
دانلود رمان بعد از آن pdf از آنا تاد
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، درام، بزرگسال، خارجی
خلاصه رمان بعد از آن
تسا یانگ، یه دختر ۱۸ سالهٔ تپلِ درسخون که همیشه همه چیز رو تحت کنترل داره، نمره هایش عالیه و با دوست وفادارش هم رابطهٔ خوبی داره. اما یه روز، هری پسرِ بدجنسِ تتوپوش و گوشواره بند وارد زندگیش میشه و مثل یه طوفان، همهٔ برنامه های تسا رو به هم میریزه!
قسمتی از متن رمان بعد از آن
اگه رفتار بهتری داشت وانقدر یک دنده و احمق نبود…چال صورتش معلوم میشد وقتی میخندید و من هم احساس احمق بودن میکردم. نمیدونستم چی بگم. من معمولا سعی میکنم با کسی دعوا نکنم، ولی فکر کنم این تنها کسی باشه که مجبورم باهاش دعوا کنم. ناگهان در اتاق باز شد و استف وارد اتاق شد. ببخشید دیر کردم. یه جایی مونده بودم و گیر کرده بودم. اینو گفت و به من نگاه کرد و بعد به اون نگاه کرد. معذرت میخوام تس یادم رفت بهت بگم هری قراره بیاد اینجا…دوست داشتم به این فکر کنم که منو استف میتونیم دوستای خوبی بشیم ولی با وجود دوستاش فکر نکنم اینطور بشه…دوستت خیلی بی ادبه…
اینو گفتم چون نمیتونستم تو دهنم نگه دارمشون. هر دوتاشون زدن زیره خنده.. این آدما چشونه؟ چرا انقدر میخندن؟ این داشت بدجور اعصابمو خورد میکرد…هری دوست من نیس…اینو گفت و رو نیست خیلی تاکید کرد. برگشت سمت هری و گفت: تو بهش چی گفتی؟ بعد برگشت به من گفت: هری یه راه خاص واسه صحبت کردن با آدما داره…استف داره بهم میفهمونه که بی ادب بودن تو ذات هریه. این واقعا عالیه!! هری شونه هاشو انداخت بالا و استف بحثو عوض کرد و گفت امشب مهمونی داریم و باید تو هم باهامون بیای…حالا نوبت منه بهشون بخندم. من زیاد اهل مهمونی نیستم.
و اینکه باید برم بیرون و واسه اتاق یه چیزایی بخرم. بی خیـال. این فقط یه مهمونیه. تو الان تو کالجی. یه مهمونی که ضرری بهت نمیرسونه.حالا چجوری میخوای بری مغازه. فکر نکنم ماشین داشته باشی؟ ولی من نمیتونم برم به اون مهمونی…من هیچکسو اینجا نمیشناسم و اینکه میخوام با نواه صحبت کنم امشب…اینو گفتم و هری دوبار خندید و با اتوبوس میرم خرید…تو شنبه نمیتونی با اتوبوس بری چون خیلی شلوغه. هری تورو تا یه جایی میرسونه. درسته هری؟ و تو منو میتونی بیشتر بشناسی وقتی اومدی مهمونی. خواهش میکنم بیـا…من فقط یه روزه میشناسمش. یعنی میتونم بهش اعتماد کنم؟