
دانلود رمان اسمارتیز pdf از نازنین محمد حسینی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، طنز، کلکلی
خلاصه رمان اسمارتیز
آریا فروهر برای بچه هاش پرستار میگیره اونم کی دنیز خانم مرادی که تو شیطنت و خراب کاری رو دستش بلند نشده حالا چی میشه این آقا آریا به جای مواظبت از ۳ تا بچه ها باید از ۴ تا مراقبت کنه اونم بلاهایی که دنیز بچه ها سر باباشون میارن که نگم … این وسطا آقا آریا نمیدونه کی دلشو برای ملکه عذابش داده رفته …
قسمتی از متن رمان اسمارتیز
وگرنه مگه مغز خر خوردم برم سیصد ملیون سفته براش امضا کنم؟ کم پولیه؟ نه والا برای ما کم پولی نیست … حالا چه کار ی هست؟ شونه ام رو انداختم بالا. دینا کنترل تلویزیون رو برداشت و صداش رو کمتر کرد تا بیشتر از این برای رسوندن صدامون به همدیگه توی این یه وجب خونه داد نزنیم. نوشته بود پرستار بچه، پنج تومن میدن! میتونم چهار بدم به سیبیل یه تومنم بمونه جیبم. اون یه تومن اضافیشم چهارتا بند بنداز شیش تا لباس برای مردم بدوز جور بشه دیگه.
یهو یه طوری لبش رو بین دوتا دندونش فشار داد که گفتم الان لبش قلفتی کنده میشه ! خاک بر سرم! نکنه ازت بخوان مواد جابجا کنی؟ دستبند مهره ای رنگیم رو بین دوتا دستم جابجا میکردم. هی کشش رو می کشیدم و هی از این دست به اون دست می انداختم. تهش می گن جابجا کن دیگه … وای خاک بر سرت. نکنی این کارو ! انقدر دستبند رو کشیدم که یهو همه ی مهره هاش پخش زمین شد. ای الهی به عذات بشینم. قول میدم زودتر خودم رو خلاص کنم شما به عزام بشینین.
بابا ول کن ننه جان زنده و مردمو ده بار میکشی با این حرفات. خم شدم همونطور که مهره ها رو جمع می کردم گفتم: منم نمیدونم چی به چیه آگهیش توی یه سایت کاریابی بود. برم ببینم خانمه چی می گه. الان برم زن خیابونی هم بشم انقدر بهم پول نمیدن! فحش دون مامان حسابی راه افتاده بود. حین حاضر شدنم زنده و مرده ی بابا رو فحش داد. حقیقتا هم همه ی تقصیرها گردن بابا بود. همونطور که گفتم ایشون یه نموره بیعرضه تشریف داشتن. بابا موقعیت ها ی خوبی برای کار کردن و پول درآوردن داشت ولی رفیق بازی همیشه کار دستش می داد.