ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

رمان بوسه آفتاب

دانلود رمان بوسه آفتاب pdf از ستایش رخصتی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، طنز 

 

خلاصه رمان بوسه آفتاب 

این داستان درباره یه دختر خوشگل و باحاله که پدر و مادرش رو تو یه اتفاق ناگهانی از دست میده و فقط یه نفر کنارش میمونه که خیلی دوستش داره. بعد یه سری پیشامدها باعث میشه مجبور بشه بره خونهٔ دوست صمیمی پدرش زندگی کنه. اونجا با آدم‌ های جذاب و متفاوتی آشنا میشه و کلی ماجرای باحال و عاشقانه رو پشت سر میذارن…

قسمتی از متن رمان بوسه آفتاب 

ایشالله از جوونیت خیر نبینی بیشور ایشالله بیام سر قبرت کوکائین پخش کنم… با خنده کوسن مبلو برداشت تا تونست منو زد بیشور انگار نه انگار زده لت و پارم کرده حالا هم هی میزنه بابا زورم نمیرسه بهش… با جیغ گفتم: هوووی گوریل آهای خرخاکی اون بالاصدااام میااااد زد زیر خنده و گفت: عوضی خر خاکی عمته نه من. با خنده گفتم: من عمه ندارم لیسه پشمالو گمشو…برو اونور خفه شدم اون کوسنم بزار سر جاش ریدی توش… بابا با خنده کنار رفت و گفت: من میرم دست و صورتمو بشورم تو هم یه فیلمی رو انتخاب کن با هم نگاه کنیم زیر لب گفتم: برو بمیر فقط…گفت: شنیدم چی گفتی ها اداشو درآوردم و گفتم به درک منم گفتم که بشنوی سری از تاسف برام تکون داد و وارد بخش WC شد چیه خب من باکلاسم…

خلاصه با شوخی و خنده فیلم نگا کردیم و وقتی تموم شد تیرداد دستشو انداخت دور شونم و گفت: خب خب خب آباجی ما خوبه؟ با غیض گفتم: آباجی بخوره تو سرت همه جامو شکستی بعد میگی آباجی ما خوبه؟ ایشش با خنده گفت: تقصیر خودته دیگه وقتی شیطنت میکنی باید به فکر عاقبتشم باشی و چوبشم بخوری چشم غره ای رفتم و بعد چند ثانیه نفسشو بیرون داد و گفت: الان وقتشه حرفامو بزنم تو چشای خاکستریش نگاه کردم و اونم شروع کرد به حرف زدن: ببین تلما خودت میدونی بعد مرگ بابا چقد کار کردم تا به چیزی که میخوام برسم تا بتونم از تو و مامان مراقبت کنم میدونی که چقد سختی کشیدم تا وکالتمو تموم کنم و یه وکیل خوب بشم! آره میدونستم که چقد سختی کشید داداشم چقد تلاش کرد و خودشو به آب و آتیش زد تا بتونه یه وکیل بشه…

بعد ادامه داد: دیروز خاله بهم زنگ زد گفت خواهرزاده ی عمو حسین (شوهر خالم) رو زندانی کردن و میخوان حکم اعدامشو بنویسن منم ازش پرسیدم جرمش چیه گفت عمو حسین گفته که با دوستاش بیرون بودن اون روی صندلی شاگرد نشسته و راننده هم دوستش بوده سه تا دیگه از دوستاشم عقب نشستن و خلاصه دوستش اینقد با سرعت رانندگی کرده با یک موتور سوار تصادف کردن و موتور سواره که به مرد مسن بوده در جا تموم کرده میگه بعد از تصادف رامان رو به بیمارستان منتقل کردن و وقتی گفتن راننده کی بوده میگن همین پسر بوده…با این حرف تیرداد دیگه داشتم شاخ در می اوردم. یعنی چی آخه اون که صندلی شاگرد نشسته بوده چطوری میگن راننده خود اون بوده انگار تیرداد ذهنمو خوند…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
این داستان درباره یه دختر خوشگل و باحاله که پدر و مادرش رو تو یه اتفاق ناگهانی از دست میده و فقط یه نفر کنارش میمونه که خیلی دوستش داره. بعد یه سری پیشامدها باعث میشه مجبور بشه بره خونهٔ دوست صمیمی پدرش زندگی کنه. اونجا با آدم‌های جذاب و متفاوتی آشنا میشه و کلی ماجرای باحال و عاشقانه رو پشت سر میذارن...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    بوسه آفتاب
  • ژانر
    عاشقانه، اجتماعی، طنز
  • نویسنده
    ستایش رخصتی
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    827
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
45,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 45,000 تومان
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.