
دانلود رمان طالع اغبر pdf از یاسمن فرحزاد
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، تخیلی
خلاصه رمان طالع اغبر
روایت یک درخت طلسم شده است، درختی که پدرخوندهی او هر سال یک دختر پاک و نابالغ را زیر آن درخت سیاه تا سر حد مرگ آزار میدهد و بعد جسم پر از درد و رنجورش را روی یک تخته سنگ قربانی میکرد، حالا آن درخت …
قسمتی از متن رمان طالع اغبر
پوف کلافه ای میکشد همزمان که آدامس نعنایش رو بین لپش جابه جا میکرد. سر آرنجش رو روی رونش نشوند و حینی که عینک ویفر مشکی رنگش رو روی موهای طلایی هایلایت خوردش گذاشت، با لب و لوچه آویزون نگاهم کرد. خدایی پارمیس این پسره عن دماغ چیه ازش خوشت میاد؟ حیف تو نیست؟ هرچی تو خوشگلی اون شبیه تبره. خنده پر نازی روی لب هاش نشست. خب حالا توام، خوشبختی که به خوشگلی نیست. پسر باید مردونگی داشته باشه. بعد بادی به غبغب انداخت و یک طوری که نشون میداد آب از لب و لوچهش راه افتاده ادامه داد.
اون روز با یه مازراتی اومد دم دانشگاه، نهال نمیدونی چشم همه دخترا روشه، حق بده نگران شم .پدرسگ تیپش دختر کشه. باباشم با بابام شراکتش داره تموم میشه میترسم از دستم بره. قیافهش شبیه شهرام شپره است. دیوید بکام نیست انقدر واسش ذوق میکنی. ایشی نثارم کرد، کارت هارو روی چمن مجدد چیدم .با اون نگاه گربه ایش هر خطو مثل آدامسش میخورد. چی دراومد؟ به کارت های بدی که براش ردیف شده انگشت شستم رو نشون دادم بلکه خفه خون بگیرن.
با نفسی که مقطع شده، بالای ابروهام رو خاروندم و رو به پارمیسی که فالش بدتر از قیافه دوست پسرش شده، لبخند مزخرفی زدم و گفتم: احتمالا شراکت بابات و باباش با دعوا خراب شه پای پول وسطه، این وسط کارت مهمونی افتاده حتی پیشنهاد و هم صحبتی هم افتاده. احتمالا این بهت زنگ میزنه تو همین چند روزه، این کارت نماد تابستونه فقط اینجا… دستم رو روی کارت دیو گذاشتم و با لحن ملایمی گفتم: خیلی احتیاط کن، از من به تو نصیحت این پسره به درد تو نمیخوره. چشمت فقط پولشو دیده وگرنه همچین آش دهن سوزی نیست.