
دانلود رمان در آغوشت پناهم ده pdf از سارا فرد
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان در آغوشت پناهم ده
دیدی رژ لبمو؟ خندید و گفت: آخه عزیزم، نگفتم بدجور باش، گفتم یه ذره بیخیال… نگفتم منو بکُش، گفتم شوخیکنان دنبالم کن!
قسمتی از متن رمان در آغوشت پناهم ده
خوبه که … من عاشق اینجا بودم واسه من تبعیدگاه مثل یه رازی بود که هر لحظه یه نقطه جدیدی ازش کشف می کردم. هنوزم که هنوزه هیچ کسی به اندازه من زیر و بم اینجارو بلد نیست. می خندم: مشخصه از راهیابی تون. منو ولم کنید بشمار سه گم میشم. بالا خره ساختمان قدیمی نمایان می شود. درختان کوتاه و بلندی که نامرتب دور تا دور ساختمان را احاطه کرده بودند علت دیده نشدن ساختمان از مسافت دور بود. مامان نرگسی با حالتی که انگار غم دنیا به یکباره بر دلش نشسته باشد لب می زند: چقدر داغون شده اینجا. اولین فکری که به ذهنم می نشیند را به زبان می اورم…
فضای ساده خانه در همان نگاه اول به دلم نشست. با دقت اطراف را می کاوم. قدیمی تر از اونیه که تصور کرده بودم. با چند ردیف کاشی کاری محوطه مسکونی از فضای باغ جدا شده بود. کف پوش حیاط کاشی های گلدار لب پرشده و رنگ و رو رفته ای بودند که وسط شان حوض مربع شکل دوپله ای قرار داشت.چند گلدان شکسته هم اطرافش رها شده بود. در جلوترین قسمت خانه تراس باریک و کشیده ای بنا شده بود که چهار ستون سفید اصلی خانه به صورت موازی و با فاصله ای هم اندازه تکیه گاه سقف کوتاه خانه بودند. دو پنجره و دو در باریک چوبی، یکی درمیان نمای گچی را از سفیدی مطلق درآورده بودند.
و آجرهای سه سانتی ترک خورده چند ردیف منتها به سقف خانه هارمونی چرخش رنگ را در ذهنم تداعی کرد. مجددا کلام ذهنی ام بر زبان جاری شد: چه معماری جالبی داره اینجا. نرگس لبخند زنان پاسخ می دهد که: اگه داخل خونه رو ببینی کیف می کنی. و انگار که پتکی بر سرش بکوبند وا می رود: البته به شرطی که داخلشم. مثل بیرونش داغون نشده باشه. دستانم را به قصد همدلی بر شانه اش گذاشته و با سرانگشتانم فشار نرمی وارد میکنم: ناراحت نباشید … ایشالله که همه چیز سرجاشه. مامان نرگسی به خودش دلداری می دهد: البته عاقلانه نیست که بعد از ۱۸ سال همچین انتظاری داشته باشم.