش سبز میشود و او را ...
- نام کتاب: گریز
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، انتقامی، سیاسی
- نویسنده: منا امین سرشت
- صفحات: 170
خلاصه کتاب:
نامشروع روایت زندگی جانان است . جانانی که در مهمانی یکی از دوستانش توسط فردی ناشناس مورد دست درازی قرار می گیرد و این در حالیست که فقط چند هفته به عروسیش مانده است. زمانی همه چیز خراب می شود که متوجه بارداریش می شود و این تازه اغاز ماجراست …رمانی در سبک تب داغ گناه
- نام کتاب: نامشروع
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی، انتقامی
- نویسنده: غزل ریاحی
- صفحات: 1282
خلاصه کتاب:
همیشه به اینجای ماجرا که می رسید از فکر و خیال میامدم بیرون. دیگه چهره ای از اون پسر دستفروش تو ذهنم نبود و نمیتونستم ادامه ی خاطراتم رو بدون صورتش تصور کنم. راسته که میگن از دل برود هرآنکه از دیده رود. منم همینطوری شدم سالیان سال از اون قضیه گذشت و هر روز یه چیزی از اون فرد رو فراموش می کردم. دختری هستم عاشق یه پسر دست فروش شدم و بهش پول دادم تا بره برای خودش کار پیدا کنه و بیاد خواستگاریم ولی اون پسر میره و دیگه پیداش نمیشه.
چندسال بعد که میخواستم فراموشش کنم میفهمم پسره رئیس شرکتی هستش که توش کار میکنم...
- نام کتاب: پادمیرا
- ژانر: عاشقانه، اجتماعی
- نویسنده: مبینا مهراور
- صفحات: 671
خلاصه کتاب:
يادش بخیر تبریز زیبای من در آن سالها زیر انبوهی از دود گرفتار شده بود .دود باروت.بمب دستی.دود مبارزه و جنگ من تنها ده سال داشتم. چشمان مادر برقی زد و لبخندي عمیق بر چهره ي خسته اش نشست.فنجان چای را بین انگشتان بلندش به بازی گرفته و خیره به پنجره بخارگرفته غرق خاطراتش شده بود. پدرم مرد متمولی بود.زمین دار بود،مالدار بود،دستش به دهانش میرسید و مردم،بسيار سر سفره اش نان می خوردند. ملک ما در یکی از محلات اعیان نشین تبریز بنا شده بود،یک عمارت بزرگ با کلی خدم و حشم که آن روزها چقدر شلوغ تر و پر رفت و آمدتر بود.مردان مسلحی که از صبح خروس خوان تا دمادم غروب کنار مهمات جنگی شان رج می بستند و هنگام تاریکی هوا،پیش از رفتن،فانوس کنار پایشان را روشن می کردند.
- نام کتاب: چراغ قوه
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: یاسمین شریف
- صفحات: 2268
خلاصه کتاب:
مامان با گریه به طرفم اومد و دستمال کاغذی رو زیر بینیش کشید و گفت: مگه نگفته راضی شده یه روز در هفته پناهو بیاریم پیش خودمون؟ خب پس چرا بابات رفت بچهرو نداد بهش؟ گفت... گفت پشبمون شده زیرِ قول و قرارش زده. بابا کجاست؟ مامان با بغض و گریه دستش رو تکون داد: زنگ زد، تو خیابون علاف مونده، میگه حالم خوب نیست حتی بیاد خونه، ببین این پسره چه بدبختی واسمون درآورده... میگم دُرسا دوباره یه زنگ بزن بهش، باش حرف بزن، ببین حرفِ حسابش چیه، واسه چی داره هر روز یه جور دورمون میده... بگو مگه خودت قول ندادی، مرد باش رو حرف بمون دیگه.
- نام کتاب: دُر
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مریم پیروند
- صفحات: 2378
خلاصه کتاب:
پسر قصمون یه کشتی گیر معروفه که عاشق دختر خالشه ولی خب مشکلات زیادی سرراه شون قرار می گیره .
- نام کتاب: نورانی
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زهرا فضلی
- صفحات: 765
خلاصه کتاب:
امیر هاتف امانی معروف به سوز رپر موفقیه که مجبور میشه عشقش نعنا رو که به سختی بهش رسیده رو تنها بزاره و خودشو گم و گور کنه ...بعد از دوسال دوباره سرو کلش پیدا میشه و میفهمه ک بچه داره و میخواد تمام تلاششو بکنه که عشقش و بچشو برگردونه پیش خودش...اما نعنا هیچ جوره دلش باهاش صاف نمیشه و باید دید سوز موفق میشه یا نه...
- نام کتاب: سوز (جلد اول)
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: Shi.r
- صفحات: 1585
خلاصه کتاب:
اولین باری که مریک کرافورد رو دیدم در طول مصاحبه کاریم بود. خوب از نظر فنی، من اون رو بیست دقیقه قبل تر وقتی یهویی وارد اتاق پِرُویی که چند ساختمون پایین تر از محل مصاحبه ام بود دیدم. من داد زدم، اون فریاد زد. بعد از اینکه باهاش کل کل کردم، تونستم در رو روی اون عوضی ببندم.
- نام کتاب: پروژه رئیس
- ژانر: عاشقانه، خارجی
- نویسنده: مترجم خاله ریزه
- صفحات: ۷۸۷
خلاصه کتاب:
پروا برای آزادی برادرش صادق که به جرم قتل به زندان افتاده، حاضره به هر کاری دست بزنه.. خیلی اتفاقی پارسا سر راه پروا قرار میگیره و آدرس برادرش پیمان رو برای کمک به پروا میده.. پیمان وکیلی قهار و کاربلده.. پروا سراغ پیمان میره غافل از اینکه …
- نام کتاب: بندبازی
- ژانر: عاشقانه، معمایی
- نویسنده: الناز محمدی
- صفحات: 1730
خلاصه کتاب:
فکر میکردم تمام چیزایی که تو زندگی نیاز دارم رو کنار خودم دارم: تفنگ، هلیکوپتر و برادرانم. البته بیشتر زنها آرزوی زندگی منو ندارن، اما بعد از چیزایی که دیدم و کارایی که انجام دادم، فکر نمیکنم که خودم هیچوقت آرزوی چیزای بیشتری داشته باشم. باشگاه موتورسواری “سوارانِ شبح” خانوادهی منه و من برای اونا هر کاری میکنم. میخوام اونا از هر خطری دور باشن. حتی اگه این خطر، خودم باشم. فقط یک نگاه کافی بود تا باعث بشه هر چیزی که واسش جنگیدم تا پنهانش کنم کاملا برملا بشه. مامور FBI بودن به اون این قدرت رو میداد که دنیای من رو زیر و رو کنه و …
- نام کتاب: ماشه را بکش (جلد اول مجموعه شبح سواران)
- ژانر: عاشقانه، خارجی
- نویسنده: مترجم فردوس
- صفحات: 302