
دانلود رمان شرور pdf از پریسا شکور
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان شرور
هدیه، دختری مغرور که شعله های فتنه اش دامن هر رهگذر را می گیرد. او همه را در چنبرهٔ افسون خویش می افکند، ولی…
قسمتی از متن رمان شرور
یکی یکی سوالا رو جواب دادم و رسیدم به سوالی که آرمان برام توضیح داد، واقعا آسون بود؛ یا شایدم روشِ آرمان واسه حلش عالی بود. برگمو دادم تحویل و خواستم برم بیرون که با صدای استاد سرجام متوقف شدم. بعد از امتحان، جمع بشین همینجا و تحقیقاتون رو تحویل بدین و بعد از بررسی میتونین تشریف ببرین. لبخند کجی نشست روی لبام؛ پس وقتِ به ثمر رسیدن زحمتای دیروزمه…دستمو بردم توی جیبم و فلش رو لمس کردم. هه افشین رادمنش امروز رو دست میخوری بدجور. افشین هیچی از خودش نداره…
یکی از اقوامشون مُخه و افشین هر چی داره از همونه و دیروز هم واسه ی این تحقیق همون مُخ رو آورده بود توی پارک تا اطلاعاتشو براش بریزه توی فلش، منم با زرنگ بازی فلش رو کش رفتم؛ الان وقتشه رو کنم و آتیش بسوزونم. نیم ساعتی بیرون منتظر موندم تا همه برگه هاشونو تحویل دادن. ریحانه رو دیدم که با عجله به طرفم می دوید. چته ریحانه نفس نفس میزنی؟ وای هدیه اگه بدونی دیشب تا صبح خوابم نبرد، همش از عکس العملِ افشین وحشت داشتم؛ نکنه وقتی فهمید دزدیدن فلش کار ما بوده، دیوونه بشه و ازمون انتقام بگیره؟
نه بابا نگران نباش، همین که امروز حالیش بشه ما از اون زرنگ تریم کافیه براش. ریحانه هنوزم تردید داشت ولی من لبخند شرورانه ای روی لبم جا خوش کرده بود؛ دستِ خودم نبود شرارت وجودمو پر کرده بود. دستِ ریحانه رو گرفتم و به طرف کلاس رفتیم. استاد شروع کرد و یکی یکی اسمِ بچه ها رو صدا میزد و میرفتن بالا و کارشونو رونمایی میکردن و درموردش یه سری توضیحات میدادن و میومدن پایین… یدفه استاد اسم افشین رادمنش رو صدا زد. یه کم استرس اومد سراغم؛ آرمان راست میگفت افشین هر کاری ازش بر میاد نکنه وقتی فهمید کار من بوده فلش رو دزدیدم کاری بکنه؟