
دانلود رمان خانوم باش pdf از ونوس
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، بزرگسال
خلاصه رمان خانوم باش
حامی مردی ثروتمند، خشن، قلدر و قدرتمندیه که عاشق خواهر ناتنی خودش پناه میشه و برای اینکه اونو مال خودش بکنه بهش دست درازی میکنه، پناه قصد داره خودشو از حامی دور کنه و همه چیز رو مخفی کنه، اقدام به ترمیم میکنه ولی به طور اتفاقی متوجه ی باردار شدن ناخواسته اش میشه. وحشت زده دست به سقط میزنه که حامی از وجود بچه اش با خبر میشه و ..
قسمتی از متن رمان خانوم باش
دختره اما مثل اسفند رو اتیش شد و شروع کرد جیغ جیغ کردن: پس بگو آقا کجا سرش گرمه ….دوروبرتو با یه مشت کثافت پر کردی و داری تو باتلاق غرق میشی احمق، آخرشم ایدز میگیری و میفتی رو دست من، تا کی باید این رفتارا و سبک سریاتو تحمل کنم هان؟؟؟ چرا به خودت نمیای حامی، تو که اینجوری نبودی، داری میری توی چهل سال آخه تو چه طـ…..با برخورد محکم کریستالِ روی میز به دیوار هر دومون جیغی کشیدیم…
با ترس به حامی عصبی که از رو مبل بلند شده بود و فک دختره رو توی مشتش فشار میداد نگاه میکردیم! با فک منقبض شده و خشم بی نهایتی غرید: داری روی ِنروم میری شیدا، داری روح و روانمو گوه میکنی با حرفات! گورتو گم میکنی یا پرتت کنم بیرون؟! با تعجب و دهنی باز به حامیه وحشی و دختره ی بیچاره که با اشک و بغض بهش نگاه میکرد، زل زده بودم ! چ…چرا با من اینطوری حرف میزنی لعنتی؟! کم آزادت گذاشتم؟؟؟
کم جلوی خودم با اینو و اون پریدی و رو هم ریختی؟! شد حتی یه بارم منو ببینی و بگی شیدای بدبختم گناه داره …. بزار یه نیم نگاهی بهش کنم فقط دلش خوش باشه؟؟هاان؟؟؟ با گریه جیغ زد و مشتاشو کوبید توی سینه و شونه ی ستبر حامی و گفت: خسته ام کردی لعنتی، خستم کردی از بی توجهیات، خستم کردی از بس جلوی چشمت بودم و دیده نشدم، خستم کردی هر موقع پیش یکی بودی، کیو آدم حساب میکنی هاان؟ کیو میخوایش که هیشکی به چشمت نمیاد…