
دانلود رمان بهشت من pdf از بهشت من
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
خلاصه رمان بهشت من
خسته از تعصبات خانوادگی و به دنبال عشق واقعی…. دختری که برای رسیدن به مرد مورد علاقش هر کاری میکنه و حتی با وجود افکار قدیمی خانوادش بازم از عشقش دست نمیکشه…..مردی که سال ها برای بی حسی قلبش تلاش کرده و در اخر اسیر عشق دخترک میشه…
قسمتی از متن رمان بهشت من
سریع تو گوگل سرچش کردم که شرکت ساختمان سازی اومد بالا. وارد اطلاعاتش شدم که با دیدن عکس و اسمش دهنم باز موند اسمش به عنوان سرمایه گذار اصلی و مدیر شرکت نوشته شده بود و سریع ادرسشو یادداشت کردم. خودمم نمیدونستم چم شده و این کارا برای چیه اما دست خودم نبود. بالاخره گوشی رو کنار گذاشتم و سعی کردم کمی درس بخونم. زنگ اخر بود و بی حوصله زل زده بودم به تخته ی کلاس…چرا ول نمیکنه اخه؟ سرم درد میکرد و یه کلمه از درس نفهمیده بودم.
تصویر امیر ارسلان مدام جلو چشمام بود و عصبیم کرده بود. چرا اخه اینقد ذهنم درگیر شه؟ مگ میشه عشق اینجوری باشه؟ ولى اخه من که فقط یه بار دیدمش…. اونم از دور کلافه سرمو گذاشتم رو دسته ی صندلیم که دریا خم شد سمتم الیا؟ چت شده تو؟ چشمامو بستم خوبم فقط سرم درد میکنه. دستشو اروم گذاشت رو کمرم و چیزی نگفت. دریا صمیمی ترین دوستم بود و تنها کسی که مامان بابا همه جوره بهش اعتماد داشتن و از نظرشون اوکی بود. ولی فقط خودمون دو تا میدونستیم چه اتیشایی تا حالا سوزوندیم.
بالاخره کلاس تموم شد و با جمع کردن وسایلمون زدیم بیرون. خونه هامون به خیابون با هم فاصله داشت و مسیرمون یکی بود. چقد عاشق این پیاده روی هر روزه بودم اما امروز اصلا حوصله نداشتم. تو پیاده رو داشتیم راه می رفتیم که گفت: حالا دیگه من غریبه شدم؟ نمیخوای بگی چت شده؟ کلافه نگاهش کردم فک کنم عاشق شدم. چند لحظه ای با تعجب نگاهم کرد و یهو زد زیر خنده چه جدیم میگه خاک بر سر. نخند دریا بخدا جديم. گمشو ببینم اخه یعنی چی عاشق شدم؟