






دانلود رمان غم پرست pdf از نیلوفر لاری
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان غم پرست
در خلوتگاه تنهایی، زیر گنبد بی کران آسمان، مریدی زندگی می کرد که آیینش غمگساری بود. غصه های بیعلتش، مانند تسبیحی در دستانش می چرخیدند و هر اشک، دانه ای از این مالامال بود. آیا این اشک ها نذرگاه روحش بودند؟ شاید در این جهان، تنها خداوند شاهد این عبادت غم آلود بود…
قسمتی از متن رمان غم پرست
الحق که جشن باشکوه هر چه تمام تر برگزار شد. اقوام دور و نزدیک دور هم جمع شده بودند تا هم در جشن قبولی شرکت کنند و هم با کیان مراسم خداحافظی را بجا بیاورند. وقتی کیان در اغوش ها فشرده می شد و باهمه خداحافظی و به امید دیدار می گفت من می خواستم که از درد و غصه بمیرم! با حرص گوشه لبم را می جویدم و هر ان در انتظار معجزه ای بودم که او را از رفتن به دانشگاه شیراز باز دارد. خودم هم می دانستم انتظار بیهوده ای است و با دعاها و نذر و نیاز من معجزه ای رخ نخواهد داد. او در تمام طول جشن لبخند نفرت امیزی بر لب داشت و انگار که به همه به چشم استهزا نگاه می کرد و در دل دستشان می انداخت. خیلی ها برایش هدیه اورده بودند.
او با بی اعتنایی و بی تفاوتی محسوسی که گویی فقط من متوجه ان بودم هدیه ها را یکی یکی باز می کرد و تشکر می نمود و بی انکه دچار شور و حال خاصی شود به سراغ هدیه دیگر می رفت. شاید اگر من جای او بودم از دیدن ان همه کادو هوش از سرم می پرید و از هیجان زیادی قادر به کنترل کردن خودم نبودم. روز بعد از جشن که انگار روز عذای قلب من بود کیان چمدانهایش را بست او با اصرار عمو مصطفی کت و شلوار به تن کرد و از این بابت ناراضی و ناخشنود به نظر می رسید. عمو مصطفی معتقد بود کت و شلوار به یک جوان ابهت و شخصیت می بخشد و او را در بین دانشجویان دیگر متمایز می سازد.
عمو مصطفی همیشه از پوشش مد روز کیان ایراد می گرفت و او را به سختی مورد عتاب و مذمت خودش قرار می داد و تاکید می کرد که به هیچ وجه از سوسول بازی های او خوش نمی اید و بهتر است که حد و مرز خودش را بشناسد و یاد بگیرد که مثل ادم های متشخص و جا افتاده لباس بپوشد تا از این طریق برای خودش نزد همه عزت و احترامی دست و پا کند. اما کیان به هیچ وجه زیر بار این حرف ها نمی رفت و همیشه هر طور که دوست داشت لباس می پوشید و رفتار می کرد. به نظر می رسید او بیش از اینکه علاقه مند باشد تا مورد احترام کسی قرار بگیرد دوست داشت جلب توجه کند و نظرها را به سوی خودش برانگیزد. برای همین هم با پوشش مد روز خودنمایی می کرد و از این کار لذت می برد.