
دانلود رمان تابوتم را میخواهم pdf از دینا خالص
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، جنایی، تراژدی
خلاصه رمان تابوتم را میخواهم
یک فروش، یک خیانت. دختری که فکر میکرد خانه دارد، تا وقتی فهمید خانهاش بازاری بود. حالا هر ضربه، یادآور همان جملههاست: مادر… چرا من؟ …
قسمتی از متن رمان تابوتم را میخواهم
با لبخند به سمتم خم شد و با حالتی که تمسخر تو چشماش موج میزد گفت: حالا میخوای بفهمی چرا داداش ما تو رو خریده؟؟ فقط داشتم نگاهش میکردم. به نظر بچه پر شرو شوری میآمد: ببین جونم! ما یه آبجی تقلبی میخوایم چون وقتی من و سپنتا به دنیا اومدیم دوست دختر بابامون با شکم پر… یعنی نه منظورم اینه که حامله بود و فرار کرده چون فکر میکرده حالا که مامان ما یعنی زن بابام دو تا پسر دیگه به دنیا آورده و احتمالا دیگه بابا یه بچه دگ نمیخواد اونم با خودش فکر کرده که شاید بابای ما بفهمه که حامله است مجبورش کنه که بچه رو بندازه! حالا مثلا تو همون بچهای هستی که داداشم داره این همه سال دنبالش میگرده و تو قراره نقش دختر اون زنیکه…
یعنی فریبا رو بازی کنی! هر چند واقعا نمیدونم که فریبا یه دختر بدنیا آورد یا یه پسر! ولی خب ما میخوایم که بگیم یه دختر بدنیا آورده! بقیه جزییات رو هم میتونی بعدا از خود سجکین بشنوی فقط یه نصحیت بهت میکنم وقتی داری باهاش حرف میزنی اصلا بهش زل نزن وگرنه فکت رو میاره پایین! یه نگاه به سپنتا میندازم که داشت پوزخند میزد: فک نکنم این مثل دختر قبلیه خنگ باشه! حداقل ظاهرش که به اسکولا نمیخوره! داشتم به هر چی که اونا به زبون میاوردن با ناباوری فکر میکردم. اینا میخوان من نقش خواهرشون رو بازی کنم؟ اونوقت چرا؟! سوالی و متفکر داشتم نگاشون میکردم. پاشا راحت به مبل تکیه داد و گفت: چرا قیافهات رو اینجوری میکنی؟!
دو سه بار عصبی پلک زدم: من خواهر شمام؟؟؟ با این حرفم صدای خندهی هر دوتاشون بلند شد. نگاهم رو به سمت سپنتا گرفتم. با یه لبخند کوچیک نگام میکرد: نه ولی قراره نقششو بازی کنی. چون سجکین یه سری برنامه برای یکی از رقباش داره! میخواد هر طور شده اونو از زمین بازی حذف کنه! پاشا دنبالهی حرف سپنتا رو میگیره: تو با اون یارو نامزد میکنی تا ضمانت شراکت بین ما و اون باشه بعدش تو رو به عنوان ضمانت بهش میدیم… نه… یعنی تو و اون با هم ازدواج میکنین بعدش هم ما هر بلایی دلمون خواست سر سرمایه یارو میاریم! با یکمی اخم داشتم نگاش میکردم. این نقشه خیلی کار داره. شایدم برنامهاشون حرفهای تر از این نطقی بود که پسره برام خوند …