
دانلود رمان خانم جذاب pdf از یسنا یاسر
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، صحنه دار
خلاصه رمان خانم جذاب
همتا دختر ساده ای که با مردی به نام حسام که دارای مشکل جنسی و روانی است ازدواج میکند اما شب اول عروسیشون اتفاقی میوفته که…
قسمتی از متن رمان خانم جذاب
در اتاق رو زدم وارد شدم. -برو بیرون حسام؛ چیز تماشایی نداریم فعلا! ساعدش روی چشم هاش بود و من رو نمی دید، کنارش نشستم و آروم گفتم: _ برات خوراکی آوردم! آروم دستشو پایین آورد و با اخم نگاهم کرد. نمیدونم چی توی چشم هام دید که اخم هاش پر رنگ تر هم شد و گفت: _ حسام بهت گفته بیا؟ متعجب بهش نگاه کردم؛ چی میگفت برای خودش؟ من اصلا اونو آدم حساب می کردم و که حالا بخوام به حرف هاشم گوش کنم؟
_ نه! گفتم گشنه ای یه چیز بیارم برات، ناراحتی میبرمش. خواستم از جا بلند شم که مچ دستمو گرفت و با صدای تقریبا بلندی غرید: _ برا من ناز نیا همتا؛ من سگ تر از اون چیزیم که فکرشو بکنی، برو از اون شوهر بی غیرتت بپرس بهت میگه که چه چیزایی از من بر میاد! پس روی مخ من نباش؛ فهمیدی؟؟؟ دستم درد گرفته بود؛ با صدای آخم متوجه شد و به ضرب دستمو ول کرد. دیوانه بود انگار! مگه چی گفته بودم بهش؟! رو ازش گرفتم و
با احتیاط روی تخت نشستم. از این تخت هم بیزار شده بودم؛ از درد هایی که روش بهم تحمیل میشد… تحقیر و بلاهایی که توی این ۲۴ ساعت گذشته به سرم اومد ؛ حتی توی مخیله ام هم نمی گنجید…! اردلان گاز بزرگی به ساندویچش زد و نیم نگاهی به من انداخت. هنوز توی شوک این زندگی بودم. سرم رو پایین انداختم و خودمو با انگشت های دستم مشغول کردم. اردلان صبحانه اشو که خورد؛ کنارم دراز کشید و سرمو روی بازوهای بزرگش گذاشت..