
دانلود رمان دردسر شیرین من pdf از نگین مرزبانی
با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF
موضوع رمان: عاشقانه
خلاصه رمان دردسر شیرین من
پشت ظاهر آرام یک کافه شیک، داستان خدمتکاری که شغلش را از دست داده با برادر صاحبکار پیوند می خورد. این رابطه عاشقانه که از میان خاکستر مشکلات سر برآورده، با چالش های خانوادگی و اجتماعی روبرو می شود. آیا عشق می تواند بر همه موانع غلبه کند؟
قسمتی از متن رمان دردسر شیرین من
لبخندی به رویش زدم. امروز خیلی کار داشتم و باید زودتر رسیدگی می کردم. اول از همه سراغ نرده ها رفتم و مشغول دستمال کشیدن شدم و سپس پله ها را نیز دستمال کشیدم. الهام خانم گفته بود که اتاق های بالا مطعلق به اعضای خانواده است و اتاق ها ی پایین برای مهمان اما نمی دانستم که کدام اتاق برای آقا حامد است که آن جا را تمیز کنم. نگاهم را بین درهای چوبی قهوه ای رنگ چرخاندم و یکی را انتخاب کردم، دستگیره را در دست گرفتم و چند بار پایین کشیدم اما قفل بود! اتاق کناریاش را گشودم و با دیدن ست قهوه ای، مشکی حدس زدم که اتاق آرسام باشد.
خواستم در را ببندم اما حس کنجکاوی وجودم را قلقلک می داد تا سرکی بکشم. نگاهی به اطراف انداختم، هیچکس نبود. آرام داخل شدم و بدون ایجاد کوچکترین سر و صدا، در را بستم. پاورچین پاورچین سمت تخت رفتم، ملافه اش تمیز و مرتب بود، این طور که پیداست پسر شلخته ای نیست. نگاهم به عطر گران قیمتش که روی عسلی قرار داشت، افتاد. برداشتمش و جلوی بینی ام قرار دادم، از تندی اش اخم هایم درهم شد و دوباره سرجایش گذاشتم. قاب عکس یک نفره اش که با ژست خاصی عینکش را روی موهایش قرار داده بود، برداشتم. خوشتیپ بود و دل هر دختری را می برد اما من هر دختری نبودم.
درسته که از شوخی و حرف هایش می خندیدم اما هیچ وقت پایم را از گلیمم فراتر نگذاشتم. با صدای آرسام که هر لحظه به اتاق نزدیک می شد، هول شدم و با دستپاچگی به اطرافم نگاه کردم. کجا قایم شوم…اگر می فهمید بدون اجازه وارد اتاقش شدم که بیچاره ام می کرد! با عجله قاب عکس را روی عسلی گذاشتم و سمت کمد دویدم. آرسام… حرف هایش را از بر بودم، چند سال است که در این شغل فعالیت دارم اما او دست بردار نبود. ببین آرسام ماجرا اصلا شوخی نیست، از الان بگم که آمادگی داشته باشی. در اتاق را باز کردم و با آرامش قدم برداشتم و باز هم به توضیح هایش گوش سپردم: اگه می دونی که از پسش برنمیای از الان بگو که یکی دیگه رو آماده کنم. کلافه پوفی کشیدم. سیامک بچه که نیستم، خیلی خوب متوجه ام چی میگی.