ناب رمان
دانلود رمان های ناب پرطرفدار
ناب رمان

دانلود رمان مرد ممنوعه pdf از هدیه نصیر زاده

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF

موضوع رمان: رازآلود، عاشقانه

خلاصه رمان مرد ممنوعه

در شهری که قوانینش با آهن نوشته شده و هر شهروندی زنجیرِ جایگاه خود را می‌کشد، مردی زندگی می‌کند که نامش روی هیچ زبان و هیچ سندی جا نگرفته است. حتی سایه‌ها از او فرار می‌کنند. برخی پچ‌ پچ می‌کنند که او قاتلی است که هرگز دستگیر نشد، برخی زمزمه می‌کنند که شاید خودِ قانون او را آفریده تا ترس را زنده نگه دارد. اما وقتی رُها، روزنامه‌ نگاری که عادت دارد مرزهای ممنوعه را بشکند، تصمیم می‌گیرد این تابو را بشکند، کشف می‌کند که حقیقت —مثل خودِ این مرد— یک شبح است که هرچه بیشتر دنبالش کنی، بیشتر در تاریکی محو می‌شود …

قسمتی از متن رمان مرد ممنوعه

صدای قدم‌هایم در خیابان خلوت طنین می‌انداخت و ناخودآگاه باعث می‌شد کمی حس ناامنی کنم. اطراف را نگاه کردم همه چیز عادی بود، اما حسی درونم می‌گفت که تنها نیستم. سرعتم را بیشتر کردم. کوچه‌ای باریک و خلوت را انتخاب کردم تا مسیرم را کوتاه تر کنم. همین که وارد کوچه شدم، انگار هوای اطراف سنگین تر شد. دیگر صدای قدم‌هایم تنها نبود. ایستادم، قلبم محکم به سینه‌ام می‌کوبید. به آرامی برگشتم، اما هیچ کس را ندیدم. چند نفس عمیق کشیدم و سعی کردم به خودم مسلط شوم. “شاید توهم زدم” اما آن حس… آن حس لعنتی که انگار کسی از پشت مرا نگاه می‌کند. از بین نرفت. همین که خواستم

دوباره به راهم ادامه دهم، صدای خش خش ضعیفی پشت سرم آمد. فرصتی برای واکنش نداشتم. دستی محکم روی دهانم نشست و مرا با قدرت به دیوار کوبید. صدای خفه‌ای از گلوی من بیرون آمد، اما هیچ کس در اطراف نبود که بشنود. چشمانم گشاد شد. نفسم بند آمده بود. مردی قدبلند و درشت هیکل با چهره‌ای که زیر کلاه و شال پنهان شده بود. دقیقاً مقابلم ایستاده بود. چشمانش وحشی و بی‌رحم بود. “بلاخره گرفتمت” حرف‌هایش مثل خنجری در گوشم نشست. تمام بدنم یخ کرد. سعی کردم دستش را پس بزنم، اما انگار دیوار سیمانی را هل می‌دادم. تقلا کردم، اما او قوی‌تر از آن بود که اجازه قرار به من بدهد. “دفعه‌ی قبل از دستم در رفتی اما این بار نه”

نگاهش ترسناک بود. حس کردم نفسش بوی الکل می‌دهد. قلبم با شدت به قفسه سینه‌ام می کوبید. این مرد کی بود؟ چرا دنبال من آمده بود؟ درست لحظه‌ای که فکر کردم دیگر شانسی برای فرار ندارم، صدای غرش یک موتور در کوچه پیچید. چشم‌هایم سریع به سمت صدا چرخیدند. موتور سیاهی که با سرعت به سمت ما می‌آمد. در کسری از ثانیه مرد مهاجم قدمی عقب رفت اما قبل از اینکه بتواند عکس العملی نشان دهد، موتور سوار با ضربه‌ای محكم او را نقش زمین کرد. صدای ناله‌ی مرد در هوا پیچید. با وحشت به مرد موتور سوار نگاه کردم. چراغ موتور خاموش شد. کلاه کاسکت مشکی روی سرش بود و ماسک سیاهی که تمام صورتش را پوشانده بود …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
در شهری که قوانینش با آهن نوشته شده و هر شهروندی زنجیرِ جایگاه خود را می‌کشد، مردی زندگی می‌کند که نامش روی هیچ زبان و هیچ سندی جا نگرفته است. حتی سایه‌ها از او فرار می‌کنند. برخی پچ‌ پچ می‌کنند که او قاتلی است که هرگز دستگیر نشد، برخی زمزمه می‌کنند که شاید خودِ قانون او را آفریده تا ترس را زنده نگه دارد. اما وقتی رُها، روزنامه‌ نگاری که عادت دارد مرزهای ممنوعه را بشکند، تصمیم می‌گیرد این تابو را بشکند، کشف می‌کند که حقیقت —مثل خودِ این مرد— یک شبح است که هرچه بیشتر دنبالش کنی، بیشتر در تاریکی محو می‌شود ...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    مرد ممنوعه
  • ژانر
    رازآلود، عاشقانه
  • نویسنده
    هدیه نصیرزاده
  • ویراستار
    ناب رمان
  • صفحات
    872
  • منبع تایپ
    ناب رمان
خرید کتاب
45,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • admin
  • 45,000 تومان
  • برچسب ها:
ورود کاربران

درباره سایت
ناب رمان: مرجع دانلود رمان برای موبایل و کامپیوتر. رمان‌های عاشقانه، تاریخی، فانتزی و ... را با بهترین کیفیت دانلود کنید. ❤️📚📱\" توضیحات متا خلاقانه: در ناب رمان، کلمات جان می‌گیرند و شما را به دنیایی دیگر می‌برند. ✨ دانلود رمان و غرق شدن در خیال، همین حالا! 🌊
آمار سایت
  • 1082 نوشته
  • 806 محصول
  • 0 کامنت
  • 1 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ناب رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.