






دانلود رمان عاشقت میکنم pdf از مهری هاشمی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
خلاصه رمان عاشقت میکنم
در دنیایی که رنگ ها با احساسات انسان ها زنده می ماندند، دختر غصه تنها کسی بود که هنوز می توانست آنها را ببیند…تا روزی که طلسمی همه چیز را بیرنگ کرد. حالا او، با عشقی یک طرفه به مردی مرموز و ۱۶ سال بزرگ تر از خودش گرفتار شده؛ مردی که به نظر می رسد راز دنیای بی رنگ را می داند. آیا آوا می تواند قبل از محو شدن کامل رنگ ها، قلب او را تسخیر کند؟
قسمتی از متن رمان عاشقت میکنم
چشم غره ای بهش میرمو نگاهمو تو جمع می چرخونم و رو جناب دکتر استپ میکنم، به به ماشالله چه برو رویی داره بازوهارو نگاه…پسرم خدا تو رو واسه مادرت حفظ کنه موهاشو نگاه مینکه. دخترم موهام اینقدر خوشحالتو خوش رنگ نیست…رگه هایه طلایی موهاش چه برقی زیر این چلچراغ پذیرایی میزنه نگاهش به باباست که در حال حرف زدنه جون میده تو این زاویه که نشسته یه طرح سیاه قلم از چهرش بکشم حیف که وسایلم باهام نیست. خوب امین خان از خودت بگو…امین دستی به کتش میکشه و گلوشو صاف میکنه و روبه پدر درسا که این سوال رو پرسیده میگه راستش کم و بیش در مورد من میدونین با پدر کار میکنم…
یه گالری فرش داریم که اونجا مشغولم خونه و ماشین هم دارم و سعی میکنم از نظر مالی…جناب دکتر با اخم میپره تو حرف امین و میگه…ملاک ما خونه و ماشین نیست پس بهتره از نظر مالی حرفی نزنی…امین نگاهی به دکتر میندازه و میگه…پس؟ دکتر دوباره خودش حرف میزنه… اخلاق، عشق…اینکه من چقدر عاشقه درسا خانوم هستم باید تو این دو سال بهتون ثابت شده باشه. واسه من و پدرم مهم ترین چیز آرامش درساست پس رو این قضیه تمرکز کن امین خان خیالتون راحت نمیذارم یه لحظه هم آرامشش از بین بره دکتر سری تکون میده و تکیه شو به مبل میده انگار خیالش راحت شده که اخم جاشو به لبخند داده این آقا باید پلیس میشد….
والا جذبش اینقدر بالاست آدم قالب تهی میکنه…عه امین و درسا چرا از جاشون بلند شدن اینقدر سرگرم آنالیز کردن آقایه دکتر بودم نفهمیدم چیا گفتن که الان عروس و دوماد رفتن که حرف بزنن با رفتنشون جمع حسابی ساکت شد. فقط بابا و پدر درسا گاهی اوقات یه چیزی میگفتن پامو رو پام انداختم نگاهمو دادم به کفشایه سبز پاشنه بلندمو شروع کردم به تکون دادنشون تو فکر بودم که با صدایی که تو فضا پیچید چشمام تو گشادترین حالت ممکن قرار گرفت. خوشگله پیغام داری …خوشگله با تو ام پیغام داری. با تمام وجودم اون لحظه میخوام که این صدا فقط از گوشی من نباشه نگاه همه که بر میگرده سمت منو گوشی که تو جیب مانتوم بود خنده مسخره ای میکنم و حرف مسخره تری میزنم… عه فکر کنم با منه…