
دانلود رمان رگ پنهان pdf از عالیه جهان بین
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان رگ پنهان
الین به دور از حاشیه با دنیایی صورتی و دلپذیر که در شرف ازدواج با مرد مورد علاقهش مهرداد هست! اما دقیقا تو شبی که لباس عروس پوشیده، مهرداد اون رو به چیزی متهم میکنه که الین گناهی نداره! یک خال که روی ممنوعه الین وجود داره و حتی خودِ الین از این موضوع خبر نداره اما… مهرداد اون رو از خونه بیرون میکنه و خیلی ناخواسته پاش به زندگی یه مرد باز میشه که عرب زبان هست و…
قسمتی از متن رمان رگ پنهان
به تصویر خودم در آینه تمام قد زل زدم و دستی به دامن پف دار و مزین شده لباس عروسم کشیدم تا آرنجم رو با دستکش های گیپور پوشیده بودم ولی لباسم دکلته بود و برجستگی های بدنم کاملا تو چشم بود.. یکم از اکلیل برق میزدم و پوستم رو کمی برنز کرده بودم. موهام فرهای ریز داشت و چشمهام از همیشه خوشکل تر شده بود… اونقدر که مطمئن بودم اگر امید من رو می دید حتما كلى تعريف و تمجید میکرد و می گفت که یه عروسک به تمام معنا شدم…
امید پسر خالم بود و می دونستم منو دوست داشت… از همون بچگی و وقتی که من هنوز نمی فهمیدم تو اطرافم چه خبر بود. عالی شدی دختر… ماشالله شبيه سفید برفی و سیندرلا و زیبای خفته شدی همون قدر زیبا و رویایی یه نفر از انتهای سالن خندید و گفت: بیشتر شبیه راپونزل شده با همون موهای جادویی…موهام زیاد روشن بود و تار ظریف و زیبایی داشت و برق میزد… انگار که کراتینه شده بود!مرسی … فقط خداکنه مهرداد خوشش بیاد یکم سخت پسنده! دست بیتا روی دوشم نشست و من رو چرخ داد تا بهتر خودم رو تو آینه ببینم.
مطمئن باش خوشش میاد. سعی کردم روی چشمات بیشتر کار کنم تا دل آقات رو ببری… دل تو دلم نبود تا هرچه زودتر مهرداد رو ببینم… آخ که دوست داشتم به محض دیدنش همه ی دلتنگی چند ساعته ام رو کنارش کم کنم. دیگه طاقت دوری نداشتم و کاش این ثانیه ها اینقدر کش پیدا نمی کرد. خدا کنه…. مرسی… گفتم یکی از بچه ها وسایلت رو جمع کرده… داماد اومد فقط شنل بنداز میگم وسایلت رو تا ماشین بیارن! خداکنه آقات تو ماشین چتر داشته باشه وگرنه تا به ماشین برسی خيس آب میشی!