
دانلود رمان جگوار pdf از سبا سالاری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، خونبسی
خلاصه رمان جگوار
راجب دختریه که تو یه روستا زندگی میکنه و پدر به شدت متعصبی داره. یکی به این روستا میاد و عاشق خواهر میشه ولی بنا به دلایلی مجبور با ازدواج با این پسر میشه و…. (ماجرای خون بس شدن آلای ۱۴ ساله و امیر والا… عشقی پر از فراز و نشیب، غیرت، خیانت و امید)
قسمتی از متن رمان جگوار
بابا هم اجازه بده اکتای نمیذاره… دارن برای اون میرن خواستگاری… خان ببینه دختر بچه آوردن با خودشون بهش برمیخوره. پس اصلان چرا باهاشون میره؟ اصلان پسره اِلای … تو و اصلان نه ماه تو شکم آنا باهم بودین اما از لحظه ای که دنیا اومدید همه چیز فرق کرد …هنوز یاد نگرفتی هرکاری اصلان کرد تو نکنی؟ بی توجه به او به پولک های روسری ام چشم دوختم. از آیدا دل خوشی نداشتم … از من دو ماه بزرگ تر بود و دختر خان روستای بالا. در آرتاویل اما خان معنا نداشت…
پدرم کدخدا بود اما ترسی که مردم آن روستا از خان داشتند کجا و رفتار مردم آرتاویل کجا. احترام می گذاشتند اما ترس نه! آیدا را چند ماه پیش دیده بودم همراه اصلان بی خبر از اکتای در رودخانه نزدیک روستایشان آب تنی کرده بودیم. اکتای که فهمید جهنم به پا شد و بازهم این من بودم که تحقیر و بدو بیراه شنیدم. انگار نه انگار که اصلان هم پا به پای من آمده و حتی بیشتر از من شیطنت کرده است. مردمان این منطقه عادت کرده بودند به مقصر دانستن همیشگی زن ها …
آسکی؟ میله بافتنی را با غم روی دامنش میگذارد و سر بلند میکند: جان ؟ اصلاً اکتای و آیدا تا به حال همو دیدن؟ سر تکان داد: نمیدونم اما نیازی نیست ببینن … آتا و تیمورخان پدر آیدا تصمیم گرفتن اکتای و آیدا ازدواج کنن … اکتای هم که راضیه پس مشکلی نیست. کنارش روی زمین نشستم … بدون اینکه حرفی بزند روسری را از سرم باز کرد و مشغول بافتن موهایم شد. آیدا چی؟ نفسش را بیرون داد: برای کسی مهم نیست. بی بی جان لنگان به اتاق آمد و به سمت پنجره رفت.